4 سال پیش 10 اسلاید 1,280 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (39)
  • هیچی فقط منو دوستم غر غر میکردیم

  • فک کنم امسال یه چندتایی مخ زدم😂💔

  • هیچی والا از صب تا شب هیئت همه درحال سینه زنی من دنبال دید زدن پسرا😂📿

    • من دخترا رو دید میزدم😐

    • عا جایی که ما میرفتیم دختر خوشگل نداش یدونه بود اونم خودمم😂💔
      نه جدی اصن دختر نوجوون اینا زیاد نبود😐💔
      جایی که من میشستم همه ماشالله سن بالا😂

    • بیاید شهر فومن شهرداری همه منو دویتام به ابن خوشگلی کیلو کیلو امسال میریزم اونحا

  • هیچی آجیم رو بغل کردم تعزیه ببینه دست راستم بی حس شد 😐💔🤌🏻

  • رفتم بیرون دیدم همه سیاه پوشیدن ی جوری نگاه میکنن یکم طول کشید ویندوزم بیاد بالا بعد گفتم عه محرم شد🙂🥲

  • رفتیم مسجد
    فقط غذا گرفتیم😙😙😙

  • رفتم هیئت و مسجد با دوستام و نذری گرفتم

  • تو مسجد و پایگاه میچرخیدم
    دیگه دهمین روز(پریروز بود فکر کنم) روضه خونه گریش گرفته بود جیغ و داد میکرد یدونه میکروفونم دستش بود وااییی توش جیغی میزداا چشاشو بسته بود داد میزد یه جایی دیگه گوشمو گرفتم

    • روضه خون ما سوتی داد به جای اینکه بگه از وقتی که رفتی گفت از وقتی که غش کردی و رفتی😂😂😂بابام هم گفت بگید یا حسین شاید سال بعد نباشید(منظورش این بود که همه میمیرید) 😂😂😂😂😂😂😂۲

    • 😂😂😂

  • والا من همش نذری برامون میومد هی میخوردم😂😂

  • رفتم خونه مامان بزرگم واسه حلیم نذری کمک کردم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.