
مشکل ناظرا با داستانم چیه😭؟! همش رد میشه، به جون خودم دیگه نمیدونم چی رو سانسور کنم😭
خب کجا بودییییمممممم 🤔🤔...آها😄 از زبان کت🐈⬛: من و لیدی رفتیم روی برج ایفل و من بهش گفتم🐈⬛:«خوش حالم که بالاخره به بزرگترین آرزوم رسیدم و تو ♥️م شدی😁🥳!» لیدی🐞:«نه کت😒! اشتباه نکن تو به بزرگترین آرزوت نرسیدی😒😒...من..من😖.......» اون الآن چی گفت😨؟! گفت من به بزرگترین آرزوم نرسیدم😧؟
من بهش گفتم که بزرگترین آرزوم، رسیدن به لیدیه پس وقتی بهش نرسیدم یعنی 😧...نه😖 این امکان نداره اون جلوی کلی دوربین منو 👩❤️💋👨ید پس چرا باید الآن اینو بگه😖؟! نه کت تو داری اشتباه میکنی...لیدی باگ د.و.س.ت.ت داره آره😃😃...
بعد یهو لیدی گفت🐞:«کت من😖😖.. متاسفم😔 من خیلی تو رو اذیت کردم، دلت رو بارها و بارها و باااااااااااااااااار ها شکستم، تو رو توی 🚮 انداختم، تو رو با سایر سوپرهیرو ها جایگزین کردم، حتی کاری کردم که دیگه نخوای ابرقهرمان باشی اونم دو بار، احساساتت برام اهمیتی ندارن، تا خرخره از راز پر شدم و یدونه شون رو هم به تو نمیگم😓، من😖...من خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی متاسفم😔... گفتم تو به بزرگترین آرزوت نرسیدی..چون بودن با همچین دختری...آرزوی هیچکس نیست😔😢..تو بزرگترین آرزوت اینه که من دیگه خردت نکنم که...😖😖» از زبان لیدی 🐞: خواستم بازم حرف بزنم ولی مغزم دیگه اجازه نمیداد بعد یهو...
که یهو کت دو تا د.س.ت.ا.ش رو گ.ذ.ا ش.ت روی ش.و.ن.ه هام و بهم گفت🐈⬛:«مهم نیست که در گذشته چه اتفاقی افتاده..باید به زمان حال توجه کنیم😉..مهم نیست در گذشته باهام چطور حرف میزدی و رفتار میکردی..مهم اینه که الآن به من ع.ل.ا.ق.ه مند شدی..گذشته رو نمیشه تغییر داد🙃..اگه هم بشه، باعث خرابی هایی در آینده میشه. بزار برات یه مثال بزنم: میشه یه فنجون به من بدی☕؟!» من🐞:«فکر کنم بدونم میخوای چه مثالی بزنی🙃😉..» کت🐈⬛:«اگه راست میگی بگو😌😏» من زدم لیوان رو شکستم و گفتم🐞:«این فنجون (حالا فنجون بود یا لیوان😐🤔؟) گذشته ست و الآن خراب شده.» (یعنی گذشته بدی داریم) من تکه های شکسته ی فنجون رو به هم چسبوندم و گفتم🐞:«من الآن به گذشته برگشتم و سعی کردم درستش کنم ولی..*فنجون رو گرفت توی دست چپش و به کت نشون داد* ولی اون هیچوقت مثل قبل نمیشه...» کت🐈⬛:«وایسا ببینم😐!..تو هم فلش رو دنبال میکنی😃؟! فصل چندی😃؟!؟!» من🐞:«تمومش کردم😌!» کت🐈⬛:«اااااه 🤦🏼 میخواستم اسپویلت کنم ها🤦🏼!» لیدی🐞:«حالا فصل چندی؟» کت🐈⬛:«فصل ۷» یهو...........

(توضیح اسلاید قبل👉🏾:اگه سریال فلش رو دیده باشید، میدونید که همین مثالی که لیدی باگ برای کت نوار زد رو، قبلاً توی این سریال، "جی" برای "بری" و "بری" برای دخترش زده بود و این دوتا از اینجا به "فلش فن" بودن هم پی بردن چون میدونستن که این اتفاق توی فیلم افتاده که اینا اومدن اینجا گفتنش!!!حالا بریم ادامه👈🏻)
یهو دیدم کت گفت🐈⬛:«وای باید برم خونه وگرنه پدرم خودشو در میاره😅 (یعنی پدرش رو در میاره ولی چون خودش پدرشه، اینجوری گفت) شرمنده مای لیدی😅😅😄!» من🐞:«ایرادی نداره کت! منم دیگه الآن ها بود که میخواستم برم😁!» بعد از هم خداحافظی کردیم و................از زبان (نتیجه)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نتیجه: لیدی وایپریون کار کیبوردم بود🙄
من وایپریون میخواستم🙄🙄
یه لحظه وایپریون می خواد از لیدی باگ .... خ.و.اس.ت.ه گاری کنهههههه
عالی♡
تنها نیستی ناظرا کلا اینگار نافشونو با رد کردن بافتی فرت فرت رد میکنن=_=