4 سال پیش 9 اسلاید 740 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (20)
  • تو عروسی پسرخاله مامانم دم در وایسادم بودیم ک عروس و دوماد بیان ی چاله کوچولو پشتم بود من حواسم نبود عقب عقب رفتم افتادم تو چاله😂

    • چیزیت نشد

    • نه تازه تو همون عروسی وقتی داشتم میرقصیدم پسر خالم میومد هی موهای منو میکشید منم عصبانی شدم وسط جمع گرفتم زدمش

    • خوبه

      قیافه هادیدن داشته😂

    • اره

  • جرررررر

  • عروسی دوست مامانم بودیم من خیلی کوچیک بودم فکنم ۴سالم بود پام گیر کرد توی لباس عروس و نزدیک بود عروس بخوره زمین😂

  • عروسی عموم بود دور صندلی ای که میشستن رو گل چیده بودن که به یه داربست وصل بود من تکیه دادم به اون داربست و دارسته تالاپ افتاد وسط پی☄️ست رقص هیچی دیگه خداروشکر فقط سه نفر زخمی شدن 🌚🌼

    • خداراشکر😐

      من ازاین سوتیابدم باید ازکل فامیل بترسم😂

    • 🌚😂 هع من کارای بد تر از اینم کردم همشو انداختم تقصیر پسر عمم و پسر داییام و پسر عموم😂

    • من از پسرازیادخوشم نمیاد ولی دلم براشون سوخت😂

    • 😂🌚 هعی ولی گردن گیرای خوبین اگه بهشون باج بدی منم کم بهشون باج ندادم که گند کاریامو گردن گرفتن

    • درهرصورت هواتودارن😂😐👌

    • 😂 اره خو

  • ما عروسی دختر دایی بابام رفته بودیم،بعد داشتیم میرقصیدیم من پشت پشتی رفتم پام رو دامن عروس.. دومادم اومد عروس رو به چرخونه کلا دامنش به چ**خ رفت😂:/
    ~هانول

    • من اگه جای توبودم اون خانواده روهرگزنمی دیدم

      دراین هدازم کینه می گرفتن😐👌

      ممنون لاولی💜

    • 😂😂

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.