وارد که شدم استاد بد اخلاقانه گف :بیرون چرا دیر اومدی بیلی توی ذهنش اما به وقت انتقام بیلی :استادد جوووون شما که اینقدر مهربون بودی همیشه تک نگاهی به جی جی و ادامش هوممم؟ اوو راستی ایشون کی باشن به من خ*انت موکونی حسابتو میرسم اصن میدونی چیه نمیخوام سر کلاست باشم خیانتکاررررررررررررررر گریه اشک تمساحی و بسته شدن در با شتاب زیادددددددد و بعد از اون خندیدن های فراوانننننننن :-😂😂😂
جی جی:عصبانی بودم ولی چون کسی چیزی از رابطمون نمیدونست سکوت کردم و نگاه سلنا :استادد جووووووووونمممممم عشقم ممممممممممممممممم یه سووااللل استاد: از شدت استرس صورتم عرق کرده بود و قرمز شده بودم میدونستم بعد از این توسط جی جی پاره اممممم🤫🖤
بعد از کلاس: جیجی :استاد سوال دارم آریانا به سلنا:تاباشه از این سوالا سلنا :اصن عوففففففففف
استاد:بخدا که اون دخترو میکشمممم اریانا:استادد کیو؟ استاد:همون رفیقت ن اریانا:نگران نباشید منم شما رو میکشم استاد:برو از جلو چشم اونور مگس مزاحم اریانا: بابا نمکدووووووووووون
فردا'*مدیر:بچه ها امروز استاد نمیان میتونین برگردین خونه هاتون همه بچه ها : مگه ما مسخرتونیممم و..... آریانا و سلنااا و بیلی :بایییییییی
فردا *اریانا:بچه ها کسی از سلنا خبر داره؟؟؟ یه چند روزه نیومدهه یه صدای آشنا و یه چهره ناشناس:مننن
میشه به داستانم سر بزنی ؟