
با یک عدد سم برگشته ام 🗿 اینو یبار ساخته بودم ، ولی صبح خیلی زود منتشر شد 😐
_" همه چی رو برداشتی؟" _" آره. چیزی جا نمونده. راستی ، شما دوتا مطمئنید که نمی خواید با ما بیاید؟"
_" نه. این جوری زیادی جلب توجه می کنیم. فقط ریسک فرستادم دو نفرمون ، یعنی بهترین هامون رو میتونیم بکنیم."
چیتوز نگاهی به نشانه تشکر به اتو خان و یجی گنگ انداخت و راه افتاد. تا سرزمین وحشی های تست دزد ، فقط ۳ راه ساعت بود.
"_ خب، نقشه رو یه دور مرور میکنیم: چیتوز و مکس قراره به وحشی های تست دزد نفوذ کنن و سعی کنن که ممد و حنا رو پیدا کنن. من و رزالی هم لب مرز میمونیم. اگه مشکلی پیش اومد با این منور ها بهمون اطلاع بده تا سریع خودمون رو برسونیم."
چیتوز به ولف گرل و رزالی نکاهی انداخت و گفت: تو راه امکان داره به تایتان بر بخوریم؟ _"امکانش هست. البته فعالیت اونا تو شب کم تره ، پس خطرش هم کمتره. امیدوارم به یه تایتان غیر عادی بر نخوریم ، وگرنه خیلی بد میشه."
همگی سکوت کردند و به راهشان ادامه دادند. جغد های صدا بزی در حال غیبت کردن از همسایه شان بودند و موش های کره خر هم زیر زمین داشتند سبزی پاک می کردند.
شب بسیار سمی ای بود. البته شاید افکار سمی نویسنده این گونه است! مکس که انگار یکی به دم های نداشته اش اضافه شده بود ، جذب پروانه های دم درازی بود که از سر کولش بالا رفته بودند.
کمی جلو تر که رفتند صدای جیغ چیتوز بلند شد: "عررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر!!" جلویش یک تایتان روی زمین ولو شده بود. انگار برای پیک نیک به جنگل آمده بود.
رزالی با بی خیالی گفت: این تایتان نمی تونه از جاش جم بخوره. نترس. مگه یادت رفته که درباره شون چی گفتم؟ اینش به کنار. تایتان به این کراشی! چرا باید ازش بترسی؟
چیتوز دستش را از روی صورتش برداشت به صورت تایتان نگاهی انداخت. راستی راستی قیافه کراشی داشت. چون تایتان قیافه ای همانند لیوای داشت ، آنها نامش را لیوای ژوووووون نهادند!
آنها از لیوای ژوووووون گذشتند و بعد سه ساعت به مرز وحشی های تست دزد رسیدند. "_خب ، از این به بعد رو باید تنهایی بری. البته مکس هم باهات میاد."
چیتوز آب دهانش را قورت داد و نگاهی به مکس انداخت. "_ فقط یادت باشه که نمیری. بیا این تجهیزات مانور سه بعدی هم بگیر. با اینکه آموزشت کامل نشده ، ولی مجبوری در موقعیت های ضروری ازشون استفاده کنی. وحشی های تست دزد به این دستگاه زیاد شک نمی کنن. با توجه به اطلاعاتی که هنگ اکتشاف به دست آورد ، اون ها هم از این دستگاه ها دارن ؛ البته اگه بتونه رازی شون کنی که از یکی از ما ها اونو دزدیدی ، دیگه کاریت ندارن."
چیتوز آهی کشید و دستگاه را به خودش وصل کرد. از اتو خان و رزالی خداحافظی کرد و راهی سرزمین وحشی های تست دزد شد…

کاربرایی که تو این پارت بودن: ❀رزالی❀ ، ᴡᴏʟғ ɢɪʀʟ ، یجیگنگ🔗 ، اتو خان ، چی توز😐
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
لایک جدید
تستچی ظهور تستچی: افسانه های ممد و حنا p10 را لایک کرد.
عررررررررررررررررررررر ، اصلا حتی فکرش رو هم نمی کردم ممد بیاد داستانم رو بخونه !!!!!!!!!!!
لیوای ژووووون😔🤣
😂🤣🤣
منو بوزاررر🤚
اوکی
به طور جدی اصرار دارم!🤣 مرسی اسمم شایلینه ولی اگه خواستی اسم دیگه ای باشه بگو یچی بگم
همین خوبه 🙂👌
میسی
پس چرا منو نمیزاری🥲💔
صبر لازم است
کنیجوا میشه پارت بعدی منم باشممم؟؟؟
اسم به فارسی:شیانگلینگ
مرسییی🌸
اوکی 👌
عررر مرسییی زانشپانپزسنپزا🌸🌸🌸
میشه تو پارت بعدی منم بزاری ؟
باشه. 👌
مرسییییییی
منو گزاشتی تو لیست دوستات؟
گفصتنعبذج۰حغقیذمج۷۴صبانه۲ادمنذذدو🫂💙
😁😊
عالییی اضافه شدی به لیست دوستام🤗
مرسی 😁
🤗
کووو؟چرا پارت بعد هنوز نیومده؟🗿
می آید بزودی
اضافه شدی به لیست دوستام
مرسی🥲
لیوای ژووووووووووون 🗿
😂😂