حرفندارمبریدداستانوبخونیدفقلایک یادتوننره💜🙂
《♧Unexpected love¡¿》 《♧عشق غیر منتظره¡¿》pt1 ا.ت:/ امروز باید میرفتم سئول وسایلامو جمع کردم و رفتم تو پذیرایی پیش اجوما و اجوشی گفتم:اجوما اجوشی من دیگه باید برم مراقب خودتون باشید قول میدم بهتون سر بزنم اینو گفتم و لبخند کمرنگی زدم { بچه ها علامت اجوما اجوشی رو حفظ نکنید فقط تو همین قسمت هستن علامت اجوما£ علامت اجوشی€ }اجوما بغلم کرد و با بعض گفت : £ مراقب خودت باش عزیزم €دخترم تو اونجا غریبی پس باید حسابی مراقب خودت باشی سعی کن بیشتر توجهت به درست باشه زیاد به غریبه ها نزدیک نشو از بغل اجوما درامدم گفتم: یاااا اجوشی چقد نصیحت میکنی من 22 سالمه دیگه بزرگ شدم €بحر حال تو ا.ت کچولوی مایی و هنوز هم بچه ای...زود زود بهمون سر بزن باشه با وجود بغضی که گلمو گرفته بود لبخند کمرنگی زدم رفتم تو بغلشو گفتم : چشم صدای بوق تاکسی امد که با سرعت چمدونمو ورداشت و دستمو تو هوا تکون دادم و رفتم بیرون و سوار تاکسی شد{ علامت تاکسی هم مهم نیست اینم قراره تو همین قسمت باشه علامت ا.ت*علامت تاکسی ₩} *سلام ₩سلام حرکت کنیم *بله {لباس ا.ت}
نامجون:/ با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم به دوش یه ربعه گرفتم حاضر شدم سوار ماشینم شدمو حرکت کردم سمت شرکت فلش بک به شرکت:/ &سلام رئیس خوش امدید {منشی $این علامتو حفظ کنید برای منشیه} ÷ سلام ممنون راستی دوهیونگ هنوز نیومده & نه رئیس ÷ اومد بفرستش بیاد پیشم کارش دارم & چشم {دو هیون..کیم دو هیون دست راست نامجون یا همون یکی از کارمندای درجه بالاس که 25 سالشه و به نامجون خیانت کرده} رفتم تو اتاقم یه روز تکراری دیگه هوففف دیگه خسته شده بودم برنامه هروزم شده خونه شرکت خونه شرکت تو فکر بودم که با صدای در به خودم امدم میدونستم دوهیون ع.و.ض.ی.ه ÷بیا تو +سلام رئیس ÷هه سلاممم میکنی تو چقد پرویی جواب اینهمه خوبی این بود +اقتی کیم چه اتفاقی افتادا ÷ نشستم رو صندلیم و در صورتی که به پروندش نگا میکردم بدون هیچ احساسی و با خونسردی گفتم { در واقع خلاف دو هیون این بوده که به دشمن یا رغیب شرکت نامجون اتو میداده که چیکار میکنن و اینا } ÷ تو اخراجی & اما چرا اقای کیم ÷هه ینی نمی دونی خیانت کار گفتم تو اخراجی برو وسایلتو جمع کن
ا.ت:/ الن تقریبا دو ساعته که تو راهیم *ببخشید راحش خیلی طولانیه ₩ اممم نه تقریبا یکی دو ساعته شایدم بیشتر *اهوممم خیلی ممنون از توی کیفم جعبه چوبی دوکوبوکی در اوردم و بازش کردم دوکوبوکی های اجوما حرف نداره جلو بینیم گرفتم بوش کردم هوممم چه بوی خوبی{مرضض گشنه} یه ظرف دیگه در اوردمو توش سه تا دوکوبوکی گزاشتم یه چاپ استیک نو اوردم برای راننده ظرفک سمت جلو پیش راننده گرفتمو بهش گفتم: *اگه میشه وایسید تا یکم خستگیون در بره و غذا بخورید ₩ممنون من خسته نیستم گشنمم نیست ولی برای خودتون اگه بخواید وایمیسم *لطفا وایسید خودتونم بخورید جعبرو از دستم گرفتو گفت ₩ چشم دوکوبوکی که خوردیم راننده ازم تشکر کرد و حرکت کردیم نمی دونم چیشد که خوابم برد اروم اروم چشمامو باز کردم کش قوسی به بدنم دادمو که راننده گفت ₩ خانم دیگه رسیدیم *لبخند محوی زدمو گفتم اهومم ممنون ₩ کجا پیادتون کنم *اگه میشناسید جلوی یه هتل خوب وایسید ₩ بله حتما{بچه ها ببخشید این پارت زیاد خوب نیست ولی لطفا دنبالش کنیدپارتای بعد هیجاتی و غمگین و اکشنو شاده}
نامجون:/ ÷خانم هانگ{منشی} &بله اقای کیم ÷آگهی کار بده جای دو هیون &اممم بله ولی چ ÷لطفا دخالت نکنید &چشم باید چجوری باشه ÷مثل دوهیون رشتش کارش عقلش اینا مهمه خودتون ببینید من رو چی خیلی حساسم از اونا بی نقصشو پیدا کنید تویه سایت معتبر اگهی کنید &چشم ... رفتم و روی صندلیم نشستم اخه چجوری دوباره اعتماد کنم دو هیون دست راست من هه ا.ت:/ ₩بانو من یه هتل خیلی خوب سراغ دارم *باشه ممنون میشم بریم اونجا ₩بله حتما *لبخند پررنگی زدم به بیرون خیره شدم سئول واقعن زیباس مردمش بنظر مهربون میاد تو هپروت بودم که یادم اومد واییییی حواسممم نیست باید زنگ بزنم به مین کانگ هو {پسر دوست مامانش که تو یه تست دیگه همه شخصیتارو معرفی میکنم }گوشیمو با استرس و عجله اوردم بیرون و شماره اقای مین رو گرفتم{ا.تمون خیلی موئدبه} * الو ×الو سلام بفرمایید *سلام من جئون ا.ت هستم دختر دوست مادرتون به خاطر دارید ×س...سلام خانم جئون بله یادم هست *فکر کنم مادرتون بهتون گفتن که.. ×بله بله گفتن خب شما الان کجایید *من دارم میرم هتل لطفا ساعت 6 به ادرسی که براتون میفرستم بیاید ×باشه حتما خدانگهدار *ممنون خدانگهدار هوففف با انگشتم زدم به پیشونیم ا.ت خنگ اخخخه اگه یادت نمی یومد چه.. با صدای راننده به خودم امدم ₩ خانم جئون..بانو *بله ₩اینم هتل *از ماشین پیاده شدم رومو کردم سمت راننده و گفتم واقعا ازتون ممنونم اینو گفتمو رفتم وارد هتل شدم واقعا زیبا بود ولی باید گرونم باشه یه مرد کت و شلوار سرمه ای امد سمتم £سلام خوش امدید *سلام ببخشید کجا میتونم اتاق بگیرم £بفرمایید اونجا *باشه ممنون رفتم سمت اونجایی که کلید اتاقو تحویل میگیرنو اینا{خداوکیلی یادم رف اسمش چی بود لابی اره} €سلام خوش امدید *سلام ممنون €چند نفر هستید *یک نفر هستم فقط ببخشید میشه یه اتاق با یه تخت دو نفره باشه کارت اتاقو بهم دادو گفت: اتاقتون شماره ۷۴۸ هست برای وعده های غذایی همشون رایگان هستش *اهوممم ممنونم داشتم میرفتم که اقایی که کت و شلوار سرمه ای بود همراهم سوار اسانسور شد £ببخشید امدم همراهیتون کنم *عااا ممنون دکمه طبقه چهارده رو زدو وقتی رسیدیم چمدونامو جلوی در گذاشت و گفت: من دیگه میرم روز خوشی داشته باشید *لبخندی زدمو گفتم ممنون
نامجون:/ با تلفن خصوصی شرکت: ÷خانم هانگ &بله اقای کیم ÷یه لیوان هات چاکلت بگید بیارن &بله چشم ... *بفرمایید رئیس ÷ممنون واسه استخدام کسی زنگ نزد &بله زنگ زدن گفتم چند نفر بیان ÷اوکی بفرمایید سر کارتون &بله رئیس تا امدم از هات چاکلتم بخورم گوشیم زنگ خورد: ÷الو $الو سلام نامجون اوپااااا کی میای خونه من برگشتم ÷اممم املی سلام ساعت ۹ میام $باش مراقب خودت باش ÷خدافظ $هبادس بوسسس{ایشون املی دختر خاله نامجونه که عاشق نامجونه و خالشم که با تمام وجودش دوس اونا باهم ازدواج کنن ولی نامجونی دوسش نداره } عایششش دختره چندش نامجون اوپااا {داره اداشو در میاره} یه نگاه به ساعت کردم 5 بود تصمیم گرفتم زنگ بزنم جین که باهم بریم بیرون: ÷الو جین هیونگ +الو عاااا سلام نامجونی ÷هیونگ میخوام سوجو دعوتت کنم قبول میکنی +باشه چرا که نه همون جای همیشگی ÷اره خدافس گوشیمو گزاشتم تو جیبم درو باز کردم و به خانم هانگ گفتم : خانم هانگ من میرم بیرون اگه تا ساعت 9 بر نگشتم کارکونا رو بفرستید بیرون و خودتونم برید البته سر ساعت 9 جواب تلفن ها هم بدید برای استخدام &بله چشم خدانگهدار ÷ممنون خدانگهدار رفتم سمت پارکینگ شرکت و سوار ماشین شدم و به سمت رستوران رفتم
ا.ت:/ با کارت در اتاقو باز کردمو رفت وسایلامو گزاشت گوشه اتاق و خودمو پرت کردم روتخت*اخخخخخ چقدر بدنم درد میکنه عااایییش خدا ساعت پنجه بدبخت شدم رفتم سمت حموم یه دوش یه ربعه گرفتم و حاضر شدم رفتم سمت لابی €خانم جئون برای ناهار نمیاید *متاسفام ولی یه قرار مهم دادم باید برم خدانگهدار رفتم و تاکسی گرفتم اخه ادرس کجا رو براش بفرستم *ببخشید اقا ¤بله بفرمایید *شما یه رستوران خوب سراغ دارید برای یه قرار مهم ¤بله رستوران گانگ خیلی خوبه *ممنون اگه میشه ببریدم اونجا ¤بله حتما ادرس رو برای اقای مین فرستادم و رسیدیم اونجا
اینم از داستانم امیداورم خوشتون بیاد اگه خوشتون اومد لایک و کامنت فراموشتون نشه ممنونم❤🙂
عالی
!...
بهنظرسنجیمسربزن!(بیو)🗿🤝🏿