🌚♥️🫀
اون شب خواب بد دیدم . اونقدر که نتونستم بعدش یه لحظه بخوابم . دراکو صدای نفساش سنگین بود فهمیدم خوابه ، بیشتر ترسیدم . ولی خیلی رو میخ بودم نتونستم تنها بخوابم رفتم پیش دراکو و زیر بغلش قایم شدم ، در کمال ما باوری حتی بوی زیر بغلش هم خوب بود . بوی ادکلنش منو تا صبح م.س.ت کرد و با وجود آرامش و گرمی تنش خوابم برد . صبح که بلند شد گفت ، تو اینجا خوابیده بودی .
منم سرم رو به علامت تایید تکون دادم . دراکو خندید و گفت ، زیرم نموندی پرس بشی . منم با اون لبای خوشگل راسوییم بهش لبخند زدم و سرم رو به علامت نه تکون دادم . دراکو اون روز ادکلنش رو روی من حالی کرد البته با اسرار خودم آخه خیلی بوش خوب بود یه پاپیون سبز و مشکی روی گردنم بست و نشستم روی شونش . راستش من همه جا با اون میرفتم و شده بودم حیوان خانگی اون . هرچند خیلی هم ناراضی نبودم .
اون روز رفتم دوش گرفتم و هرمیون و پانسی حسابی بهم رسیدن . من رفتم تو راهرو دنبال دراکو بگردم ، فیلچ داشت با یک سطل آب یخ راهرو رو تمیز میکرد . من تو حال خودم بودم که یهو جسیکا اومد و گفت ، ببین کی یا بهتره بگم چی اینجاست .
من بهش اخم کردم و راه رفتم ، من خیلی کوچیک بودم همونطور که داشتم راه میرفتم حس کردم یکی بلندم کرد . تا به خودم اومدم دیدم افتادم توی ظرف آب یخ و گلی فیلچ و تمام گلی شدم . جسیکا و ارتشش زدن زیر خنده . منم خیلی عصبی بودم ، چشمامو از سرما نمیتونستم باز کنم .
Love 🌚♥️🫀
نظرات بازدیدکنندگان (0)