هیچ سخنی ندارم😂😐🚶
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﯼ ﻟﻄﻔﯽ ﺩﺭ ﺣﻖ ﻣﻦ ﺑﮑﻦ ﺩه ﺩﻗﯿﻘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮔﻢ به ﻣﻦ یه ﺧﺒﺮی ﺑﺪﻩ!! ﻣﻦ ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ ﻓﺮﻣﺖ ﮐﻨﻢ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻭﺍﺳﻢ ﺧﺘﻢ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻥ هیچ٬ ﺗﺎﺯﻩ آتیشمم ﻣﯿﺰﻧﻦ 😁😂
شام چی درست کنم چیست؟! اولین جمله مامانا، در حین جمع کردن سفره ناهار 😁😂
یه بار اومدم به دوستم بگم اسم منو به دهن کثیفت نیار. اشتباهى گفتم اسم کثیف منو به دهنت نیار... اصن یه وضى!!! 😳😂
به داداشم گفتم لپتاپمو بده. دو متر کلن از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سُر بده. آخرش گذاشتش روی یه پتو گفت بکِش از اون ور! تنبل تر از این نیست😂
*یبارم رفتم تست صدا بدم واسه خوانندگی استاده صدامو که شنید گفت شما خوانندگی که هیچی سعی کن صحبت هم زیاد نکنی😂😂 با خودتم حرف نزن اصلا😂😂😂*
*پسر ۱۲ ساله پست گذاشته: 👶 امروز دستِ عشقم را 💑 در دستِ دیگری دیدم 👫😐 از عشق متنفرم 😶 و دیگر عاشق نمیشوم 😳😑 خدایی هرکی میدونه دسته ی پلی استیشن این بچه کجاست 🎮 بیاره بده... 😂😂😂*
دیدین سر جلسه امتحان وقتی رو یه سوال گیر میکنی تمام خاطرات زندگیت یادت میاد جز همون یه سوال بعد کافیه برگتو تحویل بدی کلمه به کلمش یادت میاد 😒😒😒
مامانم تو روبینوش عكس يه سفره با يه عالمه غذاها مختلف گذاشت زيرش نوشت ناهار امروز بابام زیرش کامنت گذاشت اينارو كى ميپزى ما نميبينيم هیچی دیگ دارن طلاق میگیرن 😂😔
دبستانی که بودم همیشه وقتی به جزوهها و کتابهای دانشجوها نگاه میکردم با خودم میگفتم اینا چجوری میفهمن این چیزارو ! اما وقتی دانشجو شدم فهمیدم اونا هم نمیفهمیدن 😂
اومدم مثل باکلاسا بعد شام تو بالکن بشینم رو صندلی و قهوه بخورم که همسایه بالایی اومد روفرشیش رو تکوند رو سرم رفت. متأسفانه شرایط جغرافیاییمون باکلاس بودن رو برنمیتابه 😂😂😂
بابام بعد چند سال داشت تلفنی با دوستش حرف میزد گفت خب ساسان پسرت چطوره؟ اونم گفت سلام میرسونه تازه از لندن برگشته درسشو تموم کرده میخواد مطب بزنه پسر تو چیکار میکنی؟ بابام یه نگاه به من انداخت دید با شلوار کُردی درازکشیدم خیار گاز میزنم گفت خیلی وقته ازش خبر ندارم از پیش ما رفته 😂😂
یه بار رفیقم کامپوزیت کرده بود با کلی ذوق اومد پیشمون گفت چطوره یهو یکی از بچه ها گفت به به مستر/اح رو کاشی کردی🤣🤣🤣
اس سکی مونده به آخر بابای منه.١٧ سالمه هنوز دارم برا کراشام آواز می خونم.یبار داشتم یک آهنگ انگلیسی با میزان فح.ش بالا گوش می کردم . فک کردم همه توی اتاقاشونن.با هندزفیری و بلند خوندن آهنگ رفتم بیرون دیدم همه توی حال نشستن حتی مامان بزرگم اینا.خلاصه همونجوری که اومدم توی پذیرایی برگشتم توی اتاق.اصن یه وضی
وای دلم برای آخری سوختت😂😁
😂👍🏻
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
فالوم کنید بک میدم ۰_۰🍨
جرررررررررررر😀😀🤣🤣
👌🏻👌🏻👌🏻
عووو