پارت 11 فصل دوم ناظر پلیز منتشر 🔮💚
آلبوس : اسکور کجا میری؟ ..اسکورپیوس : کار دارم فعلا خدافظ... رز : داشتم تو حیاط قدم می زدم..یکی دستمو گرفت..برگشتم هرماینی : رز..خوبی؟ رز : خانم چند بار بگم من رز نیستم...من دختر شما نیستم...هرماینی : آخه..چطور انتظار داری باور کنم؟.....رز : متاسفم....باید برم ...رون : عزیزم اینجایی کل هاگوارتزو دنبالت گشتم.... هرماینی : رون...دلم می خواد زمان برگرده...دلم می خواد زمان برگرده عقب....خیلی عقب دلم واسش تنگ شده....رون : ببین هرماینی بهت قول میدم... قول می دم رز مثل اول میشه...هرماینی : آخه کِی دِ بگو کِی قراره این اتفاق بیوفته؟... رز : باید نقشه دلفی رو عملی کنم....ولی فعلا نه...فعلا زوده...هرچند اون میگه هیچوقت واسه انتقام زود نیست...نگاهی به علامت روی دستم انداختم...حس بدی داشتم...چرا..چرا همه بهم میگن رز.... همش حس می کنم یکی داره بهم دروغ میگه...واقعا گیج شدم...من واقعا کلارام؟....عجیب ترین سوالی بود که از خودم پرسیدم....معلومه من کلارام....کلارا ریدل...داشتم از کلاس معجون سازی رد میشدم...اون پسره اسکورپیوس و دیدم....داری چکار می کنی؟..... اسکورپیوس : چرا باید بگم؟....دلم نمی خواد بگم...الانم ولم کن..
رز : باشه حالا کی خواست بمونه...نمی گفتیم میرفتم....رفتم بیرون یهو یه نفر دستمو کشید...چشمم به صورتش خورد...کجا میریم؟..جیمز : جنگل...فقط واینستا بدو...دلم می خواد فقط بدوم تو این سه سال به اندازه کافی وایستادم....رز : باشه... بدو می خوای مسابقه بدیم؟... جیمز : آره قبوله 1...2..3 می دویدم و هر از گاهی نگاهی بهش میکردم و لبخندی میومد رو لبم...رز : چیه چرا زل زدی به من الانه که مسابقه رو ببازی...جیمز : همین الانم بردی...تموم... هر دو نفس..نفس می زدیم و افتادیم زمین و زدیم زیر خنده....رز : خوش گذشت خیلی وقت بود با کسی مسابقه دو نداده بودم....رقیب خوبی بودی جیمز پاتر....جیمز:پس..چی..الانم.. نمیدونم چطور باختم....هیچکی منو نبرده تا حالا همیشه من بردم....رز : باد تندی وزید....چقد سرده... جیمز : سردته؟ اگه می خوای برگردیم....رز : آره برگردیم.....اسکورپیوس : لعنتی باز خراب شد...اگه همینطور پیش بره نمیتونم معجونو بسازم...برگشتم اتاقم...به عکسی که رو میز بود نگاه کردم عکس...رز..حس میکنم مدتی که پیشم بود باهاش بد رفتار کردم...اما جبران می کنم...کاش حداقل..کاش حداقل بهش میگفتم...میگفتم دوسش دارم...قدر تموم دنیا دوسش دارم...رز ویزلی تو چت شده....الانم که حتی رز اول نیست جیمز و دوست داره....اما حاضرم...فقط حالش خوب باشه به دیدنش از دور...حتی به دیدنش کنار جیمز هم راضیم💔.... رز : چشمامو باز کردم صبح شده...یه هودی مشکی و شلوار لی پوشیدم و رفتم بیرون.... امروز کلاس نداریم...اما حس...حس عجیبی نسبت به دلفی داشتم....نمیدونم چرا....رفتم سمت سالن غذاخوری و یه نسکافه همراه یه کیک شکلاتی خوردم...و رفتم تو حیاط برفه....لبخندی اومد رو لبم
با دستام گوله برفی سرد و یخ زده ساختم و به زمین پرت کردم و فکری به ذهنم رسید....دستی رو شونم احساس کردم.... اسکورپیوس : می خوای آدم برفی بسازی نه؟.. رز : خیلی باهوشی مالفوی....اسکورپیوس : خب بیا با هم بسازیم..نظرت چیه؟ رز : اوکی قبوله هر دو با مشت هایی پر از برف های سرد و بی احساس آدم برفی می ساختیم.....خب...تموم شد...اسکورپیوس : قشنگ شده نه؟ رز : آره فقط حس میکنم خیلی سرده....اسکورپیوس : آره هوا خیلی سرده....رز : درد عجیبی روی علامت مرگخواری که رو دستم بود حس کردم....دلفی گفته بود وقتی این زخم بسوزه یا درد بگیره یعنی بیام جنگل....آمم اسکورپیوس من باید برم فعلا بای....اسکورپیوس : خدافظ.... مراقب خودت باش.... رز : تمام درختای جنگل پوشیده از برف بودن....جلوتر رفتم چشمم به متیو خورد....متیو اینجا چکار میکنی؟ .... متیو : سلام اومدی.... رز : دلفی گفته بود هروقت کارم داشته باشه خودش میاد حالا چرا تو اومدی؟.... متیو : منو فرستاد...گفت بهت بگم...درسته هدفم پاتره...ولی باید حساب اون دراکو مالفوی رو هم برسم...اونم مثل اینکه فراموش کرده مرگخواره...هرچند یه مرگخوار خائنه رز : خب من باید چکار کنم؟... متیو : گفته بودی با پسر مالفوی هم دوستی نه؟....سعی کن مثل هری پاتر دراکو رو هم بکشونی پیش دلفی...یعنی عمارت ریدل...البته فعلا نه....رز : اوکی قبوله دیگه کاری نداری؟....متیو : یکم از خودت بگو چطوری ؟ رز : پر رو نشو بای.... متیو: من فقط حالتو پرسیدم...رز : خب خوبم....خدافظ از اون جنگل بیرون رفتم و برگشتم سمت هاگوارتز...جیمز : کجا بودی ؟ رز : جنگل....جیمز : چرا رفتی اونجا؟... رز : دلم می خواست برم....لازم نیست انقد نگران من باشی جیمز...اسکورپیوس : کلارا می خوام باهات حرف بزنم.... رز : خب بگو... اسکورپیوس : اینجا نه....بیا تو سالن.......رز : اوکی حالا بگو.... اسکورپیوس : راستش مامانم گفت امشب بیا خونه ما....رز : فرصت خوبیه...حتما میام اسکورپیوس مرسی....اسکورپیوس : پس میبینمت...فعلا.. رز : یه نامه برا دلفی نوشتم امشب میرم خونه اسکورپیوس مالفوی نظرت چیه؟ نامه رو به جغدم دادم و فرستادم واسه دلفی....چند ساعتی گذشت و جواب نامه رو فرستاد....نوشته بود (عالیه فرصت خوبیه حتما برو کلارا .. )تصمیم گرفتم حاضر شم یه هودی سفید و سبز با یه شلوار لی پوشیدم (عکس اسلاید ) و رفتم بیرون اسکورپیوس منتظر بود.... اسکورپیوس : اومدی بریم....سوار قطار شدیم و برگشتیم جلو یه عمارت بزرگ و با شکوه وایساده بودیم....اسکورپیوس : دستمو روی زنگ در فشردم و صدای زنگ به گوش می خورد...خدمتکاری که داشتیم درو باز کرد....سلام آقای مالفوی...سلام خانم ویزلی....رز : من ویزلی نیستم....اسکورپیوس : بیا تو بی خیال...آرامیس : سلام عزیزم خوش اومدی...دراکو : سلام اسکور...سلام رز چطوری؟ رز : سلام آقای مالفوی... متاسفم من رز نیستم ...چند بار باید بگم؟ من کلارام...کلارا ریدل....دراکو : ری..ریدل؟....اسکورپیوس : واستون توضیح میدم بعدا....دراکو : خب..خوش اومدی کلارا...
آرامیس : هرماینی خوبه؟...اسکورپیوس : مامان...خاله هم خوبه...یه دقیقه بیا..آرامیس : چی شده؟..اسکورپیوس : مامان..راستش...رز حافظشو از دست داده...آرامیس : چ..چی داری میگی اسکور... یعنی چی حافظشو از دست داده؟..اسکورپیوس : منم نمیدونم...فقط بهش نگو رز...خوشش نمیاد...آرامیس : چطور باور کنم...رز...خب باشه....قبوله... دراکو : خب کلارا...درس ها چطور پیش میره...رز : خوبه...یعنی عالیه...درس من که خوبه... آرامیس : خب بچه ها...شام حاضره بیاید سر میز...اسکورپیوس : نشستم صندلی کنار رز....آرامیس : بخور ببین نظرت چیه؟ رز: وای عالیه خیلی خوشمزه شده...این بهتره که غذای مورد علاقم پیتزا ست واقعا خیلی خوبه.... رز : چند ساعتی گذشت من میتونم برم دستشویی؟....آرامیس : حتما..طبقه بالاس... رز : داشتم میرفتم که چشمم به اتاق کناری افتاد تابلوی بزرگی بود...عکس پدر و مادر اسکورپیوس بودن....بی خیال شدم و رفتم دستشویی.... اسکورپیوس : مامان دیگه باید بریم خوابم میاد دلم می خواست بمونم...ولی فردا کلاس داریم....رز : من اومدم...بریم دیگه واقعا بابت همه چیز ممنونم...خوش گذشت..خدافظ. ...
ناظر لطفا لطفا منتشر کن لایک و کامنت فراموش نشه 🌌💚🔮
عالی بود
پرفکت
ممنووونم🌌💙
مرسی.....
منتظر پارت بعددددددددددددددد
الان نح ولی امروز حتما💙....
روی اسکور. آلبوس. متیو. دراکو. تام. هری. سدریک. کر.ا.ش دارم ........ رو عالم و آدم کر.ا.شم
منمممممم
خخ جدی😂💔🌌
من کاملا جدیم 😂
داستانت منو یاد آهنگ جزر و مد میندازه .
🥺🥺🥺🥺🥺
ممنوون🌌💙
واقعا.....
آره خیلی دوسش دارم 💖💚
هیچکی نمیتونه کراش من دریکو رو تغییر بدهههه🫂❤
اوکی 😂💔🌌💙
پاااارت
مرسییی فردا..|:🌌💚
پرفکتت؛ هیق رو متیو کر^^اش زدم
مرسیییی🌌💚
واقعا؟....