Hi guys ☺️
اون روز رفتم دوش گرفتم و هرمیون و پانسی حسابی بهم رسیدن . من رفتم تو راهرو دنبال دراکو بگردم ، فیلچ داشت با یک سطل آب یخ راهرو رو تمیز میکرد . من تو حال خودم بودم که یهو جسیکا اومد و گفت ، ببین کی یا بهتره بگم چی اینجاست .
آقا قبلی اشتباه شد ببخشید 😂
که یهو دیدم یکی دوید سمتم و از اون تو درم آورد ، پرفسور اسنیپ بود ، یکم خجالت کشیدم و هی تکون میخوردم ، اسنیپ اینو فهمید به دراکو گفت بیاد منو بغل کنه . دراکو بغلم کرد و اسنیپ رفت . توی بغل اون تقریباً گرمم شد ولی هنوز میلرزیدم . دراکو چشمامو پاک کرد و تونستم ببینم . دیدم هری و رون و سدریک و کرب و گویل و نویل با لیوان آب افتادن دنبال دخترا . البته دخترا تقریباً دوازده نفر بودن و پسرا شش نفر اما همشون خیس شدن . پرفسور اسنیپ که میرفت داد زد ، خانم جسیکا جینرو پنجاه نمره از ریونکلاو کم میشه .
برام تعجب بود اسنیپ تا حالا برای یه شوخی اینقدر امتیاز کم نکرده بود . هرمیون و پانسی هم اومدن پیش من . من از سرما داشتم میلرزیدم . دراکو گفت ، دخترا نگران نباشید الان گرمش میکنم . منو برد حموم ( راسوعه دیگه مثلا 😂 درضمن خود دراکو کاملا لباس تنش بود )
با آب گرم حمومم کردم بعدش خشکم کرد و بهم اسپری زد و بعدش بردم تو رختخواب و بغلم کرد روم پتو کشید ، یکم خوابیدم بعدش بردم سرسرا ، نشستم روی میز و دراکو آروم آروم با نک قاشق بهم سوپ میداد . فردا طبق قوانین جادو که مودی گفته بود من قرار بود به انسان تبدیل بشم .
شعت چقدر قشنگ با دلیل داشتی توضیح میدادی که این که راسوعه و اونم که لباس تنشه و حموم مشکلی ندارد😂😂😂
بک بده
عالی بود