ناظر خواهش میکنم منتشر کن🙃
🐞:رفتم سمت ادرین و ب*غلش کردم و گفتم:ع*قم خواهش میکنم ناراحت نباش بیا با هم بریم پایین غذا حاضره 🐱:اخجونننننن ناهار😋 حالا ناهار چی هست؟🐞:لازانیا🐱:وایییییییی بدو بریم الان غذا سرد میشه 🐞:وایسا منم بیام ......اه از دست تو ادرین شکمو😶 رفتیم پایین و دو تایی با هم ناهار خوردیم 🐞:ادرین 🐱جانم 🐞میگم ع*ق خیلی چیزه عجیبیه 🐱چطور؟🙃 🐞 اخه من اصلا در حالت لیدی باگ بهت توجه نمیکردم ولی تو واسه من حتی از جونت هم گذشتی با اینکه میدونستی من دوس* ت ندارم🐱اه.....اره من خودمو به اب و اتیش میزدم تا تو گل رز منو قبول کنی😕 🐞 اره ولی زندگی ما این ع*ق رو عجیب تر کرد اخه من به خاطر خودت خودت در نسخه قهرمانی رو رد میکردم و این خیلی عجیبه ولی اخرش هم هر دو تامون به ع*قمون رسیدیم❤ مگه نه؟..........🐞ادرین؟،،،،،،،.،،،،🐞نگش کردم دیدم خوابه 😬 داد زدم 🐞ااادددرررررییییننننن🐱یا خدااااااااااااااا چی شده 😨 🐞 من دارم برای تو از ع*ق میگم بعد تو گرفتی خوابیدیییییییی🐱 اهووووو😴 حالا که چیزی نشده
راستی بچه ها خیلی عذر میخوام بابت تاخیر🤦♀️
و اینکه تا پارت ۱۷ شرایط نداریم اسلاید بعد ادامه ی داستان
🐞 چطوری میتونی بگی چیزی نشده 🐱من خیلی خستم میشه بعد خواب صحبت کنیم؟🐞 🤦♀️😑 (خستتون نکنم بریم یک ماه بعد)
🐱 وای پلگگگگگگگ کمکم کنننننننننننننن🖤:چته باز😑🐱امروز تولد مرینتهههههههههه 🖤 خب به من چه 🐱 واقعا ممنون از همدردیت 😐 🐱 اها یافتم یافتمممممممممم بچه ها این پارت هم تموم شد ❤👍 یادت نره
پااااررررررررررررتتتت بعععدددددددددددییییییییییییییییییی کوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟
واقعا کووو؟؟
سلام بچه ها من برگشتم و قراره ادامه ی داستانمو بزارم ببخشید که نبودم مشکل داشتم امیدوارم داستانم مثل قبل دنبال بشه🌹🌹🌹
آدرین ب.د.ب.خ.ت 😂😂😂😂😂
عالی آجی میشی ؟
عالییی