پاییینننن
خب بچا سلام من اول شخصیتای جدیدو معرفی میکنم بعد میریم سراغ داستان خب ایشون میا ناکاساکی هستن و ^قشاع^(هر وقت این^نمادو اوردم ینی برعکس بخونین) ادرین هس🙄😬
ایشونم لیون تامسون هسن ^قشاع^ مرینت هس😐😬
ایشونم جک مانارک هس و پولداره و پسره اروم و خوبیه🙂
ایشونم جانسون آفکِن هسن پسر خاله ی جک این یکم شیطونه😐
(بریم سراغ داستان)از زبون مرینت از آلیا خداحافظی کردم و رفتم خونه امروز تعطیل بود داشتم میرفیتم تو اتاق ادرینو دیدم مرینت: عم...چیزه س...سلام ادرین: لازم نیست دیگه خجالتی باشی پیشم تو الان دیه دوس ^رتخد^(بچه ها هروقت اینو^گذاشم ینی برعکس بخونین) من هستی🙂 مرینت: چیزه...عم باشه ادرین: خب امروز تعطیله میخوای باهام بیای خونم مرینت: خب....نمیدونم ادرین: خب مامان بابات نیستن مرینت: ن رفتن جایی ادرین: اها خب من الان بر میگردم||||رفتم تو اتاقم تبدیل ب لیدی باگ شدم میخواستم یکم بیرون باشم دیدم کت نوار پیام داده وایییی ۲ دقیقه دیگه ساعت میشه ۹(بچا منظورش ۹ صبح بود😐✨)
از زبون ادرین تبدیل شدم ب کت نوار باید برم برج ایفل امیدوارم مرینت بیاد🙂رسیدم ساعت ۹ و ۵ دقیقه بود پس چرا نمیاد🙁ی دفه دیدم اومد لیدی باگ: سلام کت ببخشید دیر کردم کاری داشتی کت نوار: عم خب بفرمایید🌹(ی شاخه گل رز داد) لیدی باگ: کت...میدونی من الان ی دوست ^رسپ^ دارم و نمیتونم ازت قبول کنم و میدونم تو هویت منو فهمیدی مجبورم هق.....ازت بگیرم هق....معجزه گرتو😢 کت نوار: گریه نکن میدونم🫂(^شلغب^ کرد) وقتشه الان🙂پلگ پنجه ها داخل لیدی باگ: چی...چیکار میکنی😦چی...ادرینننن😱😦 ادرین: مرینت دوست دارم و بعد💋کرد مرینت: ادرین باورم نمیشه تویی🥲ادرین: مشکلی نیست بیا بریم وایی راستی بابام😱مرینت: چیشده ادرین: بابام تا الان کله پاریسو انداخته دنبالم بگردننن
مرینت: واییی چجوری ب بابات بگیم😭 ادرین: اروم باش بدو بریم مرینت: باشه|||خودمون پیاده تا خونم رفتیم بعدش زنگو زدم و بله سایمون اومد تا منو ببرا(منظورم بادیگارد ادرینه نمدونم حالا اسمشو درس گفم یا ن) ادرین: ایشونم میاد ناتالی: آدرین ۱ روز تموم کجا بودی ادرین: با مرینت بودم ببخشید و ایشونم مهمونمون هستن ناتالی: اما.... ادرین: من در هر صورت مرینتو میارم
ناتالی: باشه|||رفتیم تو ب مرینت گفتم منتظر بمونه رفتم پیش پدرم گابریل: آدرین! ادرین: پدر میخوام ی موضوعیو بهتون بگم گابریل: الان وقت ندارم بعدا ادرین: چشم||| و رفتم بیرون چرا همش از پدرم اطاعت میکنم! این منو اذیت میکنه انگار کنترلم میکنه
(یادم رفت ی چیزیو بگم ادرین تو داستان من سنتی مانستر هس) و بعد رفتم واقعا عجیب بود من همیشه ازش اطاعت میکنم من حتی خاطره زیادی از بچگیم ندارم رفتم پیش مرینت و واسش تعریف کردم اینارو مرینت گفت: چیزی نیست احتمالا ناخوداگاهی بوده ادرین: اوهوم (تیکی🐞پلگ🐈⬛مرینت❤️ادرین💚) 🐞ملینت ماکارون داری❤️وای ن ندارم🐞من گشنمه😭🐈⬛منممم💚تو همین چنساعت پیش خوردیی😐🐈⬛من گشنمهههههه(خیلی بلند گفت جوری ک کل خونه شنیدن😐)🐞&❤️&💚😐🔪
(گابریل🖤ناتالی💙)💙ادرین چیشده🖤این صدا چی بود💚عم ببخشید ماله گوشیم بود🖤صدا ب این بلندی مال گوشی؟❤️عم ما گوشیرو وصل کرده بودیم ب تلویزیون😊😅💙خب پس چرا روشن نیست💚خاموشش کردیم😐😅💙&🖤باشه😐🖤ادرین بیا کارت دارم💚چشم😬🖤خب چیکارم داشتی💚راستش من عاشق مرینت شدم🖤چیی؟؟💚آم میشه باهم باشیم میدونم احمقانس ولی لطفا😢🖤باشه💚مممنونممم🥹♥️|||داشتم بال در میووردم سریع رفتم تو اتاق و مرینت و💋کردم
بعدش ماجرارو براش تعریف کردم❤️این عالیههه🥺💚خب پاشو میخوام ببرمت رستوران❤️باشههه🥺از زبون مرینت❤️ادرین من لباس ندرم اینجا😐💚داری تو کمده|||رفتم در کمدو باز کردم پر از لباسای خوشگل بود سریع یکیشونو پوشیدم(عکسش) و رفتیم باهم رستوران(ناشناس👤)👤چی میل دارید❤️ی اسپایگتی💚منم همینطور👤بسیار خب💚میدونی خیلی خوشحالم بعد از مدت ها بهم رسیدیم🙂♥️❤️منم همینطور🥺♥️👤بفرمایید🍝_🍝💚&❤️ممنون|||غذامونو خوردیم و میخواستیم بریم💚بیا بریم پیش آندره🙂❤️باشه😄
رفتیم پیش آندره(آندره🍨)🍨اوو چ زوج عالی (خب این🌕منم😐چیه بعضی موقع ها نویسنده هم حرف میزنه😐)🌕طبقه اول بستنی رنگش سورمه ای بود طبقه دوم رنگش سبز طبقه سوم کرمی❤️بستنیمونو گرفتیم داشتیم میرفتیم ک کاگامی و لوکا رو باهم دیدم نشسته بودن باهم بستنی می خوردن رفتیم نزدیکشون(کاگامی🗡️لوکا🎸)❤️سلام🎸&🗡️سلام💚شماها باهمین🎸راسش اره ❤️خیلی بهم میاین😊🗡️شماهم همینطور((یکمی حرف زدن و رفن بستنیشونو خوردن)) 💚خب خدافظ مرینت❤️خدافظ ادرین🙂
راستی اگه میشه کار کن که املی برگرده و ادرین سنتی مانستر نباشه اینطوری بهتر
نمیخوام اسپویل کنم ول اره من امیلی رو برمیگردونم و ادرین سنتی مانستر هست ولی ی کاری میکنم تو داستانم ک دیه نباشه ی جادویی چیزی😂
عالی
پارت جدیدشو گذاشم تو بررسیه اگ پارتای قبلو نخوندی بخون لطفا😐😂
قبل از عضو شدنم خوندن من ۲ سال دارم سیع میکنم عضو شم
واو دوسال😐
پس چی فکر کردی
🗿🗿🗿🗿
من تازه عضو شدم من مرینتم
خوشبختم
منم از اشنا ای باهات خوشحالن
سلام داستانت عالی بود ادامه بده
ممنون💚
باشه
خواهش
سلام دوباره 😐
سلام😐