ناظر خواهش نس کنم التماست می کنم به محض دیدن منتشرش کن🥺🥺🥺
اول از هنهرمن یه عذر خواهی بهتون بده کارم... که پارت جدید رو دیر دادم ولی توی صف برسی هستش. من مشغول درست کردن یه کلیپ آهنگ برای چنل یوتیوبم به مناسبت روز میراکلس بودم خب دیگه وقتتون رو نمیگیرم برین اسلاید بعد که یه داستان کوتاه داریم😉
۱ سپتامبر سال ۲۰۱۵ / ۱۰ شهریور سال۱۳۹۴ ________________________________________________________________________ صبح ساعت ۷.... پدرم: نازنین؟ نازنين؟ پاشو نمی خوای که خواب بمونی؟ من: همم؟ سلام! پدرم: سلام تنبل خانوم پاشو میریم مهاباد من: وای کلا یادم رفته بود! پدرم: پاشو برو دست و صورتت رو بشور بیا حاضر شو صبحانه رو هم قراره تو ماشین بخوریم. من: باشه... سلام ماما مامانم: وای سلاااام خوب خوابیدی؟ من: آره خلاصه دست و صورتم رو شستم لباسام رو عوض کردم و سوار ماشین شدیم و به طرف مهاباد حرکت کردیم. دقیق یادم نمیاد ساعت چند و کجا صبحانه رو خوردیم ولی یادم میاد که کنار جاده بود و جاده هم نسبتا خلوت بود... بعد دوباره به راه افتادیم و اشتباه نکنم ساعت ۱۰:۳۰ به مهاباد رسیدیم شروع کردیم به گشت و گذار چیز خاصی پیدا نکردیم فقط بابام جعبه ابزار و چکش و اینجور وسایل هارو تونست بخره.
همینجوری گشتیم تاااااا ساعت ۱. هوا گرم بود بخاطر همین فوری برگشتیم طرف ماشین من که مثل خرس گرسنم بود از مامانم پرسیدم که ناهار رو قراره چی کار کنیم؟ آخه ناکه ناهار نداریم مامانم: من دیشب برای ناهار آنروز غذا درست کردم نگران نباش گرسنه نمیمونی😂 پدرم: ناهار رو بخوریم؟ من: آآآآآآآآآرررررررههههههههه مامانم: پس بیاین بریم یه جای سایه. یه جای سایه پیدا کردیم و ناهار رو شروع کردیم به خوردن.
بعد بابام شروع کرد به چرن زدن و خوابش برد یه ساعت بعد پا شد و ظرف ها رو پشت ماشین جمع کردیم یکم گذشت تا اینکه مغازه ها شروع کردن به باز کردن... رفتیم و حسابی خرید کردیم من چیزهایی که دلم می خواست رو خریدم و بابا و مامانم هم همینطور.
فکر کنم یافت ۵ بود که.... پدرم: خب همه چیزهایی که می خواستین رو خریدین؟ من: آره پدرم: پس برگردیم خونه. نمی دونم چره رفتن به جایی بیشتر از برگشتن طول می کشه ساعت ۶:۳۰ برگشتیم خونه. بعد به نوبت حموم کردیم و بابام رفت مغازه سر کار مامانم هم خوابید و منم رفتم که تلوزیون نگاه کن.
وقتی که تلوزیون رو باز کردم زدم کانال دیزنی چنل. که دیدم داره میگه: (البته بگم که من تو مسیر ترکیه نگاه می کردم) ترجمه: یکم دیگه کارتون معجزه کفشدوزک و گربه سیاه در دیزنی چنل پخش میشه. فکر نکنم لازم باشه اصلش رو هم بنویسم... منم با خودم گفتم چی؟ این دیگه چه کارتونی هستش؟ همون ورژن جدید اسپایدر منه؟ (آخه عکس دختر کفشدوزوی رو خیییلی کوچیک دیده بودم فکر کردم که ورژن جدید اسپایدر من هستش🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️) هوف حوصله ام که سر رفته پس بشینم نگاه کنم لا اقل اسپایدرمن تنها ایر قهرمانی هستش که کارتونی جالبه. بعد پنج دقیقه....
خب دیگه الان شروع میشه.... کاش می شد منم ابر قهرمان مورد علاقه داشتم. که شروع شد اولین رو نمایی از کارتون میراکلس بود که اولین قسمت از فصل اول پخش شد... یعنی هوای طوفانی.... وقتی که تیتراژ کارتون تموم شد و خودش شروع شد اولش خوشم نیومد چون هیچ کدوم از شخصیت ها رو نمی شناختم ولس چند دقیقه بعد که لیدی باگ و کت نوار رو دیدم که چطوری تبدیل می شن و ابر قهرمان هستن خییییلی خوشم اومد و نشستم نگاه کنم. دیزنی چنل همیشه دو قسمت از یه کارتون رو یه جا پخش می کنه بخاطر همین دو قسمتش رو هم نگاه کردم.
اینجور شد که من با کاتون میراکلس آشنا شدم... آره! از اون موقع یعنی از اولین روزی که منتشر شد من عاششششق این کارتون شدم و هستم و خواهم بود😉 زمان مثل برق و باد گذشت و رفت...
تو این ۷ سال خیلی هارو از دست دادیم و حتا صاحب یه عضو جدید تو خانوادمون شدیم. اتفاقات گونا گون افتاد. خیلی چیز ها عوض شد. بعضی چیز ها اصلا تغییر نکرد. خیلی همون اول از این کارتون بدشون اومد و خیلی ها هم مثل ما از همون اول از این کارتون خیلی خوششون اومد... مطمئنا هممون بزرگ شدیم ممکنه بعضی هامون دانش آموز باشن بعضی هامون دانشجو و حتی ممکنه بعضی هامون هم شاغل باشیم... ما از هم دیگه خیلی متفاوت هستیم... جنسیت هامون... رنگ پوست ، مو ، صدا ، قد ، محل تولد ، تاریخ تولد ، و خیییییلی چیز های دیگه.... اما تنها چیزی که ما رو مثل هم کرده میراکولر بودنمونه.... اتفاقی که خیلی هامون بهش افتخار می کنیم... همونطور که آرمی ها به آرمی بودنشون و بلینکی ها هم به بلینکی بودنشون افتخار می کنن ما هم به میراکولر بودنمون افتخار می کنیم... من خیلی خوشحالم که با این کارتون آشنا شدم و خیلی خوشحالم که با شما ها آشنا شدم🥺🥺🥺🥺😍😍😍
و تا زمانی که آخرین نفسم رو بکشم.... من یه میراکولر خواهم و هیچ وقت از یه میراکولر بودن دست نمی کشم😊😊😊😊😄 روز میراکلس مبارک 😍😍😍🥳🥳🥳🥳🥳🎈🎈🎉🎉🎉 Happy miraculous day 🎉🎉🎈🎈🎈🥳🎉🎈🐾🐞🐈⬛🖤❤
اولین بار میراکلسو تو ماهواره دیدم و خوشم اومد🙂
اما دیگه اون کانالو پیدا نکردم😔 یک روز تو برنامه شاد بودم که پروف یکی از هم کلاسی هام لیدی باگ و کت نوار بود💖 تو گوگل سرچ کردم دختر سوسکی و عنکبوتی و .... بازم پیداش نکردم😔 دختر عمم میراکلور بود و من مطهرش میکردم چون نمیدونستم همون فیلمس که ..
یه روز مجبورم کرد برم قسمت اول میراکلسو ببینم واز اونجا به بعد عاشق میراکلس شدم💖💖💖💖
شاید باور نکنین ولی حالا اون داره منو مسخره میکنه چون دیگه میراکلور نیست😑 من موندمو تمسخر💔اما هنوز عاشق میراکلسم💖
عجب داستان باحالییییی😃😃 معلومه برای میراکولر شدن راه درازی رو طی کردی😂 اشکال نداره برات مهم نباشه مهم اینه که تو دستش داری و جزء علایقته😁😄
من با حرفشان انگیزه میگیرم😌😂😂
ایییولللل😃✨️
واییییی❤🥺 اره میراکلس عشقههههههه💓
من خودم اولین بار دختر عمم بهم پیشنهاد داد که میراکلس ببینم اولش فکر کردم از این فیلم هایی که برا سن پایینتره و وقتی دیدم عاش.شق میراکلس شدم از اون روز تا الان چهارسال میگذره و من هنوز دیوانه وار میراکولری ام و همینطور که خودت گفتی به میراکولری بودنم افتخار میکنم
پس همچنان به میراکولر بودنمون ادامه میدیم تا لحظه م.رگ😄😻😻😻😻❤️❤️❤️😻😻🐾🐾🐾🐾🐞🐞🖤🐞🐾❤️🖤🐞🐾❤️🖤🐞🐾❤️🖤🐞🐾❤️🖤🐞🐾❤️🖤🐞❤️❤️🐾🐞🖤🐞❤️🐾🖤🐾❤️🐾🐞🐞❤️🐞🐾🐞
اون موقع کلاس چهارم بودم
منم وقتی که آشنا شدم باهاش اول می خوندم یعنی ۷ سال پیش
همکلسیم بهم میراکلس رو پیشنهاد داد
چه جالب😄