
سلام ناظر لطفا امروز منتشرش کن ممنون
ا.ت: اسم خواننده که میاد یاد تهیونگ میفتم چرا آخه هنوز دلم باهاشه ایکاش بهش می گفتم هنوز دوسش دارم 🥺 بعد از اینکه کریس و سوهو متن و خوندن نوبت من شد ا.ت: هوفف نوبت منه کریس :بلههه ا.ت :شروع کردم به خوندن از اون طرف هم سوهو داشت صدام و ظبط می کرد تمام احساساتمو ریختم و به پایان رساندم متن و سوهو :عالی بود ا.ت مطمئنی نمی خوای خواننده بشی ؟ ا.ت : چرا دوست دارم ولی سختی هایی داره کریس:همچی سختی های خودشو داره اگه واقعا دوست داری آیدل بشی برو به چند تا کمپانی ادیشن بده شاید به کار آموزی قبولت کردن ا.ت :باشه .سوهو : فکر کنم واسه امروز کافی باشه نه من یکی خسته شدم .کریس: آره منم.ا.ت: پس بریم بیرون یک چیزی بخوریم چطوره؟ .کریس :عالیه .سوهو :پس بریم ا.ت: با بچه ها رفتیم به یک رستورانی که غذاهای خونگی درست می کرد خوراک کیمچی با س ج و سفارش دادیم تا بیارن واسمون قبلش با بچه ها چند تا عکس گرفتیم غذا رو خوردیم و از اونجا زدیم بیرون کریس م،ست شده بود مجبور شدم خودم ببرمش خونه از سوهو خداحافظی کردم و تاکسی گرفتم. بلخره بعد یک ساعت رسیدم خونه در و باز کردم که متوجه شدم یکی داخل خونه است آروم وارد شدم و رفتم توی پذیرایی قبلش زنجیر چرخ و برداشتم(اومایی گادددد 😐😂) تا وارد پذیرایی شدم زنجیر از دستم افتاد همونطور به اون فرد خیره شدم خب حدس بزنید کی بود؟ بزن بعدی اونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن جونگ کوک بود 🥺 از تعجب و بغضی که داشتم همونجایی که ایستاده بودم خشکم زد ،کوک: سلام به خانم کیم حالتون چطوره؟ شنیدم احساسات هیونگ امو بهم ریختی ا.ت : سلام 😔 کوک: رفتم بازو های ا.ت او گرفتم بهش گفتم : ا.ت تهیونگ خیلی دوست داره چرا نمی خوای باهاش باشی ها چرااا متوجه بغضی که داشت شدم و شروع به گریه کردن افتاد هیچ وقت ا.ت و موقع گریه کردنش ندیده بودم بغلش Kim Rose
بغلش کردم تا آروم بشه * همون کاری که تهیونگ بهم گفته بود باعث آروم شدنش میشه بعد نشوندمش روی مبل و خودمم کنارش نشستم کوک : ا.ت لطفا دلیلش و بهم بگو ا.ت: کوک من خیلی شرمندهام 😭 نباید به اون سادگی تهیونگ رو می رنجوندم من ...هق...من.. خيلی دوسش دارم😭💔 کوک :این حرف رو ا.ت زد و بعدش بیهوش شد بغلش کردم بردمش توی اتاقش پزشک شخصیمو به بادیگارد گفتم که بیارتش اینجا دکتر : آقای جئون چیزی نیست فقط به خاطر فشار عصبی که بهش دست داده فشارش افتاده کوک : دکتر به دست ا.ت سرم وصل کرد و تا تمام شدنش اینجا موند و بعد رفت......... توی اتاق ا.ت کنار تخت روی زمین نشسته بودم به صورتش زل زدم و زیر لب به آرامی گفتم : تو که عاشقشی چرا اینقدر لجبازی کردی ؟ به تهیونگ زنگ زدم و از من حال ا.ت و پرسید بهش یکمی توضیح دادم چه اتفاقی افتاد و گفتم حالش خوبه الان توی اتاقش بیهوش تهیونگ : تا وقتی بیدار نشد بر نمی گردی و بهم خبر بده که حالش خوبه کوک:باشه هیونگ خودمم قست داشتم پیشش باشم تا به هوش بیاد تهیونگ: راستی ازش پرسيدی که منو بخشیده یا نه؟ کوک: آره بهم گفت که شرمنده است و هنوز دوست داره تهیونگ: واقعا خیلی خوبه پس فردا میام اونجا باشه؟ کوک : اوکی داداش 😗 توی همین فکر ها بودم و سرم و گذاشته بودم لبه ی تخت ساعت ۲ سحر شده بود دیگه نتونستم بیدار بمونم همونجا خوابم برد Kim Rose
صبح روز بعد 🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤🌤 ا.ت: از خواب بیدار شدم روی تخت نشسته بودم که یادم اومد من اصلا دیشب نخوابیدم که آهاا باز بیهوش شدم هوفف دستی به موهام کشیدم و سرمُ بر گردوندم دیدم جونگ کوک اینجا خوابش برده به آرومی از روی تخت پایین اومدم و از توی کمد اتاق مهمان بالشت و پتو براش آوردم روی زمین براش جا پهن کردم و آرومی که بیدار نشه سرش و از روی تخت بلند کردم مثل یک بچه حالت گهواره بغلم بود گذاشتم روی تشک انقدر خسته بود که اصلا تکون نخورد اسپیلت و روشن کردم پتو رو هم روش کشیدم ، از اتاق خارج شدم رفتم تو پذیرایی که اون دوتا بادیگارد رو دیدم سریع بلند شدن و بهم سلام کردن یکیشون آقا و اون یکی خانم بود ، رفتم براشون قهوه درست کردم و بهشون دادم و از من تشکر کردن ساعت ۸ صبح بود رفتم توی اتاقم دیدم کوک بیدار شده و داشت دکمه های بالایی پیراهن سفیدش و می بست راستی بهتون نگفته بودم من آرمی دو آتیشه ام با اینکه از تهیونگ یک مدت دلخور بودم ولی بازم طرفدارشون بودم ا.ت : سلام به آقای جئون *به کناره در تکیه داده بودم کوک : خمیازه ایی کشیدم و گفتم: سلام حالت بهتره؟ ا.ت : ممنون خوبم تو چطوری گردنت درد نمی کنه ؟ آخه پسر با کدوم عقل سرت و لبه تخت گذاشتی و خوابت برده؟ کوک : 🥱😂 خداروشکر تو دوست دخترم نیستی وگرنه بیچاره بودم 🤣 Kim Rose
سلام واقعا معذرت میخوام که دیر گذاشتم ولی امروز دوتا پارت از این داستان و داریم لایک و نظر یادتون نره فالو =فالو
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
چرا دیگه بقیه پارت ها رو نیست
تا پارت ۱۱ گذاشتم
عالییی بود 💜💜
سلام به شما خوشملا ^-^
من مدیر کمپانی rt اون جانگ هستم *-*
اگه میخواید آیدل شید حتما به کمپانی ما سر بزن 😉
اینجا اصلا به شما سخت نمیگیرم و تکالیف خیلی کمی میدیم 😁
هم دختر هم پسر هم میپذیریم 😄💖
ببخشید آگه ناراحت شدید پاک کن 😔
عاااااااااااالیییییییییییی