
سیلاااام👋🏻این داستان:دعوای بچگونه۱...😬
از زبان ا.ت:امروز ضبط داشتیم و فعلا خبری از کوکیم نبود😕 جین:ا.ت کوک رو ندیدی؟🤨 ا.ت:نه ندیدم، امروز کلا پیداش نبود🙁 نامجون:خب هرکی بره یه طرف رو بگرده تا جونگکوک رو سریعتر پیدا کنیم.🙂 از هم جدا شدیم و هرکس یه جا رو میگشت. من همونطور که چشمی دنبالش بودم دیدم که...😲 پس برای همین تازگیا نسبت به من بیتفاوتتر شده🥺😢 سرشو برگردوند و من رو دید. کوک:امم...خانم لی بعدا باهم حرف میزنیم.😅 اومد طرفم. ا.ت:سلام جونگکوک شی!😒 کوک:ببینم باز چیکار کردم؟😑 ا.ت:هیچی! برو با بقیه ل.ا.س بزن بعد دیگه به منم اهمیت نده!برات تکراری شدم نه؟😒 کوک:هن؟😐 ا.ت:کوک من نمیدونم چیکار کردم که داری اینکارارو با من میکنی، من دیگه طاقتشو ندارم میشه برات تکراری نشم؟ 🥺😭😭 کوک بغلم کرد.🫂 کوک:چیزی شده؟😕 ا.ت:ولم کن دیگه دوستت ندارم برو! درضمن ضبط داریم بیا طبقه بالا.😒(دختره تعادل روانی نداره! سخت نگیر.😐😂)
از زبان کوک:دختره دیوونه شده!😐من فقط به گریمورمون که تازه اومده خوشآمد گفتم😕 فکر کنم تازگیا چون کمتر براش وقت دارم اینطوری میکنه، ولی اونم وضعیتش مثل منه که!😐🤦🏻♀️اصلا گیج شدم دخترارو هیچوقت هیچکس نمیفهمه!😑 رفتم پیش بچهها برای ضبط. ا.ت به من اهمیت نمیداد😕 آروم رفتم کنارش و در گوشش گفتم:چیزی شده بیبی؟🥰 ا.ت:خیر، جئونشی. فقط الان ضبط داریم اگه میشه وقتم رو نگیرید!😒 قشنگ معلوم بود اگه یه کلمه بیشتر باهاش حرف بزنم به بار کتک میگیرتم😬 از زبان ا.ت:خیلی دوست داشتم بغلش کنم ولی خب از دستش ناراحتم اون دخترای دیگه رو به من ترجیح میده😢(از کجات درآوردی؟😐) بعد تموم شدن ضبط کوک رو ندیدم، حتما داره با اون دختر تازه وارده که خودشو به پسرا میچسبونه وقت میگذرونه.😒 وای خدا دیگه تحمل ندارم! شوگا:ا.ت،میشه برام یه لیوان آب بیاری؟! 🙂 ا.ت:باشه الان میارم.🙂
از زبان کوک: به شوگا گفتم که ا.ت رو به بهونه آب بفرسته پایین. حالا با من قهر میکنی؟ بهت نشون میدم جئون ا.ت!😈 داشت از پله آخر میومد پایین که دستشو کشیدم سمت خودم و با دست دیگه جلو دهنشو گرفتم و بردمش توی اتاق خالی و در اتاق رو بستم کوک:حالا دیگه واسه من قیافه میگیری؟😏 ا.ت:ولم کن!😒 کوک:اولا زیاد مقاومت نکن کسی صدات رو نمیشنوه! ثانیا تو چرا با من قهر کردی؟چون با خانم لی حرف میزدم حسودی کردی؟😏 ا.ت:اصلا هم اینطوری نیست! من حسود نیستم.😒 کوک:پس چرا باهام قهر کردی؟🤨 اینو پرسیدم که یهو...
یهو در باز شد. جین:شما اینجایید؟! بیایید دیگه.😀 کوک:نه ما اینجا نیستیم لطفا برو بیرون هیونگ بزار بفهمم درد ا.ت چیه!😠 ا.ت:من دردی ندارم که به تو مربوط باشه!😠 من و ا.ت به هم میپریدیم و همدیگرو با ناز میزدیم.(اون بچه هارو دیدین که همدیگرو میخوان بزنن؟مثل همونا😐✊🫠) کل اعضا اومدن من و ا.ت رو از هم جدا کنن! ا.ت رفت بیرون. بچهها هم همش از من سوال میپرسیدن. جیمین:چی شد که دعوا کردین؟🙁 شوگا:اول تو شروع کردی یا اول اون؟🧐 نامجون:چرا همدیگه رو مثل و.ح.ش.ی های جنگل آمازون میزدید؟😐 تهیونگ:گفته بودم بپا نپره! 😑 یهو یادم افتاد که امروز تولد ا.ته!😲🤦🏻♂️ کوکی:بچهها ازتون کمک میخوام!😎😁
از زبان ا.ت:داشتم میرفتم خونه که یه ماشین با سرعت زیاد کنارم ترمز کرد و کوک با ماسک و کلاه ازش پیاده شد.😐 ا.ت:گفته بودم وقتم رو نگیر!😒 به راهم ادامه دادم. کوک:یه قدم دیگه برداری شلیک میکنم!😏 آروم برگشتم سمتش یه اسلحه دستش بود.😦 کوک:آروم دستاتو ببر بالا و بیا سوار ماشین شو!گوشی و کیف و خلاصه هرچی داری بیا بزار صندوق عقب ماشین.😎 ا.ت:میخوای چیکار کنی؟😧 کوک:تو با من برمیگردی و دیگه از قهر و دعوا خبری نیست!😏 ا.ت:خطرناک شدی!😟 کوک:بفرما بانو جئون!😌 در ماشین رو باز کرد منم اجبارا رفتم نشستم تو ماشین. اسلحه رو هنوز سمتم گرفته بود. 😥واقعا میخواست منو ب.ک.ش.ه؟😰 حرکت کردیم. رسیدیم به یه خرابه که ماشین رو نگه داشت. منم از ترس به خودم میلرزیدم.😰 کوکی:پیاده شو!😏 ا.ت:ب...باشه!😥
کوک:خب سریع تعریف کن که چرا با من قهر بودی!🙂 بعد تفنگ رو سمتم گرفت! 😥 ا.ت:اگه بگم دیگه من رو نمیکشی؟ 😥 کوک:ممکنه!😏 ا.ت:باشه بهت میگم!😶 کوک:۶٠ثانیه وقت داری که از الان شروع شد!⌚ ا.ت:کوکی ببخشید امروز کلا نگران بودم.😟🥺 کوک:چرا با من قهر کردی؟🤨 ا.ت:خب راستش تورو که با اون دختر تازه وارده که دیدم حسودیم شد.😢 کوک:پس قبول داری که عاشقمی؟!🤨🤔 ا.ت:آره، آره میشه دیگه اون تفنگ رو...😰 کوک:هیسسسس! حرف اضافی موقوف!🤫 ا.ت:باشه باشه جئون! 🤐 کوک:حالا شد وایستا بینم خب بوگو بینم چرا به من گفتی جئون؟🤨 ا.ت:ببخشید، کوک😬 کوک:دیر گفتی...😊 بعد بهم شلیک کرد... منم انگار چیزی حس نکردم. 😯
برو بعدی چالش داریم😍
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تروخداا پارت هفتو زود بزار لطفاااا🥺
دوست:*)
بمیریییجایحساستمومکردی
هاهاها! 😆😂😂
جرر
مشقیه