خنده دار و بامزه .◊ . ◊ . ◊ . ◊ . ◊ . آقا تو مراسم شب چله همه فامیل جمع بودن، یه ۳۰ نفری بودن. مجلس که خوب گرم شد من و داداشم شروع کردیم به تعریف پیشگویی آخر زمان و نابودی زمین که امشب اتفاق می افته و اینا! خوب که با حرفامون ترس انداختیم به همه یواشکی تو شلوغی جیم شدیم رفتیم برق رو قطع کردیم و یه ترقه هم انداختیم. آقا قیامتی شدا! زن ها جیغ می زدن، بچه ها گریه می کردن، چندتایی هم غش کردن. من و داداشمم رو زمین می غلتیدیم از خنده. دیگه برق رو وصل کردیم و گفتیم نترسین شوخی بود
ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻣﯿﮕﻢ ﺯﻧﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﭼﯽ ﺑﺮﺍﺕ ﺧﺮﯾﺪ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺰﺩﺍ 3 ﻓﻮﻝ ﺍﺗﻮﻣﺎﺕ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﻧﮓ ﺭﻭ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﻑ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ؟ ﻣﯿﮕﻢ :ﺁﺭﻩ🚗 ﻣﯿﮕﻪ :ﯾﻪ جوراب ﻫﻤﻮﻥ ﺭﻧﮕﯽ 😂😂
تنبلی چشم چجوریه دقیقا؟ یعنی به چشم میگی این صفحه رو نگاه کن میگه نمیخوام حال ندارم؟😐🤣
اینایی که میگن سر افطار به یادتون بودم الکی میگن ... آدم سر افطار باباش رو هم نمیشناسه دیگه به یاد این و اون بودن و دعا کردن که جای خود داره 😂😂😂
بچه رو به مادرش : مامان چرا بابا کچله؟ مادر : بخاطر اینکه بابات خیلی فکر میکنه! بچه : پس چرا موهای تو اینقدر بلنده؟ 🙄 مادر : خ.. فه شو! 😂😂🤣
#طنز😂 #آینده / معلم : موضوع انشا : تعطیلات کرونا را چگونه گذراندید؟ دانش آموز : بسمه تعالی رختخواب را جمع می کردیم سفره را پهن می کردیم سفره را جمع می کردیم رختخواب را پهن می کردیم 😂😂 ╭┈────『🤣😂♥️』
یک تست مال انیمه و اینا بود نمیدونم چرا ردش کرد🧷🖤
خوبت شد
نظز های خودتون رو بنویسید لطفا
به. تو رب.... نداره