سر کلاس درس معلم پرسید : بچه ها چه کسی میدونه عشق چیه؟ هیچکس جواب نداد ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود بلند شد معلم گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟ لنا با چشاش قرمز و با صدای گرفته گفت : عشق ؟ لنا گفت: بزارید یه داستانی براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه شفاهیشو حفظ کنید
و ادامه داد: من پسری رو دوست داشتم از وقتی عاشقش شدم که با خودم عهد بستم تا وقتی نفهمیدم ازم متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو تو دلم راه ندم گریه های شبانه من به طوریکه بالشم خیس میشد اما دوستش داشتم حاضر بودم براش هر کاری کنم...
من فهمیدم قبل اینکه عاشقش بشم عاشقم بوده! چه روزای قشنگی بود باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم بودیم چند بار دست همو گرفتیم خیلی گرم بودن ینی توی هوای سرد با گرمی وجود عشقت گرم شی عشق ینی حاضر باشی همه چیزتو بخاطرش از دست بدی عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت
پدرم عصبانی شد میخواست عشق منو بزنه ولی طاقت نداشتم کتک خوردنش رو ببینم و رفتم جلوش گفتم منو بزن ازت خواهش میکنم اونو ولش کن بزار برهه بهش اشاره کردم برو ولی نرفت حولش دادم و گفتم بخاطر من برو.. پدرم منو به رگبار کتک بست بعد این موضوع عشق من رفت ما به هم قول دادیم کسی رو توی زندگیمون راه ندیم
خبری ازش نشد و برام یه نامه فرستاد توش نوشته بود:لنا من همیشه دوست دارم تا آخرین ثانیه عمر به عهدم وفا میکنم شاید تو این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم میرسن خداحافظ عزیزم زودتر میرم و اون دنیا منتظرت میمونم مواظب خودت باش
لنا که صورتش خیس اشک بود گفت خانم معلم جوابم واضع بود؟ معلم به شدت گریه میکرد و گفت اره ناگهان ناضم مدرسه در رو باز کرد و گفت : اولیای لنا اومدن دنبالش مراسم ختم یکی از بستگان لنا گفت کی ؟ ناضم گفت : یه پسر جوان
دستای لنا شروع به لرزیدن کرد و پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت و افتاد روی زمین و دیگه هم بلند نشد اره لنا رفته بود پیش عشقش لنا همیشه این شعر رو تکرار میکرد خواهی که جهان در کف اقبال ت باشد؟ اغاز کسی باش که خواهان ت باشد
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
این پیام فقط جهت حمایت از شما میباشد🥲🖤
مدیونید فکر کنید گریه کردم😔👍🏻
گریه...
زیبا بود❤️🩹
خیلی قشنگ بود🥰🥰🥰😘😘😍😍😍
قشنگبود..
چه قشنگ بود:)))
عالی بود
😘❤️