
یه بار گذاشتم ولی رد شد ناظر این تست ممنون میشم رد نکنی...
رسیدم کمپانی و آروم رفتم تو اتاق جلسه... بهشون گفتم هیسسس... بعد از پش.ت چشمای تهیونگو گرفتم و گفتم: سوپ.رایز... _عه آ.ت توییییی؟؟؟؟ +حدست درست بود...من و عمو بنگ پی دی خواستیم سوپ.رایزت کنیم... _چی هست حالا؟ +تهیونگ؟پسرا؟من عضو هشتم بی تی اس شدم... _چییییی؟؟؟؟ +عمو بنگ پی دی از صدام خو.شش اومد گفت عضو هشتم بشم... ☆تهیونگ ازت میخوام خوب یادش بدی... _ رو چشم.م عمو ☆آفرین...جلسه واسه این بود... حالا ج.شن م.شن میخواین بگیرین با خودتونه... =برو بریم... _برییییم +چی چرا؟؟؟؟؟
=آ.ت بیا خودت میبینی... یونگی د.ست من و تهیونگو گ.رفت و بدو بدو دوییدیم سمت یه جایی و بقیه پسرا پش.ت ما بودن... بعد رسیدیم به یه اتاق که کلی تزئین کرده شده بود.من و تهیونگ جفتمون کُ.پ کرده بودیم... ~سووووپ.رایییززز +_ع.رررررررررررر رو دیوار نوشته بود وارد شدن آ.ت به گروه مب.ارک... گَللل.بببمممم♡
بعد یه چهار ساعتی تو ج.شن بودیم تا تموم شد... وقتی خواستیم بریم... _آ.ت من خونه خودمو ف.روختم که پیش تو زندگ.ی کنم... +عاااللیییههه یه اتاق خالی هم دارم... _پس بریم وسایلمو جمع کنیم و بریم سمت خونه تو +خونه ی من نه...خونه ی ما _خوووداااایااااااا بعد رفتیم جمع کردن وسایلش دو ساعت طول کشید... بعد رفتیم خونه ی ما بعد دو ساعتم چیدیم... _هوووف تموم شد +آره زنگ در خورد... +من میرم باز میکنم باز کردم... +با...با...بابا πسلام دختر.م +س...سلام...بی...بیا تو
اومد تو و من و تهیونگ جف.تمون تو شو.ک بودیم πدختر.م میای بریم تو حیاط یه چیزی باید بهت بگم... +آ...آره...ب...بریم رفتیم حیاط... πدختر.م اون پس.ره که تو خو.نس دو.س پس.رته؟ +آره که چی؟ πمگه جی هوپ نبود؟ +بابا ببین میدونم مجب.ورش کردین باهام بد اخلاقی کنه اتفاقا با هم حرف زدیم و گفت بابام دیگه مج.بورم نمیکنه من عادی باهات رفتار میکنم و دیگه عادییم... πپس باباش مشکلی نداره دیگه نه؟ +نه πباشه ولی بپا... +چرا؟ πاین پسر هم جزوی از ماست...اونم ما.فی.اس... +خب پس شب.یه همی.م...بهت.ر شد... πآره ولی باز مر.اقب باش +اوکی
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
Perfect
thank uuuu:)
پرفکتتت
مرسی گررربونت💜
گود بود:)
ملللسسیییی گللللببوووننتتتت برمممم💜
بک میدم