شالمو درآوردم رفتم داخل ساختمون فرودگاه ..... داشتم از در خارج میشدم که ی خانومی اومد نزدیکم و گفت : شما اینجا خونه دارید؟ گفتم خیر خ : این کارت املاک ما هست تشکر کردم از فرودگاه بیرون اومدم آدرس املاک رو دادم به یک تاکسی ..... رسیدم خونه ها رو نگاه کردم یکیش نظرمو خیلی جلب کرد (عکس خونه)
رفتم به دفتر املاک و خونه رو خریدم (خانواده ا.ت خیلی پولدارن 😐💔) رفتم بالا یه حدود یکساعت وسیله هو چیشدم ساعت 12 شب بود رفتم پایین نودل آماده کردم خوردم رفتم تو اتاق خوابم ساعت 9 با آلارم بیدار شدم رفتم پایین صبحونه مو خوردم و شروع کردم به تمرین کردن دنس آهنگ مانی (لیسا) بعد دو ساعت استراحت کردم فردا صبح باید برم اودیشن بدم پاشدم و مایک پراپ رو تمرین کردم بعد آهنگ فالینگ رو خوندم ساعت 2 شده بود غذا درست کردم و خوردم شروع کردم به تمرین ساعت 7 لباس پوشیدمو رفتم بیرون یکم خرید یه عالمه غذا حاضری و وسیله بتص خریدم ساعت 9 بود رسیدم سریع غذا درست کردم و رفتم خوابیدم
وااای بچه ها ببخشید که یه هفته نتونستم چیزی بزارم مادرم متوجه شده عضو تستچیم قول میدم بیشتر بزارم
شرایط پارت بعد 10 کامنت 5 لایک 15 پازدید
گایز
دنبال یه کمپانی خوب میگردی که بدون سختگیری و راحت از تو یک ایدل بسازه؟
به پیج ما یه سری بزن(:
توی کمپانی ما کارآموز شو و توی بهترین موقعیت به ستاره تبدیل شو~♡
به شما حقوق بسیار ویژه داده خواهد شد
فایتینگ♡~
فالوم کنید بک میدم زیر ۶ ساعت 😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️
فالوم کنید بک میدم زیر ۶ ساعت 😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️
فالوم کنید بک میدم زیر ۶ ساعت 😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️
فالوم کنید بک میدم زیر ۶ ساعت 😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️
فالوم کنید بک میدم زیر ۶ ساعت 😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️😐♥️
ادمین تستت لایک شد ♥️
مایل به پین؟
عالـــی بــــــــــــود🫴🏻😂✨💙
عالییی بوددد🥺❤
منتظر پارت بعدی هستم🥺🍩
مرسی
من دارم یه داستان مینویسم درباره دو تا از اعضای گروه توایس سانا و مومو
تو داستانم سانا و مومو خواهرای گمشده هم اند و سانا پولداره و مومو فقیر و سر یه اتفاق به هم برمیخورند و سانا از مومو بدش میاد و .... اشتباه بزرگی میکنم و دقیقا یه ماه بعدش متوجه میشه اون خواهر خودشه
میشه به داستانم سر بزنید 🥺