4 سال پیش 5 اسلاید 784 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (35)
  • یکیش ابن بوده جلو بابام اشتباهی گفتم عه این لزه🤲🏻🌚
    یکیشم این بود خیلی خجالت کشیدم جلو پدربزرگم گفتم همکار مامانم امروز پر**ود بود🗿
    یکیشم این بود:من عاشقققق داییمم خیلی خودمم جلوش حفظ میکنم اصنم دوست ندارم جلوش خراب بشم یعنی خیلییی دوستش دارم زنداییم یه باربه داییم گفت بگومهریماه اون فیلم کره ای رو بگو ببینه!
    داییم:مهریماه فیلم....دیدی؟
    من:اره
    زنداییم:تعریف کن چیه قضیه باور کنم
    من:تیتراژشو دیدم
    ز د:مرده بودن از خنده
    خیلی خجالت گشیدم

  • دادم بهش رفت بندازه دور به خانوم نشون داد گفت خانوم ببینید پانیسا ((اسمم)) اینو برام کشیده و همینطور که تو کامنت قبلی گفتم نقاشیه به شدت سم بود خوشبختانه معلم بی اعتنا یه ثانیه نگاه کرد دوستم چیزی نگه ولی ندید نقاشی رو و دوستم انداخت دور
    خیلی شانس اوردم

  • اینو تو پارت بعدی بذار خیلی سمه
    من وقتی کلاس سوم بودم ((الان ششم رو تموم کردم)) یه روز یه نقاشی سم کشیدم که نمیتونم بگم چی بود بعد بعد دوستم دید گفت برا منم از اینا بکش منم هرروز براش میکشیدم باهم میخندیدیم بعد مینداخت دور بعد یه روز وسط کلاس بود دادم بهش ((بقیه در کامنت بعدی))

  • جلو خانوممون انگشت وسطو اوردم 😀🗿

  • اژو یکی از اسمت کپی کرده 🥺
    روح خبیث
    تازه وارد 😁

  • جررر

  • وای پارهههههه

  • داشتیم با بچه ها حرف میزدیم تو راهرو
    درباره ناظممون .
    منم گفتم بیخیال بابا مهابادی(ناظممون) ک*س*خ*ل*ه
    یهو دیدم بچه ها سکوت کردن برگشتم دیدم مهابادی داره نگام میکنه با لحن کش داری گفت : نگااار
    منم گفتم: جانمممم😅

  • فقط اون پسته ها:/😂😂💔

  • فقط فالوم کنید بک میدم🗿
    همین🗿
    پین پلیز؟:)

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.