
سلامممم من این پارت رو درست مردم گذاشتمش رد شد امیدوارم مه ایندفعه بره
لیا: باید صورتت رو عوض کنم جیمین:هننننن چرااااا لیا:فکر نمیکنی اگه تو رو با من ببینن شایعه درست شه یادت نرفته که دیروز خونتون ترکید هوم؟ جیمین:یادمه پس بکن دیگه یه وردی رو زیر زبون خوندم و قیافه ی جیمین کلا عوض شد یه اینه دادم دستش جیمین:یا خود خداااااااا چقدر تغییر کردمممم موها رو جوننن این صورتم هم ارمی ک*ش هاااا لیا:ایش از خود راضی😒 جیمین:😌 لیا:بریم؟ جیمین:بریم از زبون جیمین بعد اینکه با لیا یکم لج کردم رفتیم صبحونه بعد صبحونه لیا میخواست بره برای بورا لباس بخره بچه رو داد به تهیونگ
گفتم میرم باهاش رفتم لباس پوشیدم و رفتیم تو ماشین لیا: باید صورتت رو عوض کنم یه لحظه هنگیدم یعنی جی جیمین:هننننن چرااااا لیا:فکر نمیکنی اگه تو رو با من ببینن شایعه درست شه یادت نرفته که دیروز خونتون ترکید هوم؟ راست میگفت ولی زیاد نگران نبودم جیمین:یادمه پس بکن دیگه یه وردی رو زیر زبون خوند و قیافه ی من کلا عوض شد یه اینه داد بهم جیمین:یا خود خداااااااا چقدر تغییر کردمممم موها رو جوننن این صورتم هم ارمی ک*ش هاااا لیا:ایش از خود راضی😒 جیمین:😌 لیا:بریم؟ جیمین:بریم فکر کنم حسودیش
شد حالا هر چی🤣 از زبون لیا :میگم جیمین من اینجا هیچ لباس فروشی بچه نمیشناسم میشناسی؟ جیمین:منم نمیشناسم بزار بزن ببینم چی میاره گوشیش رو در آورد تو مپ سرچ کرد خداراشکر نزدیک بودیم و رسیدیم لیا:پیاده شو جیمین:اوک پیاده شدیم رفتیم تو خیلی توش قشنگ بود فروشنده:سلام خوش اومدید لیا و جیمین:مرسی فروشنده:اگه چیزی مد نظرتونه بهم بگین لیا:باشه رفتم جلو یه لباس خیلی قشنگ دخترانه توجهم رو جلب کرد خیلی کیوت و گوگولی بودددد اونو برداشتم و نزدیک ۱۰۰ تا لباس انتخاب کردم پوشاک و شیشه شیر و
مشغولیت و… جیمین هم کمکم میکرد و نظر میداد از زبون جیمین وقتی رسیدیم پیاده شدیم و رفتیم تو و یه مکالمه ی کوچیک با فروشنده داشتیم بعد لیا رفت سمت اون لباس گوگولیه چشمانش از ذوق داشت برق میزددددد بعد از اینکه هر لباسی رو برمیداشت نظر منم میخواست همشون خیلی خوشمل بودن بعد از اینکه خرید تموم شد رفتیم تو ماشین از زبون لیا بعد از اینکه خرید تموم شد وسایل ها رو چیدیم تو ماشین راه افتادیم طرف خونه و هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد رسیدیم با کمک جیمین پلاستیک ها رو برداشتیم و وارد شدیم
جین:یاع سلام چخبرتونهههههه لیا:خو بچه لباس ندارههههه جین:عه راست میگی جیمین:منم اینجا عم هااا جین:تو کی باشی ؟ جیمین:جیمینم دیگه جین:خخ جیمین مگه صورتش اینطوریه؟ لیا: عههههه بسه دعوا نکنین خب آقا من برای اینکه فن ها جیمین رو وسط خیابون نشناسن صورتش رو عوض کردم اااا اه بیا صورتش برگشت 😂 جین: ای وایییی من هنوز به این قدرت هات عادت نکردم ببخشید😄 لیا:اشکال نداره لیا:جیمین پلاستیک ها رو بده بهم جیمین:سنگینه خودم میارم لیا:اوکی پس بیزحمت بیارشون اتاق بورا جیمین: اوکی رفتیم اتاق پلاستیک ها رو زمین گذاشتیم و لیا:مرسی که کمکم کردی 💜 جیمین:خواهش میکنم💙 جیمین رفت پایین منم مشغول تا کردن لباس ها بودم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عععععععااااااااااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بودددددددددددددددددددددد پارت بعدی پلیز
اگه وقت کردم چشم🙃✨
انیو لاوم پلیز تو اک کاربر ༻ᵀ"ᴾᴼᴾ༻ تو نظرسنجی "بهترینگروه" به "اکس اسنو" رای بده 🍓🥛 اگه رای دادی بگو فالوت کنم 🍓🥛 رای تو برامون خیلی باارزشه🌚🍓
_میجو
اوکیه عزیزم😁
اوخی چه ناززز
😀✨