بچه ها خوایم کنید راستی این تست درمورد شوگا هست
سلام من کیم ا/ت هستم من یک ایدل در کمپانی بیگ هیت بودم البته یه مدت در وای جی بودم حالا داستانش رو میگم من توی کمپانی بیگ هیت و وای جی آزمون دادم بعد چند وقت نامه اومد که فعلا باید توی کمپانی وای جی باشم تا کارهای کمپانی بیگ هیتم درست بشه
وسایلم رو جمع کردم برای رفتن فردا پرواز داشتم ( بچه ها ا/ت توی یه شهر کوچیک در کره ی جنوبی زندگی میکنه) شب از شدت هیجان خوابم نبرد ( فردای ان روز ) ( ساعت ۶ صبح) بیدار شدم و صورتم رو شستم از پدر و مادرم خداحاظی کردم توی هواپیما گروه بی تی اس رو دیدم( بچه ها ا/ ت ارمی هست) وای باورم نمیشه یا خدا وایی از اون بهتر شوگا کنار من نشسته بود یا امام تا اونجا خوابیدم بعد که بیدار شدم فهمیدم که
فهمیدم که سرم روی شونه ی شوگا بود واییی همه داشتن ازم عکس میگرفتن😨😨 پیاده شدم و رفتم سمت کمپانی وای جی وقتی رسیدم بهم گفتن باید برم توی گروه بلک پینک خب میدونید من یه ذره از بلک پینک بدم میاد و دوست نداشتم برم توی گروه اونا(توهین نشه من خودم بلینک هستم ) رفتم توی خوابگاه دیدم لیسا و رزی اونجان باناراحتی گفتم: سلام لیسا: سلام خوبی اومدی
گفتم: جنی و جیسو کجان ( با نفرت) رزی:اونا رفتن خرید ا/ت اها ( از زبان رزی) یه عضد جدید به ما اضافه شد اما برای چند هفته نمیدونم چرا انقدر سرد بود فکر کنم از ما بدش میاد به لیسا گفتم بریم بیرون و قدم بزنیم اونعضد جدید نیومد رزی:لیسا بنظرت اون دختر جدید خیلی عجیب نیست؟؟؟؟ لیسا: اره خیلی انگار ازمون خوشش نمیاد رزی : بنظرم باهاش باید مهربون باشیم شاید از ما خوشش بیاد
لیسا: اره خوبه ( از زبان ا/ت ) است و رزی رفتن بیرون بعد جیسو و جنی اومدن ا/ت : سلام جسم و جنی : سلام خوش اومدی بعد چند دقیقه ای و لیسا اومدن لیسا: بریم دوکبوکی بخوریم ویه جشن کوچولو بگیریم به مناسبت عضو جدید رفتیم و دوکبوکی خوردیم
نظرات بازدیدکنندگان (2)