
حمایت ؟
سلام اسم من ا/ت ۲۱ سالمه اهل ایران اما ساکن کره من مادر پدرم رو توی ۱۳ سالگی از دست دادم ۵ ماه بعد اینکه اومدیدم کره به اسرار من و تا ۱۸ سالگی توی پرورشگاه بودم یکسال بعد تصمیم گرفتم برم پیش پدر مادرم اما با بی تی اس آشنا شدم راستی من یه طراح لباسم 🙂 امروز قراره برم کمپانی بیگ هیت تا شاید بتونم لباسای اعضا رو طراحی کنم معرفی تموم شد . ساعت ۷ شب .......... از حموم اومدم بیرون رفتم سراغ
میز ارایش و یه ارایش کم رنگ کردم لباس ست مشکیمم پوشیدم چندتا از طرح هامم برداشتم تا برم نشونشون بدم ساعت ۷و ۴۰ دقیقه باید توی کمپانی میبودم الانم ساعت ۷و ۲۷ دقیقه بود کفشهام رو پوشیدم و با ماشین پورشم راه افتادم به سمت کمپانی ساعت ۷ ۳۴ دقیقه رسیدم و رفتم داخل آسانسور رو زدم و رفتم طبقه ی هایب
وقتی وارد شدم نگهبان ها جلوم رو گرفتن منم گفتم کی هستم و شناسنامم رو نشونشون دادم وقتی اجازه دادن یکیشون منو داخل اتاق مصاحبه راهنمایی کرد دم در که رسیدیم قبل اینکه در بزنه نگاهی به ساعتم کردم ساعت ۷ و ۴۰ دقیقه بود مثه همیشه دقیق سر ساعت رسیده بودم 😜 وقتی رفتم و مصاحبه تموم شد و طراحام رو نشونشون دادم خیلی استرس داشتم که گفتن .......
قبولی و باید لباسای نیوجنز و بیتی اس رو طراحی کنی . اونقدر خوشحال شدم که نگو بعد از اون که تموم شد به سمت خونه راه افتادم وقتی به خونه رسیدم به سمت اتاقم رفتم و با همون لباسا به خواب فرو رفتم (من وضع مالیم اونقدر هم بد نبود چون توی یه کمپانی دیگه کار می کردم توی کمپانی جی وای پی برای ایتزی فردا هم موزیک ویدیو داشتم و من باید میرفتم لباسای آماده شده رو یه چکی می کردم ) فردا صبح .....
سلام بچه ها سلام ناظر جونم چطوری ؟ لطفا رد نکن چیز بدی نداره کهههه پارت بعد ۱۰ کامنت و لایک اگه خوشتون اومد تو کامنتا بگین راستی من مریض شدم دعا کنید خوبشم پارت بعد بزارم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
واقعا عالی بود میرم پارت بعدی رو بخونم
فالوم کنین بک میدم(زیر ی دیقع)🙂💕
فدت ❤💜
جالب بودددد
داستان درمورد کیه؟اگر کاپلی
میفهمین 😉
ایم داستان بزار تو لیست داستان بازدید بیشتری میگیری😉و اینکه یکم تند پیش نرو خیلی سریع پیش رفتی
مرسی 💜😁تقریبا یک سالو نیم ننوشتم 💜💜