سلام سلام دوستان خوبم🤗🤗💖💖عیدتون مبارک انشالله سالی پر از شادی و اتفاقات خوب در خانواده هاتون داشته باشید💕💕💕لطفا لایک کنید و نظر بدید😚😚😚😚
روزی روزگاری،در قصری بزرگ و زیبا،پادشاه و ملکه ای مهربان زندگی میکردند، آنها یک دختر بسیارزیبا داشتند اسم او «شاهزاده خانم امیلی» بود.او موهایش به رنگ قهوه ای،چشمانش به رنگ سبز،پوستش سفید.او خیلی زیبا بود.روزی ملکه از دنیا رفت و....
پادشاه پس از چندی با خانمی دیگری ازدواج کرد و او ملکه شد.او خیلی با امیلی مهربان بود.چند روز بعد نامه ای به قصر فرستاده شد آن نامه از پادشاه کشور دیگری برایش نوشته بود او گفته بود:«سلام دوست خوبم ،من ملاقاتی دارم شاید این ملاقات چندماهی طول بکشد و باید بیایی به اینجا.»پادشاه هم قبول کرد و تصمیم گرفت برود.»از موقعی که ....
که پادشاه پایش را از خانه بیرون برد و وارد کالسکه سلطنتی اش شد رفتار ملکه با امیلی برگشت او حالا یک ملکهی بدجنس شده بود هر روز امیلی را کتک میزد و به او دستور میداد یک روز به امیلی گفت:«امیلی!امیلی!کجایی؟😡بازم داری اعصاب خورد میکنی؟ امیلی گفت:«جانم؟»ملکهی بدجنس گفت:«همین حالا برو و سیب سرخ بیاور واگرنه از خانه بیرونت میکنم!امیلی بیچاره از خانه بیرون رفت و با خودش سبد برد و...
در راه جنگل فرشته نجات دقیقا جلوی امیلی ظاهر شد و گفت:«عزیزم! چرا لباست پاره شده؟چرا کبود شدی؟»امیلی سیر تا پیاز ماجرا را برای فرشته نجات تعریف کرد فرشته گفت:«پس که این طور! اگر او تو را اذیت میکند،روزی به سزای اعمالش میرسد تو نگران نباش خدا با توست.»امیلی حرف فرشته را قبول کرد و رفت تا سیب بچیند وقتی داشت سیب را میچید درحال آواز خواندن بود از قضا پسر پادشاه دیگری با اسب سفید خود به جنگل رفته بود وقتی او صدای زیبای امیلی را شنید آنقدر صدا بر دلش نشست که فراموش کرد خدمتکارش دارد صدایش میکند او میخواست با او سخن بگوید اما امیلی سیب را چید و رفت و.....
در راه بود که پسر پادشاه که اسمش «مایکل»بود سریع با اسبش خودش را به امیلی رساند بر زمین زانو زد و گفت:«شاهزاده خانم،من عهد میبندم که تا آخر عمر با هم خوش باشیم👰🏼🤵🏻»امیلی گونه هایش سرخ شده بود.وقتی به قصر رفت پادشاه دقیقا بعداز آمدن امیلی برگشت امیلی با ذوق و شوق پدرش را بغل کرد.پادشاه متوجه شد که در این چند مدت ملکه بدجنس با امیلی بد بوده و او را به سزای اعمالش رساند و امیلی و مایکل با هم به خوبی خوشی زندگی کردند💕
دوستان نازنین💖 امیدوارم از داستان تست من خوشتون اومده باشه🌌لطفا لایک کنید و نظر بدید✨🌙
مثلا تا آخر اردیبهشت 1K شم:)
بک میدم:
پین؟:)
*ادمین دوست داشتی پاک کن:`]
سلام اجی جون بی تی اس و میشناسی؟
میتونی چند پارتی بی تی اس هم بزاری یا تک پارتی فرق نمیکنه منتظر جوابم❤❤
سلام عزیزم💖💖💖
من دیگه در اون یکی اکانتم نیستم ⭐🦋
اکانتتو گم کرده بودم الان به لیست دوستانم اضافه میکنم 🌟
آره میشناسم عزیز🌝🌌
😘😘
دستت درد نکنه عصیصم 🥰🥰
خواهش میکنم خوشگله من💖💖💖😘😘😘
😘😘
😘😘😘😘😘😘💟💟💟💟
سلام خوشگلم ممنونم بابت نظرت💖💖😍😍😍😍😍😘😘
عکس پروفایلت چقدر کیوته 💙🌌💎
سلام🎀
نه دیگه چون رفته بود با پادشاه دیگه ملاقات کنه،بعد از اینکه شاهزاده از امیلی خوشش اومد،برگشت
سلام
پادشاه زیاد زود برنگشت؟