
های گایز حماین کن شرایط همون قبلی
ـــــــــــــــــــ صبح ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بیدار شدم درکو همنوز خواب بود لباسم رو پوشیدم و بیدارش کردم ـــــــــــــــــــــ بعد از کلاس ــــــــــــــــــــــــــــــ توی سرسرا بودیم دیدم بغل درکو پر بود واسه همین رفتم اول میز که یه پسر اومد روبه روم و بهم زل زد ــ جیزی شده؟ ــ دارم از زیبایی حلوم لذت میبرم کلاهم روی سرم گذاشتم و غذام رو خوردم و رفتم توی کتاب خونه که دراکو اومد و کتاب رو از جلوم کشید و دفتر بجاش کذاشت و بغلم نشست و جلوی خودش هم گذاشت و گفت ــ بیا برای تخلیه یک زندگی نامه بنویسیم ــ فکر جالبیه ــــــــــــــــــ یک ساعت بعد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ بالاخره تموم شد به صندای تکیه دادم ــ تموم شد ــ چجوری من هنوز صفحه بیست و یکمم تو چه طوری سی تا صفحه رو پر کردی ــ یجوری که خودمم نمیدونم 😂ــ😐 ــ😂 ــ😂 برای اینکه وقتتون رو نگیرم میریم برای دو روز قبل از یول بال
ـــــــــــــــــــ دو روز قبل از یول بال ــــــــــــــــــــ دوباره مثل دیروز بود ولی هروز رابطه ام با دراکو بهتر می شد خیلی خوشخال (خوشخال 😂😂😂) بودم که بالاخره یکی هست که درکم کنه دراکو:خیلی خوشحال بودم از داشتن سوفیا میخوام برای یول بال بهش اعتراف کنم فردا بهش اعتراف میکنم رفتم توی اتاق سوفیا داشت کتاب میخوند با اومدنم سرش رو برگندوند و سلام کرد ــ سلام ــ سلام بعد دوباره سرش را کرد توی کتاب توی اون حالت خیلی خوشگل بود واسه همین ازش یک عکس گرفتم البته جوری که نفهمه ــ سوفیا ــ بله ــ میشه برای یول بال با من برقصی؟ ــ حتما باعث افتخارمه شاهزاده دراکو🙂 ــ هی با این اسم صدام نکن ــ بهت میاد که ــ حداعقل (شت یادم رفته چجوری مینویسنش😐😂) کوتاهش کن ــ عالیجناب چه طوره؟ ــ 😐، 😂 ــ😂😂

ـــــــــــــــــــــ فردا ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دراکو: زود تر بلند شدم و کارم رو کردم بعد از پنج دقیقه سوفیا هم بیدار کزدم ــ صبح بخیر(خوابالود) ــ صبح بخیر خوابالود ـ😐 ــ😂😂 بعد رفتم بیرون سوفیا: بلند شدم کارام رو کردم و رفتم برای کلاسا ــــــــــــــــــــــ بعد کلاس ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رفتم اتاق یک نامه روی تختم بود ــ بیا پشت هاگواتز فهمیدم کیه لباسام رو عوض کردم و رفتم(یک پراهن بلند سبز و شلوار لی بگ) رفتم پشت هاگ وقتی رفتم کسی نبود میخواستم برگدم که یک صدای ویالن از دور اومد رفتم نزدیک تر دراکو بود داشتم با لبخند نگاه میکردم و اونم همینطور نزدیک و نزدیک تر شد بعد از تمام شدن موسیقیش بغلم کردو ــ دوست دارم بغلش کرده بوده بودم تا اینا گفت سرخ شدم از خجالت و قلبم تند زد بعد خودشو از من جدا کردو....... (همون که خودت میدونی) بعد دوباره بغلم کرد ــ منم دوست دارم بعد از چند دقیقه از هم جدا شدیم و چیزی از توی جیب کتش دراورد و گفت این برا بهترین اادم دنیا ست و گردن بندو برام بستو یک بوس به همونحا زد سرخ شده بودی درحدی که نمیتونستی حرف بزدی ــ وقتی خجالت میکشی خیلی کیوت میشی 🙂😂 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یول بال ـــــــــــــــــــــــ (گایز لباس های دخترا همه حالیه ولی پسرا همون قبلیا) لباسم رو پوشیدم و اماده شدم رفتم توی سرسرا منتظ درکو بود که یهو یکی از پشت بغ.لم کرد دراکو بود یک بوس روی گرد.نم زد سرش را روی شونم گذاشتو گفت ــ سلام بیبی ــ سلام کیوتی دستم رو روی دست گذاشتم بعد اومد جلوم و ... (همون که خودت میدونی) همه نگاهمون میکردن اهمیت ندادن و توی چشمای دراکو نگاه کردم ــ دوست دارم 💚ــ منم همینطور سوفی ــ لقب جدید؟ ــ اره ــ🙂🙂 لباس سوفی البته اون قسمت کرنی رنگ رو سفید در نظر بگیرید
حمایت یادت نره💚💚
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
یه ذره معمایی هم بکن
چشم
افرین
بذارش پارت بعد را