اگر پسرای HP ببینن داری درس میخونی
هری پاتر : میاد میشینه پیشت و کتابشو مثل تو میگیره دستت و هر کاری که میکنی رو تقلید میکنه و بعد وقتی که تو عصبانی میشی میگه تو داری حرکات منو تقلید میکنی کیوت و تو سرخ میشی و میگی با من بودی و اون میگه مگه ما کیوت دیگه ای اینجا داریم؟!
رونالد ویزلی : بشقاب شیرینی هاشو میاره و میشینه پیشت و چند دقیقه یک بار بهت شیرینی تعارف میکنه و خودش چند تا چند تا میخوره و بعد چند دقیقه پا میشه بره تا مزاحمت نباشه و تو صداش میزنی و اون سرشو تند بر میگردونه و میگه جانم و تو سرخ میشی و میگی هیچی
دراکو مالفوی : اونم کنارت نشسته و داره درسشو میخونه که یک دفعه هر دوتون به مداد سر میز احتیاج پیدا میکنید و میرید برای مداد که دستاتون به هم میخوره و اون دستتو محکم میگیره و بهت میگه : خیلی دوست دارم ( نویسنده م. رد 😵) و تو هم سرخ میشی
تام ریدل : میاد پیشت و ازت میپرسه که داری چی کار میکنی و تو میگی دارم شیرکاکائو درست میکنم و اونم با یه لبخند شیطانی زیبا دستش رو میکشه زیر چونه ات تا سرت بچرخه به سمتش و میگه : با نمک کیوت با من از این شوخی ها نکن اعصاب ندارم (میزنه نصفت میکنه ها)
سدریک دیگوری : میاد پیشت و بهت میگه که میشه چند تا سوال ازت بپرسم که با بله یا خیر جوابمو بدی؟! تو هم میگی باشه بپرس اونم میگی داری درس میخونی میگی: اره میگه اجتماعی؟ میگی آره میگه امتحان داری میگه اره میگه با من ازدواج میکنی تو میگی آره اما حواست به سوالش نبود یه دفعه سرتو بر میگردونی و بعد همدیگر و بغل میکنید و....
فرد و جرج ویزلی : میان و کتابتو از دستت میگرن و بین خودشون پرتابش میکنن تو هم پا میشی بری بگیریش که یهو می افتی بغل فرد و ل. بت با ل. بش بر میخوره و سرخ میشی و جرج حسودیش میشه و اونم میاد بغلت میکنه و ب. وست میکنه