لایک و کامنت لطفا منتشرش کن چیز بدی نداره جانم فدای رهبر
ات/یه دختر متوسط که تنها زندگی میکنه منظورم اینه که نه پول نداره نه خیلی پول داره عاشق پول و پ'سر ب'ازه به خاطر پول هر کاری میکنه از پسرا متنفره و فقط سر شرط با پسرا خوبه منظورم از پول هست پول بهش میدن تا پسرا رو عاشق خودش کنه
تهیونگ/دوست کوک یه مرد پولدار و خوشتیپ عاشق اذیت کردن کوک و لجشو در آوردن دوست دختر نداره و با دوستش که اسمش یونگی هست زندگی میکنه
کوک /دوست پسر سابق اته ولی وقتی فهمید اته پس
یونگی/ دوست کوک و تهیونگ بیشتر موقع ها خوابه چون وقتی بیدار باشه تهیونگ اذیتش میکنه دوست دختر نداره
اته یک ماهی هست که از کوک جدا شده و توی این یک ما حتی یه بارم به کوک فکر نکرده ولی کوک همش تو فکرشه با اینکه میدونه اته حتی یه بارم اون رو تو قلبش جا نداده و فقط پولای کوک رو دوست داشته از زبون تهیونگ*چند روزی بود که کوک حالش خوب نبود به یونگی گفتم ازش بپرسه که چشه تا اینکه فهمیدم از دوست دخترش جدا شده و شیطنتم گرفت و یه فکرهای تو سرم میکردم یونگی ~چته تو فکری *هیچی فقط میخوام بفهمم اون کی بوده که کوک رو ول کرده حتما کم داشته آخه همه دخترا آرزوشون که با کوک باشن از یه طرفم
~از یه طرف چی *دلم میخواد کوک رو اذیت کنم و این یه بهونه خوبه تا (خنده شی'ط'ونی)~نه اینطور شوخی اصلا خوب نیست* چرا هست تو عکس دختره رو از کوک بگیر نه شک میکنه اسمشو بپرس~نمی پرسم *خواهش میکنم (کیوت)~ایش اسمش لی اته هست *اوکی بای ~کجا به این زودی آه *که اسمت اته هست میتونم دوست دخترم یا بیبی هم صدات کنم سوار ماشین شد و رفت که پیداش کنه بقیه توی نتیجه
نظرات بازدیدکنندگان (2)