
اره فک کن اعضا نمی دونستن که اصن تو خواهرشی و کلا 17 سالته و و با جونگ کوک هشت سال اختلاف سنی داری..

یه روز توی دبیرستان بودی و داشتی میرفتی خونه خودت(تنها زندگی میکردی) با دوستات خداحافظی کردی و داشتی میرفتی که از پشت یکی شونتو گرفته بود و داشت می بردتت و سرتو چرخوندی ببینی کیه جونگ کوک چرخید یه طرف دیگه همین طوری داشت باهات باز می کرد که خودش اومد جلو و سلام داد و بهت گفت : (البته فک کن اسمت هی کیو هست خب؟) هی کیو می خوای بریم باهم بگردیم؟ تو:خب اره کار خاصی ندارم انجام بدم🧡 دستتو گرفتو و باهم یزره چرخیدید و ازت سوال پرسید و سر راه جیمین و تهیونگ و شوگا رو دیدید و تهیونگ: کوکی دوست دخترته؟ جونگکوک:مغزت تاب داره من با دوست دخترم میام بیرون نه خواهر کوچیکمه😁جیمین:چطوری یه خواهر کوچیک تر داشتی ما نمی دونستیم؟ جونگ کوک:اون موقع که وارد کمپانی شدم اون با پدرم رفته بودن ژاپن برای نمی دونم چی.... که من تازه یه ساله دیدمش😂🇰🇷
تهیونگ : خب خوشبختم؛ یونگی چرا حرف نمی زنی؟ //یونگی تمام مدت به تو زل زده چون موهاشو چتری گذاشته جلوی چشاش متوجه نمیشی که همین موقع هست که جی هوپ رو نفس نفس زنان میبینی که صدات میکنه جی هوپ: هی کیو صبر کن،،،، تو:آقای جانگ// جی هوپ:هی کیو جزوه دنستو جا گذاشتی،، بگیر نه جدیدارو گرفتی نه قدیمی هارو تازه دیدم اونطرفی اومدم دنبالت،، جونگ کوک و بقیه دهنشون باز مونده بود،،، جیمین: هیونگ تو میشناسیش؟ تو: خب اره مربی دنس جدیدمونه😁 یونگی هنوزم نگات میکنه صداتو اعضا نشنیده بودن توصدای خیلی نازک و کیوتی داری بخاطر همین خیلی دوسش داشتن
جی هوپ تعریف می کنه و بهتون ملحق میشه،، سر راه خواهر تهیونگ رو میبینی که دوست صمیمیت و شاگرد ممتازای کلاسید تهیونگ که اون موقع با خواهرش آشتی کرده بود بهش سلام کرد و تو هم رفتی سمتش و دست هم دیگه رو گرفتید و ایون جین(همون خواهر ته) به جی هوپ احترام نود درجه ای گذاشت و با هم کنار تهکوک وایسادی تو مدرسه شما دو نفر رو هی ایون صدا می کنن و ایون : هی کیو فردا برا تولدت نی خوای چی کار کنی؟ چیزی تدارک دیدی؟ 19 آوریل درسته؟ تو:اوخ بی خیال تولد زیاد برام مهم نیست اما خوشحال به سن قانونی رسیدم ولی بازم کوچیک ترین عضو کلاسم حتی تو هم ازم بزرگ تری😂 ایون:اوخخ بی خیال من فردا هیچ کاری ندارم چیزی نمی خوای اصن براچی می پرسم باید باهم بریم بیرون 😁✌️🇰🇷 جونگکوک:خوب شد خواهرت گفت اصن نمی دونستم 😂😂😂😂ته :خواهر داشتی واقعا؟
خیلی خواهر کیوتی داری راستی یونگی چرا داره به خواهرت نگاه می کنه نکنه.... کوک:چی داری میگی صن اختلاف سنیشونو در نظر گرفتی تازه تنها تفاهمی که دارن کارشونو سوسکی در میرن همین خواهرم خیلی پر جنب و جوشه اون خیلی ساکته خب بی خیال ولی بعید نیس تو هم..... ته:من فقط نظرمو گفتم زیاد اون بالا مالا ها فک نکن 😂😂🇰🇷
جونگ کوک:راستی امروز کمپانی بودم باید همه خواهر برادر های اعضا رو جمع می کردیم برای چند تا سوال یا بازی ✌️🇰🇷 وقت دارید؟ هی ایون: کار خاصی نداریم انجام بدیم پس باشه ///جی هوپ در حال پیام دادن به خواهر بزرگترش ///یونگی در حال پیام دادن به برادر بزرگترشه ///جیمین در حال پیام دادن به برادر کوچکترشه///تهیونگ در حال پیام دادن به برادر کوچک ترشه ///نامی و جین هم به خواهر کوچکتر و برادر بزرگترشون پیام میدن
حالا همه توی کمپانی جمع شدن توی یه اتاق هستید که طرح زمینه مشکیه با دو تا چراغ کم نور وارد میشید حالا معرفی می کنم : جانگ هوسوک/جانگ جی وو کیم تهیونگ/کیم ایون جین/کیم جونگ گیون کیم سوک جین/کیم سوک جانگ مین یونگی/مین جونگی پارک جیمین/پارک جیهیون جئون جونگ کوک /جئون جونگ هیون .... اره فقط تو خودتو جای برادر کوکی جابزن😁 خب همین الان همه وارد میشن و لحظه عاشقی فرا رسید خودت ادامه بده 🌈💜
لایک نمی کنی؟ 😶
اع چرا زدی بعدی؟ لایک کننننن🇰🇷🥺
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
پارت بعدی داره؟
تک پارتیه بابا بی کار بودم چیزی نوشتم حالا نصفشون پیام دادن تک پارتیه؟ ادامه بده😂😂😂😐