دوباره من
از نظر بقیه من یه دیوونم،که این مهم نیست ^^
افکار سایههای احساسات ما هستند؛ همیشه تاریکتر، خالیتر و سادهتر.
_ در هر لحظه از زندگیت با هر تصمیمی که میگیری وارد دنیای جدیدی میشی .
اول عاشقت میکنه. بعد بهت امید میده. بعد کم کم سرد میشه. دیر جواب میده. هی دعوا میکنه. بعد حس میکنی اصافهای. از زندگیت میره بیرون. مرده متحرک میشی. خودت زنده ای ولی زندگی نمیکنی. به همین راحتی(((:
همیشه بهم میگفت... ما به درد هم نمیخوریم... ولی هیچوقت نفهمید من خودشو واسه دردام نمیخواستم...
خیلیا هستن تو زندگیامون که وقتی غمگین و ناراحتیم و باهاشون چت میکنیم حالمون بدجور خوب میشه انگار نه انگار همون آدمِ غمگینیم با اینکه فرسنگها از هم فاصله داریم و سخت میشه همو ببینیم اما بدجور حالِ همدیگرو میفهمیم و حواسامون به همه و بدون هم نمیتونیم حتی تصور کنیم، حالا یسریا هستن با اینکه نزدیکن بهت اما تو شرایط سخت هیچجوره نمیتونن حالتو خوب کنن و بفهمنت، حتی اگه شب تا صبح بشینن کنارت و باهات حرف بزنن و بغلت کنن بازم فایده ای نداره برات و نمیتونن ذره ای آرومت کنن، خلاصه که یسری آدما با اینکه ازت دورن و نمیتونی لمسشون کنی اما از همون فاصله دور کلی حس خوب و آرامش بهت تزریق میکنن و در کنارشون قوی هستی و راحت درصورتیکه کسی که بغل دستته نمیتونه این حسِ قشنگو بهت بده.
میشه بیشتر ازینا بزاری؟:)
اره:)