به پیشگویی اعتقاد داری؟اگه جوابت نه عه برو بعدی...اگرم اره ولی تاحالا ندیدی قراره ببینی...
15 مه سال 1376،سوزان جیکپسن(نمیدونم درسته نوشتم یا نه) 14 ساله از خونه میره بیرون دیگه هم بر نمیگرده(نه بابا ما فک کردیم بر میگرده😂)خونوادش به پلیس زنگیدن و پلیس گففت احتمالا با دو..ست...پس...رش فرار کرده(اسم پسره خیلی سخت بود...)و دیگه دنبالش نگشتن..2 روز بعد خونوادش با یه پیشگو به اسم "دوراتی الیسنت"تماس گرفتن...
دوراتی گفتش"مار چه معنی ای میده؟چون دارم یه مار که با اسپری قرمز رنگ نوشته شده میبینم.."دوراتی گفت سوزان یه جاییه که یه کلیسا داره...یه ماشین رها شده میبینم و بوی نفت هم میاد...بعدشم گفت معذرت میخوام ولی فکر میکنم پسره خ.ف.ش کرده...ننه باباعه فک کردن داره چرت میگه دنبالش نرفتن...
اما دوسال بعد 3 تا پسر اتفاقی ج..س..د سوزانو پیدا میکنن...ج..س..د توی بشکه نفت تو زیر زمین یه کلیسا بوده یه ماشین رها شده کنارش بود و یه سنگ که روش نوشته شده بود "مار"
پسره هم رفت حبس ابد :/
خب نظرتون چی بود راجب ماجرا؟منکه پچمام ریخت
خب بگو ببینم تا قبل این تست به پیشگویی اعتقاد داشتی؟؟؟
ولی من اینکه دنبالش نگشتن رو درک نمیکنم همه چی به کنار 😐
من اعتقاد دارم چون یکی تو خونوادمون داریم
مغزم ....
البته این اتفاق برا عمم هم افتاد
عمم و زن عموم میرن پیش ی پیشگو معروف تو تهران ... طرف میگه یک نفر تو خانواده به طرز دردناکی میمیره ولی قبل اون ی نفر تون سکته میکنه و به عمم میگه دخترت تا ۳۰ سالگی مجرد میمونه ... ۲ ماه بعدش عموم سکته میکنه بعدش عمم میمیره و دختر عمم تو ۳۱ سالگی مزدوج شد؛/
عالی بود
جچ:اره