4 سال پیش 6 اسلاید 233 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (14)
  • گفتنش برام سخته

  • اها اها
    یک بار حموم بودم بابام داشن تو اینستا دانستنی ترسناک میخوند صداش بلند و ترسناک من مرده بودم از ترس😑😑

  • هیچی😂

  • ج‌چ:اتفاق عجیب زیاد افتاده ولی عجیب ترینش این بود که وقتایی که خونه تنها بودم و مثلا عینکم را می ذاشتم روی میز بعدش روی مثلا تختم پیداش میکردم و یا یه شب ساعت ۳ رفتم قمقمه آبم رو تازه کنم برگشتنه یه زن با موهای سیاه بلند و لباس خواب سفید دیدم (داداشم خونه ی مامان بزرگم بود بابا و مامانمم خواب بودن)

  • یه بار داشتم با گوشیم بازی می‌کردم یه لحظه گذاشتم رو مبل برگشتم دیدم نیست! بعد چند ساعت خواهرم اعتراف کرد که اون برداشته... برام عجیب بود چون خواهرم ازین کارا نمیکرد🗽:/

  • یک بار حموم بودم از دیوار سر و صدا بلند میشد بعد چند ثانیه برق رفت و اومد
    یک روز دیگه تو رد دستی رو دیدم که از دست بابام کوچیک تر و از دست من مامانم و داداشم بزرگتر بود

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.