فالو:بک
شوگا باشه.نمیدونستم چیکار کنم.چجوری بهش بگم چجوری فهمیدم؟(فلش بک)داشتم میرفتم خونه.شب بود.صداهایی از پشتم میومد.انگار یه نفر داشت تعقیبم میکرد.قدم هامو سریع کردم.اونم سریع کرد.کسی بجز من و اون تو اون منطقه نبود.اینقد سریع رفتم که نفهمیدم دارم کجا میرم.چرخیدم به چپ.بن بست بود!صدای قدم های محکمشو میشنیدم.قلبم سریع تر از هرچیزی تو دنیا می زد.نفسمو حبس کردم.چشمامو بستم و گوشامو گرفتمو و خودمو به گوشه ی دیوار چسبوندم.اون وقت شب،جز یه آدم آسیب رسون کی میتونست باشه؟
چند دقیقه گذشت.صدایی نیومد.یواشکی چشامو باز کردم.اطرافمو نگاه کردم.کسی نبود.دور و برم رو دیدم.بازم کسی نبود.دویدم طرف خونه.وقتی رسیدم بدون حرف سریع در اتاقمو بستم.خواستم گوشیمو در بیارم تا یکم اهنگ گوش بدم.شاید خیالاتی شده بودم ولی به هر حال نیاز به اروم شدن داشتم.یه دفعه به یه پاکت چسبیده شده به تن کیفم برخورد کردم.ولی جالبه که خودم متوجش نشده بودم.بازش کردم.عکس یه پسر نوجوان توش بود.عکس یه انگشتر الماسی و یه نامه.نامه رو باز کردم.توش نوشته شده بود......
اخرین سلطنت،دست مادربزرگ پدریت بود.باید پسر عموتو که قطعا به دلایل مختلف ندیدیش که عکسش توی پاکت هستو پیدا کنی.اسمش مین یونگیه.یه حلقه داره که عکسش توی پاکت هست.یا حلقه رو ازش م*ی*د*ز*د*ی یا...........دیگه چیزی ننوشته بود.صب کن.من الان پسرو از کجا گیر بیارم؟کی هست؟اگه پسر عمومه پ چرا تا حالا ندیدمش؟چرا از من خواستن؟/:ا.ت بیا شام مامان.(پایان فلش بک)+اممممممم......باشه.میگم که چجوری میشناسمت(با لحن خیلی محکم)s:من اصن حرف زدم؟😐+خب که چی؟😒تو براس این اومدی اینجا دیگه.حالام دستمو ول کن😡.یونگی پوزخند زد.
S:ببین....انگشترشو در اورد.دقیقا عین همون تصویره بود.s:اگه دنبال اینی اوکی بیا ولی خواهشا خودتو جای دختر عموی من جا نزن.میخواستم یه چی بگم اما زبونم گیر کرده ......(برگردیم پیش جیمین)از زبون جیمین:وای خدا!چرا از ثانیه ای که این دختررو دیدم یه حس خیلی خیلی عجیبی تو تنم دارم!؟چمه؟چرا هی سرخ میشم؟چرا هی قلبم تند تند میزنه؟💓نکنه من........نه بابا اصن امکان نداره.ولش کن.برم خونه.(رفت بیرون ساختمون)صب کن.یونگیو ا.ت چرا دارن سر هم داد میزنن؟s:برو بابا😒اصن به تو چه که ما اصن سلطنت کردیم یا نه؟+میخوای باور کنی بکن نمیخوایم نکن ولی من اون پاکتو همین الان همرام دارم😡s:عه؟!پ نشون بده!_اینجا چخبره؟
یه دفعه قلبم گرفت!یونگی سریع اومد پیشم.صب کن.یه جا خوندم اگه یهو قلبت بی دلیل بگیره یعنی کسی دوسش داری توی خطره!یعنی کی؟😧یه یونگی گفتم:یونگی بیا بریم.تو راه بهم بگو چی شده اوکی؟قبول کرد.انگشترشو سمت ا.ت پرت کرد.با هم رفتیم.حتی پشت سرشم نگاه نکرد.گفتم:یونگی چی شده؟چرا تو و ا.ت اینقد سر هم داد میکشیدین؟s:مهم نیست.تو حالت خوبه._فک کنم.ولی لطفا بگو.ما دوستیم مگه نه؟یونگی یه اه کشید بهم همچیو گفت._صب کن.تو رگ سلطنتی داری؟!👑s:اره._پ چرا تاحالا بهم نگفتی؟s:خودم به زور فهمیدم._پ سر این داشتی دعوا میکردین؟s:ببین.اون یه انگشتر معمولی نیست.درواقع اون نشان اینه که از خاندان سلطنتی مین هستی.یه مرده که اسمش هم جکسونه،همش دنبال بدست اوردن اونه. اون همش دنبال این میگشت که ببینه دختر عموی من کیه و اونو وادارش کنه که انگشترو ازم بگیره.که نمیدونم واقعیت داره یا نه ولی انگار پیداش کرده._صب کن.یعنی تو الکی گفتی بهش و تو واقعا میدونستی که پسر عمو شی؟s:اره بابا._میگم حالا این مرده چیکاره ی شماست؟s:خلاصش کنم دشمن خاندان ماعه و برای دلایل مختلفی اون انگشترو میخواد که به بگه من عضو این خاندانم و غیره._اها پس تو برای این به ا.ت الکی گفتی که پسر عموش نیستی که انگشترو برگردونه؟s:آره دیگه پ چی؟_نمد والا.همونجور که داشتیم میرفتیم یهو دوباره قلبم تیر کشیدو......💔
بچه ها ببخشید دیروز نتونستم بزارم😔ناظر جونم ترو خدا رد و شخصی نکن لطفا دوست دارم💓
ادامش؟
گزاشته بودم عزیزم
عالیییییییی پارت بعد رو زود بزار😊
ممنونم❤
چشم عزیزم😘😊
عالیییی بوددددددد
پارتتتت بعددد لطفاااااا🖤💜🖤💜
میسی اجووووو💜🖤💜🖤
چشم😁❤
اسم ا.ت رو میزارم م ی یونگی
دختره کره ایه این اسمم کره ای به معنای دختر زیبا
لقب خودم هم هست
نایس☺❤
مرسی
منتظر پارت بعدیم
چشم بنویسم خیلی زود میزارم ممنونم از حمایتت😊❤
خواهش