
بچه ها پارت بعد اخریه👀
مرده:به به ببین کیا اینجان شوگا:به من دست نزن مرده:شوگا میخوام ببینم چرا قصد ندارین تو وخواهرت م.ا.ف.ی.ا بشین هوممم شوگا:باباااااا بسههههه دیگه دست از سرمون بردار بابا:من کاری ندارم برا چی اومدی برا اینکه من ببینی شوگا:اره اومدم رویه ماهت رو ببینم باباش:اوهوم مثل همیشه بد اخلاقی خو برا چی اومدی شوگا:من اینجا کار میکنم باباش:به به پس یکی از کارکنامی خوشحال شدم شوگا:م م مگه تو تو رئیسی؟؟ باباش:اره و میخوام ک برا یه کار کمکم کنی شوگا:اگهنکنم باباش:مامانت رو م ی.ک.ش.م شوگا:به من ربطی نداره باباش:میخوای خواهرت رو بگم؟؟شوگا:به فکرتم نیار باباش:والا اومد دیگه و بادیگاردا تو دور خونه جی هوپن 😏 شوگا:چی میخوایییییی
باباش:اینکه یکی از ما باشی شوگا:دوبازه گیر دادا اقا نمیخوام باباش:اوک پس خواهرتم شوگا:هییییی باش باش ولی وواِما نفهمه باباش:باش بعد دو هفته:اززبان وواِما:چند روز شوگا خیلی عوض شده اصلا بامن حرفنمیزنه و فقط بیرونه ۲۴ ساعت با یکی حرف میزنه چششده از زبان شوگا:دو هفته هس که به این کار علاقه اوردم بابام گف کع بعد ۲ هفته قراره شرکت رو نیمه نیمه کنیم اون وقت میتونم خونه بخرم خبه بعد ۲ هفته:شوگا:پدرم تو اخر شرکت رو نیمه نیمه کرد خیلی خوشحالم عصر:شوگا:رفتم
شوگا:رفتم یه خونه عالی خریدم و به اِما گفتم بیاد اِما:رفتم به ادرسی که گف خونه خیلی عالی بود اِما:شوگا اینو خریدی؟؟شوگا:اره بعد ۲روز از زبان اِما:شوگا خیلی بد شده دیگه بامن اصلا حرف نمیزنه امروز قرار بود با یووا و سونا بیرون بریم تو کافه بودیم که دیدم شوگا با کییییی بابام اومدههههههه نع امکان نداره ولی واقعا شوگاس بعد چمد دقیقه رفتن هنوز تو شوک بودم بعد چند ساعتم من رفتم خونه که دیدم شوگا با بابام خونه هس اِما:اینجا چه خبره باباش:بیا ب.غ.ل.م دخترم اِما:برو بابا شوگا:با بابا درست حرف بزن
اِما:اوک ولی میخوام بدونم چرا اینقدر صمیمیشدین شوگا:نمخواد خیلی جزویات رو بدونی اِما:هه واقعا خنده داره شوگا تو خدت نیستی تو همونی نیستی توهم منو تنها نزار شوگا شوگا:برو بابا اِما:شوگا اینا کردن اینطوری شدی بگووووووو شوگا:بسهههههه ( که شوگا یه چ.ک میزنه )اِما:تو بهمن عاه نمخواد ادامه بدم من دیگه میرم تو یه ا.ح.م.ق.ی خیلی ساده ای ولی یه روز میفهمی شوگا:برو بیرونننننن اِما:باشه
از زبان اِما:باورم نمشه شوگا منو ز.د باورم نمیشه هوا بارونی بود و منم داشتم گریه میکردم که دیدم یه دستی رو شونمه برگشتم دیدم کوکه کوک:حالت خبه ؟؟ اِما:اره کوک:دروغ میگی بگو لطفا که اِما شروع میکنه به گریه کردن که کوک ب.غ.ل.ش میکنه کوک:اشکالی نداره گریه نکن (که شوگا میاد)شوگا:به به ببین کیاهم اینجان اِما:باهاش کاری نداشته باش شوگاااااا شوگا:حرف نزن (که بعد ا.ص.ل.ح.ش رو در میاره ودینگ) ادامه تونتیجه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عاااااااااااااااااااااللللللللیییییی بود حرف نداشت آجییییییییی💜
خیلی میشیییییی اجیم
بزار پارت بعد و
چشم
♥♥
هعب دلم تنگ میشه واس داستان
منم😂
خخ