
از زبان لایلا : جایی مخفی شدم که دوربین نداشت . بقیه را نگاه می کردم که باز اون مرینته ...😠 یک لحظه فکر کردم کسی من رو نگاه می کنه نگاهی کردم کسی نبود فکر کنم خیالاتی شدم . از زبان مرینت : همینطور محوش شده بودم... تا نمایش تموم شد. تو فکر بودم که یکی منو کشوند . لایلا بود !😨 🤎 هی تو چی فکر کردی ؟ آدرین مال منه ❤ چی مال تو ؟ 🤎 دیگه حق نداری به ... حرفشو ناتموم گذاشت و رفت . بعدش فردا چمدون بستم با پرواز مدرسه رفتم پاریس .
ساعت ۳ ظهر بود . وقت گذشت زنی با گربه سیاه شده بود . رفتیم جایی که بود . 🖤 بانوی من خبر مهمی دارم ❤بگو پیشی 🖤 ارباب شرارت گابریل اگراسته ❤ چی؟!اما اون یک بار شرور شد 🖤 درسته ولی تقریبا مطمئنم خودشه ❤ از کجا میدونی ؟ 🖤فقط میدونم که اون شاید بخواد همسرشو زنده کنه با دو تا معجزه گر .❤ راست میگی همسرش امیلی . 🖤 بهتره بریم خونش ❤ مطمئنی ؟ 🖤 آره . رفتیم خونش از زبان گابریل : گربه سیاه و دختر کفشدوزکی ؟! ❤ ما اومدیم کاری کنیم همسرت زنده بشه گابریل : چیزی که گفته بود تا چند دقیقه باورم نمیشد . ولی بعدش به سمت تابوت بردمشون. دختر کفشدوزکی : کت قیافه عجیبی داشت . ❤گربه سیاه وقتشه .🖤 باشه . دست همو گرفتیم و آرزو کردیم امیلی زنده بشه . یکدفعه اتفاق خیلی عجیبی افتاد .دست ها و چشمای امیلی تکون خورد و
امیلی زنده شد . گابریل هم به ارباب شرارت بودن اعتراف کرد 🖤حالا که ارباب شرارت وجود نداره وقتشه که ... ❤ آره وقتشه . یعنی گربه سیاه کیه ؟ 🖤پلگ پنجه ها داخل ❤😯 آدرین گربه سیاه هست . باورم نمیشه . خانواده گابریل همو بغل کردند . منم گفتم خال ها ناپدید آدرین خیلی متعجب بود . امیلی : ممنونم پسرم و خانم جوان .
لطفا لایک و فالو کنید تا پارت بعدیش بزارم....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
بعدییییییییی😍😍
خوردنقهوه☕💕
هاعی^^🪐💕
ما ᴏᴍᴇɢᴀ- هستیم•-•🥲❤
با²⁴تاعضوکیوت^^🦕💕
بهفنهامون𝑓𝑜𝑟-𝑥میگیم•-•🥺💖
فوراکسمامیشیکیوت؟^^🐰🤍
-----------------
بابتتبلیغصاریییی^^🌝💕
مایلبهپین؟•-•✈🤍