این داستانش طولانی ببخشید
در حقیقت اوبیتو توسط زتسوی سفید و به دستور مادارا نجات پیدا کرد. مادارا، اوبیتو را به قبرستان کوهستان برد و جراحات او را بهبود داد و بخشهای تخریب شده بدن او با سلولهایی باقی مانده از اندام هاشیراما سنجو جایگزین شد. با وجود جراحاتی که داشت، شارینگان راست اوبیتو سالم مانده بود. اوبیتو اگرچه نسبت به مادارا سراسیمه بود اما احساس میکرد برای نجات جانش به او مدیون است. اوبیتو یک توانبخشی طولانی را شروع کرد و مشتاق بود تا هر چه زودتر بهبود پیدا کند و دوباره به دوستانش در کونوها که در حال جنگ بودند بپیوندد. با کمک زتسوی سفید و زتسو صورت-مارپیچ که با نام گوروگورو شناخته میشد، اوبیتو به اندام جدیدش و قابلیتهایی که به دست آورده بود عادت کرد. در تمام این زمان مادارا به اوبیتو در مورد واقعیتهای ناگوار دنیا و نقشه خود برای نجات دادن دنیا میگفت.
هنگام پایان فرایند بازسازی، زتسوی سفید در مقطعی به اوبیتو اطلاع داد که کاکاشی و رین توسط نینجاهای کیریگاکوره مورد حمله شدید قرار گرفتهاند. اوبیتو تصمیم گرفت به کمک آنها برود و گورورگورو نیز با بدنش اوبیتو را پوشش داد. اوبیتو قبل از رفتنش از مادارا تشکر کرد و از عدم بازگشت خود گفت اما مادارا معتقد بود که اوبیتو به سوی او باز خواهد گشت. گوروگورو اوبیتو را به طرف مکان رین و کاکاشی هدایت کرد و در طول راه از غیبت میناتو به اوبیتو اطلاع داد. زمانی که اوبیتو به محل رسید، او کاکاشی را دید که با جوتسوی چیدوری قلب رین را هدف قرار داده و نیروهای کیریگاکوره نیز آنها را احاطه کردهاند. مرگ رین باعث شد تا شارینگان اوبیتو به مانگکیو شارینگان تبدیل شود، اتفاقی که برای کاکاشی نیز افتاد و منجر به بیهوشی او شد. اوبیتو خشمگین از اتفاقات رخ داده با ترکیب تکنیک کاموی مانگکیو شارینگان خود و رهاسازی چوب اقدام به قتل عام نینجاهای کیریگاکوره کرد. او بعد از کشتن همه بدون توجه به کاکاشی بیهوش شده، به سوگواری رین پرداخت.
اوبیتو به قبرستان کوهستان برگشت و رو به مادارا سوگند خورد که اگر او بتواند دوباره اوبیتو را در کنار رین و کاکاشی قرار دهد هر کاری انجام خواهد داد. مادارا در مورد نقشه چشم ماه توضیح داد که طی این نقشه دنیای خشونتبار کنونی با دنیایی دیگر عوض میشد که در آن هیچ کسی جانش را از دست نمیداد. اوبیتو که مجذوب این طرح شده بود تصمیم گرفت تا دنیایی که خودش، رین و کاکاشی در آن باشند را بسازد. مادارا تمام اطلاعات و نقشههایش را برای اوبیتو بازگو کرد و تواناییهای مورد نیاز را به او آموخت، و زتسوی سیاه را به عنوان راهنما کنار او قرار داد. با قرار گرفتن همه چیز در اختیار اوبیتو، مادارا اتصال خود را به پیکر شیطانی که او را زنده نگه میداشت را قطع کرد و به اوبیتو گفت که تا احیای دوبارهاش او باید نقش مادارا اوچیها را بازی کند.
به عنوان یک گنین، قابلیتهای اوبیتو در بهترین حالت متوسط بود و او برای همخوانی با همکلاسیهایش در آکادمی همیشه در حال تلاش بود. او برای پروراندن خود ماهها تمرین کرد و سرانجام تبدیل به یک چونین شد. مادارا پتانسیل بالایی را در اوبیتو میدید و از همین رو او را به عنوان شاگردش پذیرفت. باورهای مادارا درست از آب درآمد و اوبیتو تحت آموزش او به شکل چشمگیری پیشرفت کرد و حتی برخی افراد تفاوتی میان او و مادارا نمیدیدند.
ذخایر چاکرای اوبیتو به واسطه مجهز شدن بدنش به مادهی زتسوی سفید تقویت پیدا کرد و او قادر شد چندین فنون که به چاکرای زیادی احتیاج داشتند تا بدون خستگی اجرا کند. او قابلیت جذب چاکرا و همچنین انتقال چاکرای خود به دیگران را نشان داده بود. اوبیتو فردی ماهر در تایجوتسو است به طوری که در چندین مقطع با کاکاشی پایاپای مبارزه کرده است. قدرت و سرعت او به اندازهای بالا بود که او میتوانست در برابر حالت چاکرای نه-دم ناروتو مقاومت کند.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)