فالو:بک ناظری تلو خدا بلاش کلی وقت گزاشتم لطفا منتشر کن و شخصی نکن قربون💗
سیلاااااام😊من اومدم با یه تست جدید💗گفتم داستان بنویسم ببینم چطور میشه ولی فک کنم نویسندگیم خیلی بده😔قرار نیست پارتای زیادی داشته باشه ولی سعی میکنم تا جایی که میتونم زیاد بنویسم
هوپی محکم درو باز کرد و گفت:سلااااااااام!این روشناییایی که توی کلاس دارین میبینین پرتوهای نورانی منا!جی کی:خوش اومدی.شوگا:بچه ها شنیدم یه شاگرد جدید میاد تو کلاسمون.نل(نویسنده:یکی از همکلاسیاشونه):آره من باهاش دوستم.یه دختر خیلی خوشگله❤.هوپی کنار شوگا نشست.جیمین:بچه ها،میشه یکی کتاب کارشو بده؟سوال اخرو نفهمیدم چی گفته.ار ام:بیا جیمین مال منو بگیر😊جیمین:میسی❤معلم وارد کلاس شد.همه:برررررررررررررپاااااااااااااا(نویسنده:مگه اونجا کره نیست؟پ چرا مث ما گفتن برررررررپاااااااا😐)÷بفرمایید.خب،همونطور
که میدونید قراره یه همکلاسی جدید داشته باشن(نویسنده:یه نکته فقط اینجا کلاس زبان انگلیسه)پس سعی کنید باهاش دوست بشید تا احساس تنهایی نکنه😊جیمین:چشم خانم☺.اما این حرف مال قبل از این بود که ا.ت رو ببینه.دره کلاس باز شد.یه دختر فوق العاده خوشگل،با یه کیف بنفش با طرح گل عروس و عطر فوق خوشبوشو کفشای اسپرت سیاه و بنفش و جورابای راه راه زردو سفید بلندش و تل صورتی جیغیش که زیبایی شو چند برابر میکرد،وارد کلاس شد.معلم گفت:ایشون مین ا.ت هستن.هوپی زد به ارنج شوگا و اروم بهش گفت:فامیلته؟🤔شوگا سرشو به چپ و راست تکون داد.معلم:ایشون دختر خیلی با استعدادی هستن و بخاطر کرونا از ترم ۸ که نتونست بره،تو خونه تمرین کرده و الان ازمون سطح داده و مث شما ترم ۱۳هستش و۱۴ سالشه.عزیزم برو یجایی برای خودت پیدا کنو بشین😊.
ار ام:او او بیا کنار جیمین بشین!جیمین سرخ شد._من؟😳دختر اروم اومد سمت جیمین.صدای کفشش کل کلاسو پر کرد.از هر میزی که رد میشد،نگاه دختر و پسرا رو(نویسنده:اهم....اصن بخاطر این گزاشتمش تو لیست تست عشق پس حواستون باشه)می دزدید؛اما خودش هم نفهمیده بود.پنجره باز بودو مو های کوتاهش با باد خوردن،نه تنها پریشون میشدن بلکه صورت زیباشم پنهون میکردن.بالاخره رسید به میز یکی مونده به اخر.+میتونم اینجا بشینم؟اگه ناراحت یا اذیت نمیشی.جیمین هیچوقت نمی تونست جلوی ضربان قلبشو که رفته بود روی ۱۰۴ رو بگیره💓💓💓💓.آب دهانشو قورت داد.
سرشو به نشونه ی تایید تکون داد.دختر،به نشونه ی تشکر،لبخندی زد.نشست و به جیمین نگاهی انداخت.انگار ازش خ*و*ش*ش اونده بود.(نویسنده:تست عشق تکرار میکنم تست عشق!)+چقد تو کیوتو خوشگلی!!😊😍سریع جلوی دهنشو گرفت.جیمین به ا.ت نگاه کرد.یکدفعه.......................
خب خب خب چطور بود؟😁دوس داشتین؟😁نه معلومه که نداشتین من اصن استعداد ندارم😔فقط اگه میخوای منو حمایت کنی یه لایک که اونم اصلا اجباری نیست اگه میخوای لطفا بکن😔ناظر جونم لطفا بنشر و ترو خدا شخصی نکن کلی وقت گزاشتمممم😭😭😭💔
مایل به فرند؟ 🤞💗
خیلی هم قشنگ بود....
تنکیو💖
یس
رایا،13 ساله هستم🍭💞💮
رز ۱۲ ساله ولی کلاس هفتمم
خوشوقتم💖
منم هفتمم ولی 13 سالمه🦋🍡
هم اسم خواهرمی..... هه:)
اهه چه خوب
اهه چه خوب
اجی اجی اجی
عاشق داستانت شدمممم
گفتم اجی؟؟
میشه اجی شیم؟
هستی دوازده ساله
وای میسی گلم❤
اره رز ۱۲ ساله❤
عالییییییییییییییییی بودددددددد آجییییییییییییییییی داستان به این خوبی نخونده بودمممممم💜🖤💜🖤💜💜🖤💜🖤آجی دیگه به خودت نگی بی استعدادها😥تو با استعداد ترین دختره دنیایییییی
ممنون اجیییییی🖤🖤🖤🖤💜💜💜
چشم گلم😊❤
داستانت خیلی قشنگه😄
فقط میشه چند تا نکته بگم؟
اولش اینکه 14 سن کمی هست نسبت به سن جیمین
دومن خیلی کم بود اینجوری بقیه خسته میشن😄🌷
میسی کیوتم😘
راجب اولی در واقع تو پارت دو یا سه میخواستم بگم جیمین ۱۷ سالشه چون تو نوجوانن و ا.ت ۱۴ سالشه عزیزم
دومیم اره میدونم فقط خواستم ببینم اولی چقدر میگیره وگرنه اگه کل اونقدی رو که واسه اولی گزاشتمو میزاشتم تو دفتر خودم که مینویسم ۵ صفحه شده بود میخوام از پارت ۲ زیاد بزارم
ممنون که گفتی چشم انجام میدم و ممنون که حمایت کردی😊😘❤
بازم بزار عالی بوددد😘
ممنون ازت چشم فردا میزارم😘
راستی آجی میشی؟؟