امیدوارم که خوشتون بیاد🥺😍
می هی:فرشته محافظ؟!فرشته های محافظ چه وظیفه ای دارن؟ مینهو:فرشته های محافظ درباره اتفاقات بدی که قراره برای انسان ها بیوفته تذکر میدن. می هی:یعنی چی؟ یعنی فقط تذکر میدن؟ کمکی به اون آدم نمی کنن؟
مینهو:ما فقط وظیفه داریم که تذکر بدیم.. نمیتونیم از قدرتمون برای جلوگیری از اتفاق ها استفاده کنیم. می هی:پس بخاطر همین هست که توی این خونه اومدی؟ حالا قراره برای من چه اتفاقی بیافته؟! مینهو:آره... اون مردک(ناپدری می هی رو میگه) که می خواد با مادرت ازدواج کنه.. می خواد تو رو به قتل برسونه تا چیز هایی که قراره به تو ارث برسه رو به دست بیاره.
می هی:چی! اون ع.وض.ی قراره منو بکشه تا به یک خونه خرابه برسه؟خوب من الان باید چیکار کنم؟ چطوری جلوشو بگیرم؟ مینهو:درسته که اون خونه از دید تو ارزشی نداره ولی اون خونه 100 ها میلیارد می ارزه. من نمیدونم باید چیکار کنی و نمی تونم بهت کمکی بکنم....راستی بهتره که منو فراموش کنی مگر نه برات دردسر میشه،فهمیدی؟ می هی:خیلی خب باشه. خودم یک فکری می کنم
مینهو:خوب حالا که همه چی رو فهمیدی منو باز کن.. زود باش. از زبون راوی:می هی دست و پای مینهو رو باز کردو مینهو با استفاده از نشان خود به خونه رفت. می هی:وای حالا باید چیکار کنم؟ به مادرم بگم؟ نه اون باور نمی کنه.. به پلیس بگم؟ اما من که مدرکی ندارم... وای خدا دارم دیوونه میشم.. مادرم و اون ع.وض.ی قراره فردا به خونه برگردن تا برای مراسم ازدواجشون آماده بشن... خیلی وقت ندارم باید زود دست به کار بشم.
لایک کن💖 تا من انرژی بگیرم بیشتر بنویسم🧐 و کامنتم بزار🙂
اِ هنوز که لایک نکردی😕لایک کن دیگه🤩😘
سلام من ملکه سرخم ولی دوست دارم قرمزی صدام کنی
من یکی از قدیمی های تسچی ام اگه کمکی خواستی میتونی روم حساب کنی
حتما. خیلی ممنون قرمزی🙂😘