این پارت آخره اینم منتشر کنید تورو خدا دیگه ازتون چیزی نمیخوام😄😊
مرینت:آب خوردم و رفتم بالا پیش بچه ها هرکدوم ی گوشه خوابیده بودن😍😍منم خوابیدم😊《۳روز بعد》از زبان آدرین:میخواستم امروز از مرینت درخواست 👰👰👰👰👰 کنم و انگشتر قشنگم گرفته بودم(اسلاید)همچی آماده بود قرار بود این کار بالای برج ایفل انجام بشه خیلی خوشحال شدم😍😍😍مرینت رو برای قرار دعوت کردم برج ایفل اونم قبول کرد😍😍😍😍😍وقتی اومد ی لباس خیلی خوشگل پوشیده بود😍😍(خودتون ی لباس تصور کنید)جلوش زانو زدم و گفتم: ای بانوی زیبای من، ای استثنایی ترین دختر جهان، حاضری تا اعبد بانوم باشی؟حاضری منو شاهزاده ی قلبت کنی؟مرینت:آ....آدرین😳آر....آرهههههههههههههههههههه😍😍😍😍😍😍👰👰👰👰👰👰آدرین:این بهترین روز عمرمهههه😍😍😍😍😍😍《۱ هفته بعد》امروز روز 👰👰👰👰👰👰 منو آدرین بود😍😍😍با بچه ها رفتیم آرایشگاه آلیا لباس رو گرفت و وقتی آدرین منو دید به لکنت افتاد😎👰
{عکس اسلاید مرینت}مرینت:موقع بله گفتن هم اینجوری با لکنت نگی😉آدرین:باشه😐😂😂😂 (علامت آدرین💚علامت مرینت❤علامت ع.ا.ق.د💂)💂خانوم مرینت دوپن چنگ دختر پادشاه سرزمین ماه، آیا حاضرید آدرین آگرست پسر پادشاه سرزمین خورشید رو به 💑 خود قبول کنید؟❤:بلهههه😍 همه:چیغ و دست و هوراااا😍😍😍💂و شما آقای آدرین آگرست پسر پادشاه سرزمین خورشید، آیا حاضرید خانوم مرینت دوپن چنگ دختر سرزمین ماه رو به 💑 خود قبول کنید؟💚بلههههه😍😍😍😍همه:چیغ و دست و هوراااا😍😍😍
《۵ سال بعد》مرینت:هی ماریا خواهرت رو اضیت نکن!😑😑😑ماریا:باشه مامان!😆خب منو آدرین ساحب ی دوقلو به اسم های ماریا و ماریانا شدیم😊(عکس اسلاید)آریانا هم با ماریان 👰💑💏 کرد و الان ساحب ی دختر به اسم زاکلین شدن، ماریتا و آرین هم تازه 💑👰💏 کردند، لایلا هم با پسر عموی من ناتاناعیل 💑👰💏 کرد و الان ساحب ی پسر به اسم فیلیکس هستند😊
ناظر پارت آخر لطفا منتشر کن😢من هیچ چیزه غیر اخلاغی ای نزاشتم😢😭💔
فالویی میشه فالوم کنی 🥲💕
چقد از دنیا عقبی از قبل دنبال بودی😐😂
خیلی زیبا و عالی بووووووود😍😍😍😍😍
ممنونم😍😍😍😍
زیبا مثل شما ❤
ممنونم آجی😐😂
عالی آبجی