

بچه ها قبل رفتن ی بیوگرافی کوچیک بگم از سوفیا شرور پارت قبل عکس اسلاید سوفیا😁سوفیا گراهام خاننده و مدل ولی مثل آدرین دبیرستانم میره😁 و یچیز دیگه، بچه ها کمکککک هرچی فکر میکنم برای پارت ۱۱ چیزی به فکرم نمیرسه من از قبل تو دفتر مینویسم بعد میزارم تستچی ولی هیچی به مغذم نمیرسه کمک کنید😩😩
لیلی:من گشنمه!مرینت:احتمالا غذا آماده باشه بریم پایین!آدرین:من باید برم خونه(با حالت م.س.خ.ر.ه کردن)آخه بابام نگرانم میشه!مرینت:نمیشه با اون یجا باشی😑آدرین:به عنوان نفوذی چی؟مرینت:باشه ولی مراقب خودت باش😕لیلی:ماهم باید باهات بیایم!آدرین:اون وقت چرا؟آیلین:مگه قرار نیست وانمود کنی از هیچی خبر نداری به عنوان کسی که خبر نداره نباید بپرسی ما کجاییم😐ماکیا:تازه میخوای بگی تا ساعت ۷ بعد ظهر کجا بودی؟اینجوری میگی با ما بودی!آدرین:باشه!راوی:خب آدرینشون رفتن مرینتم رفت پایین شام بخوره میریم به وقتی که رسیدن!ماکیا:رسیدیم و رفتیم داخل گابریلم از اتاقش بیرون اومد مارو که دید یخ کرد و چپ چپی مگامون کرد😐😹(ناظر هیچی نداره منتشر😢😭)
گابریل:آدرین برو اتاقت شما هم همینطور بانوان جوان!ههِ😐که میخواد مارو تنها گیر بیاره تا آدرین نفهمه جریان چیه، زهی خیال باطل😐نمیدونه آدرین همه چیزو میدونه!آدرین:پدر میشه ما ماکیاشون اینا تو ی اتاق باشیم؟گابریل:آدرین...آدرین:بابا لطفا فردا امتحان داریم تو درسا کمک نیاز دارم خیلی هم تنهام تورو خدا🥺گابریل:باشه،و شما چی پسر جوان!(به چاتای اشاره میکنه)چاتای:من میرم تو اتاقم استراحت کنم!راوی:خب چاتای رفت استراحت کنه ماکیاشونم رفتن اتاق آدرین و وقتی گابریل خوابید رفتن اتاقشون و اتفاق خاصی نیفتاد میریم به فردا!خانم مندلیف:امروز ی دانش آموز جدید داریم که تازه از لندن به پاریس اومده بفرمایید داخل!سوفیا:سلام من سوفیا گراهام یستم و از آشنیایی باهاتو خوش حالم😁(ناظر هیچی ندارهههه منتشرررر😢😭😭)
خانم مندلیف:خب جاهاتون رو عوض کنید، میلن و الکس نیمکت اول از سمت چپ، کلویی و سابرینا نیمکت دوم از سمت چپ، مکس و ایوان نیمکت سوم از سمت چپ، لایلا و ناتاناعیل نیمکت چهار از سمت چپ، رز و جولیکا نیمکت پنجم از سمت چپ، آلیا و نینو نیمکت اول از سمت راست، مرینت و آدرین نیمکت دوم از سمت راست،سوفیا و آیلین نیمکت سوم از سمت راست، چاتای و کیم نیمکت چهارم از سمت راست، ماکیا و لیلی نیمکت پنجم از سمت راست!به وضوح میشد 🍅 شدن مرینت رو دید اگه نمیدونسیم با گوجه اشتباه میگرفتیمش😐خلاصه داشتیم درس گوش میکردیم البته مرینت کلا تو ی سیاره ی دیگه بود😹😹(ناظر شوخیه منتشر)که یهو صدای 💥 اومد و از بلنگوی مدرسه هم هشدار آکوما شنیدیم همه رفتن قایم شدن ماهم رفتیم تبدیل بشیم!(ناظر منتشرررررر😭😢😢😭😭😢😭😢😭)(برو بعدی شرایت پارت بعد)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام کیوتک💕🍇
من لیا هستم💕🍇
ی ایدل تازه کار💕🍇
ی سر چنل بزن💕🍇
صاری بابت تبلیغ💕 🍇
البته منظورم از شما همون تو و دوستاتن کلا ماکیاشون
😐😐
ادامه کامتت قبلی : بعد با یویو و چوب دستی تیکه های بزرگ اجری که روشون بود رو میزنن کنار البته اینا فقط ایدست بعد ااز اونم میتونی کامنت مهراوه رو اجرا کنی به هر حال اینم از ایدم البته بگما این فقط ایدست
ادامه کامنت قبل : که با صدای شرور به خودشون میان بعد مرینت میگه نظرت چیه تبدیل شیم به جای اینکه زل بزنیمن به هم بعد ادرین هم میگه چشم بانو مرینت هم گوجه بعد تبدیل میشن شما هم میگین چرا انقدر دیر کردین ودیگه خیلی چیزی به ذهنم نمی رسه البته مثلا مرینت ادرین میتونن میون خرابه های ساختمون گیر بیوفتن بعد
می تونی ادرینتی هم بزاری پارت بعد البته به اندازه لیدی نواری هم داشته باشه ☺ مثلا باهم از مدرسه برین خونه که یهو شرور حمله کنه بعد فرصت تبدیل شدن رو یک لحظه نداشته باشین مرینت و ادرین رو مثلا باهم بندازین خودتونم باهم که مرینت و ادرین پیش همن ادرین یه دستش دور گردنش مرینت هم دستش رو زانوی ادرین که
البته بگم چند ماه دیگه ۱۲ می شم
عالی بود🐞🐾
راستی یک چیزی میای اجی شیم رزیتا ۱۱ سال
البته نمیدونم شدیم یا نه تا حالا اجی 😂
هلیا ۹ ساله😁😂😂
عالیییییی عاجو🫀🤍🤝🏻
مرسی😁
اولین بازدید...اولین لایک...اولین کامنت😎
یه ایده برای پارت ۱۱:ترمیناتور حم*له میکنه و شما ها هم یه معجزه گر جدید سوفیا میدید و میرید با ترمیناتور می*ج*نگ*ید و معجزه گر ببر رو میگیرید
و لیدی باگ اون رو با معجزه گر خودش ترکیب میکنه