
پارت هشتمممم:) گفتم که اگه منتشر بشه بازم پشت سرش پارت میزارمم:))) ناظرلطفا منتشر کن چیز بدی نداره
شب... تهیونگ_جیمینا پس اعضا کی میان؟ جیمین_نمیدونم ساعت ۱٠:۳٠شد گوشی جیمین زنگ خورد جیمین_واستا جانگکوکه از نظر جیمین جواب دادم جونگکوک_هیونگ ما فردا شب میایم _فردا؟ جونگکوک_آره هیونگ توهم عجله کن و بیا کار واجبه به تهیونگم بگو بیاد _تهیونگ نمیتونه بیاد جونگکوک_چرا هیونگگگگگ _چون.... چونکه.... ام..... ات حالش خوب نیست خب اینم بهونه چه بهونه قشنگی ات بدب*ختم افتاد تو دردسر:/ جونگکوک_چش شده؟ _بیحاله چیز مهمی نیست تهیونگ میخواد برای احتیاط پیشش باشه منم الان میام تهیونگ اومد تو اتاق تهیونگ_جیمین هیونگ قبل رفتنت بیا کارت دارم _باشه _من دیگه برم تقریبا ۱ ساعت ۲ساعت دیگه اونجام جونگکوک_نشه ۳ ساعت _نه الان میام قط کردیم
از نظر ات پس چرا جیمین نمیاد جیمین اومد جیمین_چیکارم داشتی تهیونگ؟ تهیونگ_یه جا به جایی کوچیک برام انجام میدی؟.... آخه حالم خوب نیست جیمین_فرصت طلب چی میخوای؟ تهیونگ_تخت اتو بیار پیش تخت من جیمین_جانم؟ تهیونگ_وااای منح*رفا منظورم اینه که بیارش تنها نباشم جیمین_آهان اوکی چی بگم؟ از خجالت آب شدم رف:/ منم داشتم کمکش میکردم تهیونگم به دیوار تکیه داده بود دست به سینه وایساده بود تهیونگ_ات بیا این چرا ریز ریز میخنده؟:/// _بله؟ تهیونگ_تو چرا دس میزنی خودتو خسته میکنی؟ ببین چه قشنگ دارم ازش کار میکشم اونم انجام میده با خنده_گناه داره خب تهیونگ_باشه خیلِ خب تو برو استراحت کن خودم هستم _ولی.... تهیونگ_ولی نداره برو منم رفتم دسشویی از نظر تهیونگ
از نظر تهیونگ تهیونگ_جیمین تخت منو اتو بچسبون بهم جیمین_چی؟ تهیونگ_آخه اون میخواد فیلم ترسناک ببینه منم میخوام ببینم جیمین_از دست تو خیل خب کمکش کردم اتم اومد جیمین_خب من دیگه برم از نظر ات با جیمین خدافظی کردیم _تختامون.... چرا اینجوریه؟ تهیونگ_نمیدونم جیمین کرد(جیمین بدبخ:/) تهیونگ_ولش اینارو مهم نیست تو برو فیلمو پلی کن... وایسا... یه فیلم بودا..آمریکایی بود.... اها اره اونو بزار.... داریش؟ _آره دارم خودم دیده بودمش فقط یازده دوازده سالم بود دیگه نمیتونستم تا ۱هفته به دور و برم اعتماد کنم ولی مهم نیست چون فقط تهیونگ میخواد اوکیه ولی یه جا خونده بودم تهیونگ از فیلم ترسناک متنفره الان چرا دلش میخواد دقیقا؟:/ از نظر تهیونگ نشسته بودم رو تختش اونم اصلا حواسش به من نبود اومد نشست رو پام😂 دم گوشش_ما فرض بر این میگیریم که اتفاقی افتادی
ات_ببخشید من واقعا اتفاقی افتادم دردت گرفت؟ تهیونگ_نه😂 اره ۹رو میدیدم ات میترسید اخه ترس داره فیلم به این قشنگی؟(یا جدم ترس نداره؟) ولی نه خودمم میترسم ات دیگه داشت ناخوناشو میجویید یکم بهش چس*بیدم که فقط نترسه و گرفتمش تو بغ*ل _اینکارو میکنم که نترسی دیگه هم ناخوناتو نخور ات_با... باشه از نظر ات امیدوارم نفهمه ضربان قلبم رفته رو۱٠٠٠آخه این بچه چجور میتونه انقد هات و کیوت باشه؟ فیلم تموم شد تهیونگ_تو خوابت میاد؟ _نه تهیونگ_منم نه _پس بزار برم یه چیزی برات درست کنم خیلی وقته چیزی نخوردی تهیونگ_نه نه یه لیوان شیر کافیه _باشه پس میرم تهیونگ_نمیترسی که نه؟..... آخه برقا بد موقع رفت وقتی فیلممون تموم شد برقا رفت _نه نه چراغ قوه گوشیمو روشن میکنم تهیونگ_ولی من میترسم😂
_پس هندزفری بزار تو گوشت و صداشو تا ته زیاد کن و چشاتو ببند و حتما برو زیر پتو با آهنگتم بخون و به معنیش توجه کن تا حواست پرت بشه تهیونگ_باشه پس همین کارو کرد منم رفتم شیر بیارم رفتم تو آشپز خونه شیرو ریختم که شارژ گوشیم تموم شد _نه الان نه یه صدایی شنیدم مثل باز شدن در بود آروم_یا خدا تهیونگ تهیونگ همونجا نشستم دیدم دزد اومده تو آشپز خونه یه چ*ا*ق*و برداشتم رو رفتم طرفش اونم یکی از گلدونای آشپزخونه رو زد تو سرم و سیاهی مطلق از نظر تهیونگ چرا نمیاد آهنگو خاموش کردم هندزفری رو در آوردم و از زیر پتو دراومدم که صدای فرار کردن به گوشم خورد یه چیز سیاه فرار کرد (دزد بوده دزدا اکثر مشکی میپوشن و کلا فقط چشاشون پیداست) رفتم تو آشپز خونه هر قدمی که بر میداشتم بیشتر میترسیدم دیدم ات افتاده رو زمین جوری زیر دلم خالی شد انگار طرف مامانمه رفتم سمتش _ات.... ات.... پاشو از سرش داره خون میاد بغلش کردم بردمش تو ماشین رسوندمش یه بیمارستان شبانه روزی یه مدت بعد.....
دکتر اومد _خوب میشه؟ دکتر_میتونید ببینیدش بهوش اومده اصلا خوشبه حالش که یه همچین شوهر کاریزماتیک و خوشتیپ و نگرانی داره ها بعدشم رفت پناه بر خدا دکترام دیوونه شدن رفتم پیشش _خوبی؟ ات_آره خوبم از نظر ات سرم درد میکرد تهیونگ_چجوری این اتفاق افتاد؟ _درست و حسابی یادم نیست.... با چ*ا*ق*و رفتم طرف دزده.... یهو با گلدون زد تو سرم.... بیخیال میخوام مرخص شم تهیونگ_ولی دکترت یه همچین اجازه ای نداده _تهیونگا لطفا من از بیمارستان خوشم نمیاد تهیونگ_خیل خب مرخصم کرد تهیونگ همش کمکم میکرد راه برم فردا... امروز که پسرا ساعت ۸شب میان باید موزیک ویدیو درست کنیم ولی تهیونگ نمیزاره تهیونگ_نه نمیشه با این حالت که اصلا نمیشه
_تهیونگا هیچ کدوم از آرمیا نمیفهمن باور کن باند پیچی رو باز میکنم بعدشم فقط یه گوشه سرم باند پیچی داره دیگه حالم خوبه تهیونگ_نه نمیشه اصلا _اگه بزاری قول میدم هرکاری گفتیو بکنم تهیونگ_هرکاری؟ _هرکاری تهیونگ_باشه آروم پاشو بریم بیمارستان باند پیچیتو باز کنیم ولی مراقب باش بعدشم استراحت میکنی تا شب _تهیونگا منو تو باید تمرین کنیما یادت رفته؟ تهیونگ_نه به اندازه کافی تمرین کردیم از دست این شب.... موهای تهیونگو آبی کرده بودن و یه تیشرت سفید و کت آبی روش داشت منم موهام رنگ موهای خودم بود دیگه مشکی بود و یه کت کوتاه سفید که دکمه های مشکی داشتو شلوار مشکی که زانوهاش خیلی کم پاره بود و بوت مشکی لژ بلند مشکی بیشتر به تیپم میاد تهیونگ صددرصد نمیزاشت موهامو رنگ کنم بخاطر سرم
شما که تا اینجا اومدی بی زحمت تا آخرش برو یه لایکم بکن یه کامنتم بده😐😔من کلا تو تستام نمیگم لایک کنین یا کامنت بدین یا فالو کنین پس نکردینم نکردین😂

ببین ناظر من گناه دارم به افتخارت عکس پسرا رو گذاشتم تازه خیلیم کیوت افتادن بخاطر قیافه کیوتشون منتشر کن

بل بلللل یکی از نقش اصلی های داستانموننن چقد جذابهههه😂
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
🍫های بیبی امروز به 🌛
👑مناسبت تولد یونگی مون بک مدم 🧚🏻♀️
🔥به تستام سر برن🔥
حتما:))
عالی بود3>
تست اخرم3>
مرسی:)) سر میزنم به تستت زیبا:)