خیر میایم خونتون به همراه بابام
مرینت: ام من قسط ادامه تحصیل دارم
ادرین: تو نه برای مادرت
مرینت: چی داری میگی میفهمی
ادرین: ببین ما میریم سر خونه زندگی خودمون ولی مادرت تنها میمونه بابام از مادرت خوشش اومده
مرینت: یعنی... واقعا که
کیفمم را برداشتم و از انجا رفتم هرچی صدام کرد محل ندادم یعنی چی
پایان فلش بک
خوب مرینت را ادرین راضی میکنه ولی مرینت برای درس به لندن میره ولی الان برگشته پاریس ادرین هنوز مری رادوست داره
خوب این هم یک پارت داستان
😵😵😵😵😵😵
مر: از فرودگاه به خانه رسیدم دلم برای خانه تنگ شده بود شیرینی هاییی که مادرم برام درست میکرد درو باز کردم مادر تا منو دید سریع پرید بقلم و رفتم کنار پردم بهش هنوز آدت نکرده بودم
گ: سلام دخترم خوش امدی
م: ممنون ادرین هستش
گ: شرکت هست
م: خوب من رفتم شرکت
دم شرکت بودم شرکتی که نصفش مال مادرم بود «گابریل به نامش کرده بود» اولین قدم را که گذاشتم دیدیم دعوا شده ادرین داره داد میزنه سر منشی که چرا پرونده ها قاطی شده
شیپ جدید : گابرين . 🤣🤣🤣🤣شوخی کردم اصن بهم نمیان عالی
😂