کُردی یه کلمه ی "داپیترکیاگ" داره که معنیش میشه از هم گسیختگی و پاره پاره شدن بر اثر فرسودگی. دقیقا حال الان ماست..
میدونی چیه ، هممون یه جورایی معتاد غم شدیم ، هرچیزی که حالمون رو خوب میکنه ازش دوری میکنیم، با کوچیکترین چیزا اعصابمون رو خورد میکنیم، با حرفایی که اصلا ارزش ندارن زود دلخور میشیم، همش دنبال انتقامیم، تهشم افسردگی میگیریم و گوشه گیر میشیم، خیلیا میریزن تو خودشون و سکوت میکنن، خیلیا براشون مهم نیست و بیخیالی طی میکنن ، خیلیا با دعوا و تیکه کنایه زدن به بقیه حالشون رو خوب میکنن و حس برتری میگیرن، خیلیا با گریه کردن خودشونو خالی میکنن و خوب میشن، خیلیا خیابون و تنها بودن رو انتخاب میکنن تا به آرامش برسن، اما همه میدونیم که این خوب بودن موقتیه و دائمی نیست، ما ادما باید دلیل اصلی ناراحتیمون رو پیدا کنیم و از ریشه حلش کنیم؛ اما اینو یادمون باشه که سعی کنیم کسیو اذیت نکنیم و دل کسیو نشکنیم، تیکه و کنایه نزنیم؛ هوای همو داشته باشیم، اگه یکیمون ناراحته نگیم ایشالا خوب میشی و بعدش خیلی راحت از کنارش رد شیم، بیاین از الان به بعد مراقب اطرافیانمون باشیم، سعی کنیم بیشتر کنار هم باشیم، هممون واقعی خوب باشیم و باهم بخندیم!
آروم نشستی واسه خودت مشغولی ، یهو یه چیزی از اعماقِ وجودت شروع می کنه آروم آروم بالا اومدن، یه غمی که فکر می کردی فراموشش کردی، عینِ یه فیلِ خسته می شینه رو سینهت ، میگه: حالا نفس بکش ببینم . . .
الان دقیقا توی اون نقطه از زندگی ایستادم که کافکا میگه: "از زندگی با مردم، از حرف زدن، عاجزم! کاملا در خود فرو رفتهام، به خودم فکر میکنم چیزی ندارم به کسی بگویم.. هرگز؛ به هیچکس!"
زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر با آمدن واژه برگرد، بگرید.. زشت است ولی، زشت تر این است که عشقت بر شانه یک آدم نامرد بگرید.
"شازده کوچولو گفت: بعضی کارا، بعضی حرفا بد جور دل آدم رو آشوب میکنه گل گفت: مث چی؟ شازده کوچولو گفت: مث وقتی که میدونی دلم برات بیقراره و کاری نمیکنی... _دلم بیقرارته...
مادر بزرگم آلزایمر گرفت و یه روز عکس عروسی خودشو روی دیوار دید و گفت: "این زن کیه که مرد منو بغل کرده؟" خودش رو فراموش کرده بود ولی پدر بزرگم رو نه، به نظرم عشق همینه، همینقدر ساده، همینقدر وحشتناک