
برای پارت بعد ۱۰ لایک و ۱۰ کامنت پارت بعد در اختیار شماست😄😄
مرینت:بیا بریم از مامانامون بپرسیم بعد فردا بیایم اینجا و برای هم حرفای مامانامون رو تعریف کنیم😄آدرین:اره خوبه،فقط میشه شمارت رو داشته باشم و اینکه ساعت چند بیام اینجا؟مرینت:شمارم......(خودتون یک چیزی بزارید جاش)و فردا ساعت ۶ عصر.آدرین:باشه پس من دیگه میزم خداحافظ.مری:بای. از زبان مرینت:به نظر نمیمد پسر بدی باشه خیلی خنده رو و مهربان بود.من الان با یکی از سرزمین خورشید حرف زدم اونم کی؟پسر پادشاه سرزمین خورشید.بابام بفهمه خونم پایه خودمه.ماریتا:تو چیکار کردی؟
مرینت:ام.....آه.....چیزه!ماریتا:اگه کامل تعریف کنی به کسی چیزی نمیگم!ماریان:ولی اگه به من نگید به بابا میگم.مرینت و ماریتا:ماریان!ماریان:بگید ببینم چی شده؟مرینت:بشینید رو تخت تا براتون تعریف کنم.ماریتا و ماریان:باشه.مرینت:خب...(و جریان صبح رو تعریف میکنه)ماریتا:منم میخوام بدونم جریان این جنگ چیه پس بهت کمک میکنم.ماریان:اگه شما هستید پس منم هستم.
مرینت:ممنونم.سه تایی رفتیم دم در اتاق مامانم.《تق تق》سابین:کیه؟مرینت:ماییم مامان.سابین:بیاید تو.مرینت:مامان ما میخوایم بدونیم جریان این جنگ چیه؟مامانم اول میخواست مارو بپیچونه ولی وقتی دید ما چقدر مسمم هستیم شروع کرد به صحبت کردن:چندین سال پیش وقتی پدرت ۱۳ سالش بود و سرزمین ها در صلح بودن پدربزرگت گیلبرت شرکت آگرست رو ورشکست کرد پدر گابریل رافائل گفت که انتقام میگیره و این جنگ شروع شد در این جنگ آن ها شهید شدند(ناظر رد نکن)و تام به گابریل پیشنهاد دوستی داد ولی گابریل رد کرد و این جنگ رو ادامه داد تا الان هم ادامه داشته.
تام:حالا که ماجرا رو فهمیدید برید بیرون و من و مادرتون رو تنها بزارید!همه:پدر ما......تام:گفتم برید و من و مادرتون رو تنها بزارید. همه:چشم پدر😔😔《و از اتاق رفتن بیرون》از زبان تام:سابین چرا به اونا گفتی من که گفتم نمیخوام اونا بدونن.
سابین:اَ/ض*ی_ظَ-م اونا بچه هامونن بالاخره که میفهمیدن. تام:این کارت رو توجیه نمیکنه. سابین:داری بزرگش میکنی😑 تام:حالا هرچی.《و از اتاق رفت بیرون》از زبان آدرین:وقتی رسیدم خونه رفتم تو اتاقم و با خودم گفتم چجوری از زیر زبان مادرم حرف بکشم؟کاگامی(توی داستام من کاگامی دختر خاله ی آدرین و مادر و پدرش رو از دست داده واسه همین با آدرینشون زندگی میکنه💔)میخوای از خاله املی چی بپرسی؟آدرین.................
آنچه خواهید دید:کا...کا..کاگامی!! ..........کاگامی:باید با من ا_ز*د"و/ا$ج کنی😈........... آدرین:باشه مادر............... مرینت:رسید لباسشم با من ست بود!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
9-خاص عالییییییییییییییییییییییییییییییی
عالی ولی عزیزمو اشتباه نوشتی اینطوریه عزیزم
میدونم عزیزم چجوری نوشته میشه حروفشو عوض کردم که منتشر بشه😁😁
اهان
بی نظیر بود
فقط یه تیکش سم بود
شهید شدن؟ 😂💔
آخه جور دیگه رد میشد😅
و اینکه اونا برای دفاع از سرزمینشان شهید شدنند کجاش سمه؟😐😑
مهربون و دوست داشتنی ❤️❤️
مرسی😍😚😚😚
نهههههههههههههههههههههههههههه اریگامی نهههههههههههههههههه
آرام باش فرزندم آرام باش ولی باید زودی شرایت رو کامل کنید(۱۰ لایک ۱۰ کامنت)
وگرنه اینا رو به هم میرسونم سرنوشت اونا دست شماست
مغرور
😘😘😘💕 آفرین داستانت خیلی خوب بود
ممنون😘😘😘😘
بی نظیر بود 💗
ممنون😍😘😘