ببخشید ک۶ یهو رفت اخه من کلی نوشتم ولی یهو حذف شد خب بریم سراق داستا از زبون ا.ت داشتم رها میرفتم توراه شرکت بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم که یهو خوردم به یکی بدنش خیلی سفت بود پشت سرم تیر چراغ برق بود تا خوردم بهش افتادم زمین و سرم خورد به تیر چراغ برق که یهو چشام سیاهی رفت ۱۰ مین ۲۰ مین ۳۰مین ...... وقتی بهوش امدم تو بیمارستان بودم چهره ی ی مردی رد دیدم همونی بود که بهش خوردم باورم نمی شد اون ...... از زبون تهیونگ داشتم توی خیابون به سمت کمپانی راه میرفتم که یهو دیدم ی دختر خورد به ی مرده پشت سرش تیر چراغ برق بود سرش خورد به تیر چراغ سریع رفتم پیشش دختر بیهوش شده بود و داش از سرش خون میومد سریع زنگ زدم به انبولانس که بیاد به دختره دقت کردم خیلی کیوت و گوگلی بود قلم داشت تن تن میزد در زهن ته دختره مردم رو دید نزن عه داشتم با خودم حرف می زدم که یهو ...... عکس بالا عکس او پسره که ا.ت بهش خورد
گشنگ بود🔮👈🏻👉🏻
پارت بعدی پلیز
باشه گلم امروز میزارم