Hiiiii✨🫀🌚
دراکو از جاش پاشد و گفت :« _ راحت خوابیدی + تو آوردیم اینجا _ آره رمز سالن گریفیندور رو نمیدونستم و نمیتونستم بزارم صبح تو برج ستاره شناسی فیلچ بیدارت کنه و جریمه بشی + واقعا ممنونم دیروز خیلی آرومم کردی اگه نبودی احتمالا نمیتونستم بخوابم _ قابلی نداشت + و متاسفم بابت دیشب که سرمو رو ... _ اشکالی نداره میدونم نیاز داشتی با یکی درد و دل کنی + آره ... دقیقا ممنونم _ خواهش حالا برو خوابگاه خودت ردات رو بپوش بریم سر کلاس لوپین + باشه فعلا خداحافظ .
از زبان هارلی :« تو کلاس خیلی با دراکو صحبت نکردم در حد یه سلام و خداحافظ ، ولی هر دفعه بهش نگاه میکردم میدیدم بهم خیره شده بود و وقتی میفهمید دیدمش نگاهشو برمیداشت . اون شب به کارای دراکو فکر میکردم و میخندیم ، یه جوری باحال بود ، شوخی هایی که آلبوس میکرد . تو همین فکرا خوابم برد .
قرار بود امروز بعد کلاس پرفسور اسنیپ با دراکو پیش درخت بید قرار بزاریم برای کنفرانس . منم ردام رو پوشیدم و یکم برق لب زدم ( فاز هارلی :« دلبری 😂 ) پوتین مشکی هام پوشیدم و موهامو که صاف کرده بودم باز کردم . ( نه بابا اتو مو از کجا آوردی دقیقا 😐 ) هارلی :« میشه پا به ر.ه.ن.ه ندویی وسط حرفم نویسنده ی عزیز 😑 (راستی با هری هم آشتی کرد هارلی)
اسلاید اضافه
خدافظ 😂
نظرات بازدیدکنندگان (1)