سلام بچه ها ببخشید پارت ۲ رو دیر گذاشتم.مجبور بودم داستان رو به تعویق بندازم چون وسط امتحانا میان ترم دوم بودم هنوزم هستم ولی فعلا لغون اطلاعیه تعویق افتادن هم گذاشتم ولی نمیدونم چرا ناظر ردش کرد
زندگی لیسا بعد دیسبند شدن:خبر تموم شد و باید فردا راه بیفتم به سمت فرودگاه که برم آمریکا ولی متاستفانه سخته برام ترک اعضا ولی دیگی تصمیمی هست که گرفتم و کاریش نمیتونم بکنم بهتره برم وسایلمو جمع کنم...
خب ببینم چی میخوام.... بعد از جمع کردن وسایل:خب دیگه برم یکم با اعضا برای آخرین بار وقت بگذرونم. لیسا به سمت هال میره و میبینه اعضا در حال فیلم دیدن هستند و از این صحنه که همه اعضا کنار همن گریش میگیره چون به زودی قرار نیست دیگه این صحنه رو ببینه.
لیسا شروع میکنه به گریه کردن و اعضا بهش نگاه میکنن.اعضا به سمت لیسا میرن و ازش میپرسن چیشده و لیسا میگه چیشده.اعضا به فکر فرو میرن و کمی مثل لیسا گریشون میگیره ولی زود تصمیم میگیرن به جای هدر دادن وقتشون با گریه آخرین زمانشون رو باهم خوش باشن
اونها تا ۳ صبح بیدار موندن و خوش گروندن تا اینکه لیسا گفت باید بخوابه که از پرواز جا نمونه و بقیه اعضا میگن باشه و میرن که بخوابن.صبح میشه و لیسا از تخت خواب میاد بیرون و حاضر میشه که بره به فرودگاه
لیسا موقع رفتن اعضا رو میبینه که آمادن باهاش تا فرودگاه بیان اونا حرکت میکنن و میرسن به فرودگاه.لیسا سوار هواپیما میشه با کلی غصه و خبرنگار میره تو هواپیما.هواپیما شروع میکنه به حرکت کردن و اعضا همینطور به حرکت هواپیما نگاه میردن و تا وقتی هواپیما از دید خارج نشد چشم ازش بر نداشتن.
لیسا برای رفتن به آمریکا از آسمون شهر های زیادی از کره رد میشه و آخرین شهر رو که رد میکنه از کره خارج میشه.وقتی که رسید به آمریکا بسیار خسته بود و سریع به سمت هتلی رفت تا یه اتاق بگیره و استراحت کنه و بعد از یه استراحت طولانی پاشه و بره دنبال خونه و ماشین بگرده
بعد از خوابی طولانی لیسا بلند میشه با قیافه ای ناراحت به سمت دستشویی میره یه دوش میگیره و مسواک میزنه و آرایش میکنه و بعد حاضر میشه بره دنبال خونه و ماشین.لیسا باید یه راننده هم برای خودش میگرفت.لیسا چون خوش استایله یه لباس خوب انتخاب میکنه و از اتاقش میره بیرون خواست بره بیرون که یکی جلوش رو گرفت و سعی کرد که لیسا رو اذیت کنه ولی نگهبانا جلوش رو گرفتن
مثل اینکه اون شخص یه آنتی فن لیساست و از لیسا بدش میومده و وقتی با کلی تحقیق فهمید لیسا تو چه هتلی هست به سمت هتل لیسا رفته و سعی کرده بهش حمله کنه.لیسا با ترس از هتل خارج میشه و خبرنگار هایی که دورش بودن رو رد میکنه و سعی میکنه آرامشش رو حفظ کنه سریع یه تاکسی میگیره و میره که دنبال خونه بگرده
لیسا برا خودش یه خونه انتخاب میکنه و میخره.لیسا تصمیم میگیره که فردا بره دنبال ماشین و راننده.عکس خونه لیسا👇
این پارت ۲ بود و این داستان ۴ فصل داره فصل اولش درمورد لیساست و من هر فصل رو به سن اعضا پیش رفتم خب دیگه بای بای🤞💗
داستانم ؟ ی سری میزنی ؟
حتما عزیزم😀
اولین کامنتتتت
عالی بود
ممنون عزیزم😘