
سلام اینم پارت پنج داستان. ناظر جون لطفا منتشر کن و شخصیش نکن ج*و"ن هرکی د* و * س* ت د*ا* ری

لیسا : بابام میخواد اینجا کمپانی بزنه. یونا : خوبه پس منم برای کار میام کمپانی شما. لیسا : باید دنبال خونه بگردم قراره یه مدت طولانی اینجا باشم. یونا : چرا تو خونه ی من نمیمونی؟ لیسا : نه قراره چند سال بمونم. یونا : پس از فردا دنبال خونه میگردیم. بعد از یه هفته گشتن یه خونه ی آپارتمانی پیدا کردن. اثاث کشی تموم میشه. ساعت 12 شب لیسا میخوابه یهو صدای یه آهنگ بلند میشه. (fire, fire, fire, fire) لیسا از خواب میپره. لیسا : یادم نمیاد تلویزیونو روشن گذاشته باشم. بعد پامیشه میاد تو پذیرایی میبینه تلویزیون خاموشه ولی هنوز صدای موزیک میاد. از خونه میاد بیرون میبینه صدا از خونه ی واحد بغلیشه بعدم میره به در محکم میزنه یه نفر میاد درو باز میکنه.
جیهوپ : سلام چیزی شده؟ لیسا : نه اگر صدای موزیکت بذاره بخوابم. جیهوپ :یعنی صداش انقدر بلنده؟ لیسا : نه پس کمه اگه کم بود من اینجا نبودم. جیهوپ : ببخشید من نمیدونستم صداشو انقدر بلنده الان قعطش میکنم. لیسا : پس میخواستی قعطم نکنی یه بار دیگه صدای موزیک بلند شه گزارش میدم. جیهوپ : باشه دیگه صداشو بلند نمیکنم. خدانگهدار. لیسا بدون حرف میره جیهوپ هم میره تو. جیهوپ : چطور منو نشناخته یا چشاش ضعیف بوده یا هم شب بود نفهميده منم. فردا صبح از خواب بیدار شدم آماده شدم برای رفتن به سرکار و بعد یه قهوه خوردم از خونه اومدم بیرون به سمت آسانسور رفتم کلیدشو فشار دادم. منتظر موندم بیاد بالا در همون حین زیپ کیفم باز کردم میخواستم
ببینم سوئیچ ماشينو جا نزاشته باشم. آسانسور رسید رفتم داخل کلید پارکینگ فشار دام همراه با من یه نفر دیگه هم اومد. سوئیچ ماشينو پیدا کردم دستم گرفتم و زیپ کیفمو بستم. سرمو که بلند کردم دیدم یکی داره به من نگاه میکنه فهمیدم همون همسایه بغلیس که دیشب به خاطر موزیک بلندش رفتم در خونش. لیسا : چیزی شده؟ جیهوپ : نه. لیسا : فکر کردم چیزی شده اینجوری بهم نگاه میکنی. آسانسور به پارکینگ رسید بهش اجازه ی صحبت ندادم اومدم بیرون به سمت ماشینم رفتم سوار شدم به سمت کمپانی حرکت کردم. جیهوپ وفتی که سوار آسانسور شدم دیدم همون همسایه بغلیس که دیشب اومد جلو در خونه بهش نگاه کردم که منو بشناسه چون فکر کردم دیشب خوابالو بود منو نشناخته ولی بازم منو نشناخت تازه فکر کنم با خودش
فکر کرد حتما من د ی و و ن م که دارم نگاش میکنم بعد از اون مکالمه ی کوتاه بینمون از آسانسور رفت بیرون در همون حین موبایلم زنگ خورد نامجون بود. وصلش کردم. نامجون : سلام کجایی؟ جیهوپ : سلام پارکینگ خونه دارم میام. نامجون : قرار بود نه اینجا الان نه و نیمه امروز فیلم برداری داریم دیشب بهت گفتم نرو خونه بمون که همه با هم بریم که کسی دیر نکنه گوش نکردی رفتی خونه ی خودت. جیهوپ : دیشب تا دیروقت تمرین میکردم که همسایم اومد جلو در خونه اعتراض کرد به خاطر همین دیر خوابیدم الانم زود خودمو بهتون میرسونم نگران نباش. نامجون : استودیو تمرین میکردی خب چرا رفتی رفتی خونه باشه زودتر بیا منتظرتیم. جیهوپ : باشه. بعدم موبایلمو قطع کردم رفتم محل فیلم برداری وقتی رسیدم با اعتراض کل اعضا رو به رو شدم سریع رفتم برای گریم بعدش لباس پوشیدم با بقیه ی اعضا رفتیم جلوی دوربین برای ضبط.
لیسا همین طور که داشتم رانندگی میکردم یونا بهم زنگ زد تماسشو وصل کردم. لیسا : سلام خوبی صبح بخیر. یونا : سلام آره خوبم تو خوبی صبح تو هم بخیر کجایی؟ لیسا : دارم میرم کمپانی تو کجایی چیکار میکنی؟ یونا : یه چیزی بگم باورت نمیشه هفته ی پیش برای مصاحبه ی کمپانی بیگ هیت رفتم فکر نمیکردم قبولم کنن بهم زنگ زدن گفتن که میتونم از فردا کارمو تو کمپانی شروع کنم خیلی هیجان زدم بالاخره میتونم بی تی اس و از نزدیک ببینم به خاطر همین باید جشن بگیریم یه د*ی*س*ک"و خیلی معروف میشناسم که شنیدم اعضای بی تی اس گاهی اونجا میرن اسممون رو از سه روز پیش واسه امشب دادم هرکس نمیتونه بره حتما باید بیای. لیسا : اسم کمپانی رو شنیده بودم ولی نمیدونستم برا بی تی اس خیلی برات خوشحالم اینجوری حتما میتونی ببینیشون باشه سعی میکنم امروز کارمو زودتر تموم کنم برم خونه آماده بشم آدرسو برام بفرست اونجا میبینمت موفق باشی.
یونا : باشه میفرستم دیر نکنی تو هم موفق باشی. بعدش تلفنو قطع کردم چند دقیقه بعد رسیدم کمپانی از لحظه ی ورودم همینطور کار ریخته بود سرم منشی چوی اومد سمتم. آقای چوی : سلام صبح بخیر خانم. لیسا : سلام امروز باید چیکار کنیم. آقای چوی تبلتشو روشن کرد بعد شروع کرد به توضیح دادن : مکانی که قراره شو لباس برگزار بشه رو خودم دیدم همه چیش آمادس مدل ها دارن تمرین میکنن آقای پارک به همه چی نظارت میکنه خیالتون راحت باشه(ادامه تو نتیجه صحیح)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بعد از قرن ها عالی بود
بعد از یک سال 😬 داشتم ناامید میشدم