شما کره ای هستید و اسمتون میا هسته
صبح بود از خواب بیدار شدم رفتم پایین و صبحانه خوردم لباسم عوض کردم رفتم مدرسه توی کلاس اونا رو دیدم همون بچه قلدر چقدر ازشون بدم میاد یهو یه نفر ازپشت بغلم کرد پشتمو نگاه کردم ساساکه بود بهش گفتم دفعه بعدی اینجوری بغلم کنی زنده نمیمونی ساساکه:باشه بابا....دوباره داشتی اونارو نگاه میکردی .
میا :ارع ........میگما چه عجب امروز زود اومدی.ساساکه: اره دیگه ما اینیم.......که یهو یه نفر از پشت «دوباره»بغلم کرد جونگ کوک بود دستشو گرفتم پیچوندم«چون نمیدونستم کیه» کوکی:ای ای ای ولم کن دیوانه...میا:وای ببخشید....داریم حرف میزدیم کهههههه خانم لونا پیداش شد اومد در گوشم گفت :بیا توی راهرو کارت دارم .میا:باشه. از بچه ها خداحافظی کردم و رفتم توی راهرو لونا اومد جلو و بغلم کرد «توجه توجه لونا دوست صمیمی شما هسته» لونا:میخواستم بهت بگم.......
میدونی قراره یه پسر جدید بیاد اینجا .. بچه هامیگن خیلی خوشگله اسمشم تهیونگه میا:اهان باش.لونا:یعنی همین اصلا تعجب نکردی یا کنجکاو نشدی کیه از چه خانواده ایه...میا:نه اوا زنگ خورد بریم سر کلاس تا خانم چن نیومده
رفتیم سر کلاس .......«کمی بعد زنگ تفریح»رونا:بچه ها شنیدم اون پسر جدیده خیلی پولداره تازه مامان باباش خارج زندگی میکنن و خونه مجردی داره لونا:وای چه خوب دیگه چی شنیدی رونا:بعضیا میگن اینقدر خوشگله که شبیه خون اشاماست میا:عزیزم هر حرفی دیگران میگن باور نکن ......،
نظرات بازدیدکنندگان (0)