سلام بچه ها چطورین خب اول اینکه من یک چیزی بهتون بگم اینکه من خب خودم مولتی فن چون هستم درباره همه ایدل های کیپاپ مینویسم و اگر دوست داشتین از ایدلتون بنویسم لطفا تو کامنت ها بهم بگین:))

لطفا توضیحات بالا رو اول بخون.... نزدیک یک سالی هست که من کای یواشکی با هم هستیم (یواشکی برای اینکه فن هاش نفهمن و حتی پدر و مادر حساس من....) چند وقتی میشه که برای کنسرتشون رفتن یک کشور دیگه و منم دلم براش تنگ شده طبق معمول با مامان و بابا دعوام شد و دویدم تو اتاقم(طبقه بالا)سرم رو کردم تو بالشتم و شروع کردم گریه..... بعد چند دقیقه گریه نا خود اگاه خوابم برد که یک صدای ضربه به پنجره شنیدم و....
ا.ت : اههه کی؟ بگذار بخوابم.... دوباره صدای ضربه رو شنیدی عصبی شدی بلند شدی با شتاب و عصبانیت در پالکن اتاقت رو باز کردی ا.ت : گفتم کدوم.... یک لحظه خودتو توی بغل های ارامش بخشی که دلت براش تنگ شده بود احساس کردی کای : دلم واست تنگ شده بود... ا.ت : ک...ک....کا....کای؟ کای : اهوم خودمم از خوشحالی جیغ بلندی کشیدی که کای دستشو گذاشت رو دهنت کای : ششششششش جوجه پر سر و صدا مامان بابات صداتو میشنون هاااا دوباره پریدی بغلش ا.ت : دلم واست تنگ شده بوددددددد کای : منم........... ا.ت : چطوری اومدی اینجا؟
کای : از پله های اضطراری صورتشو تو دستت قالب کردی ا.ت : اخخخ پیشی شیطونم کای : میخام بدزدمت ا.ت : چی؟ کای : میخام بدزدمتتتتتتتتت ا.ت : اها بعد اقا دزده این دختر بی گناه رو کجا میبری؟ کای : میبرمت تو قصرم و پرنستت میکنم پرنسس کوچولوی من قربونت برم که دلم واست یک ذره شده بود..... دوباره توی بغل گرمش غرق شدی.... (ادمین داره مور مورش میشه وای یک جوریم شد...) تو هم بغلش کردی و خودتو توی بغل پر معناش رها کردی... کای : کجا ببرمت بچم؟ ا.ت : همه جا با تو خوبه.... کای : بریم ول گردی؟ ا.ت : بریمممممممم
ساعت 2 صبح توی خیابون ها خلوط قدم میزدید هیچچچچ کس نبود فقط شما 2 تا زیر بارون و بدون چتر هر دوتاتون خیس شده بودید دسستو دور بازو های کای قلاب کردی ا.ت : خیلی خوبه.. کای : چی خوبه؟ ا.ت : نعمت پیش تو بودن.... کای لبخنئ شیرینی زد و دماغشو به دماغت مالید کای : من میپرستمت ا.ت ا.ت : منم..... کای : ا.ت ا.ت : جانم؟ کای : امشی میای خونم پیشم بمونی ا.ت : مامان بابامو میشناسی که...نمیشه
کای : باش.... ا.ت : ببخشید... کای : ناراحت نباش خیلی زود واسه من میشی البته الانم هستی ها ولی رسما واسه من میشی موبایلت زنگ خورد مامانت:گدوم گوری رفتی ا.ت؟ ا.ت : اع مامان تو دست شوییم مامانت:اعع ...... باشه......ولی قرار شد تو دست شویی موبایل نبری کیم ا.ت شی... ا.ت : باشه مامان ببخشید...... تلفن رو قطع کردی کای تورو خدا بیا بریم کای : اره ... اره حتما بریم بیا بدوییم تا خونه ها؟ ا.ت : بریم تا خونه رو دویدین و به خونه رسیدین کای : هی کیم ا.ت تو خیلی سریعی ا.ت : دیگه دیگه.... ا.ت : خب.. وقط خداحافظی .... کای : کاشکی میتونستم وقتی پیشتم زمان رو متوقف کنم... باشه برو عشقم مراقب خودت باشه پریدی بغلش ا.ت : خدافظی نمیکنم چون قراره بازم زودیییییی ببیمنت نه؟ کای : البته پرنسس من پشت دستت بوسه ایی زد ا.ت : من برم.... کای : باشه برو از پله های اضطراری اتاقت رفتی بالا و بلند داد زدی ا.ت : من عاشتم کیم جونگ ای شییییی کای : منم کیم ا.تتتتتت
دوستش داشتین؟ نظرتون رو تو کامنتا برام بفرستید
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
ج چ:ته ته
چشممممممم♥🐻