پاییییننننن
سلامممم من پارت ۲ داستانمو دستم رف روش حذف شد😐💔این تستو ساختم دوباره بزارمش برو بخونننن
(برویم ب عمق داستان😐) از زبون مرینت دلم میخواست غش کنمممم(😐💔) ادرین: خیلی خوبه ممنون مرینت: عم برو گمش.....ینی خواهش😅(جررر😂😐💔) ادرین: خب تو راجب چ حیوونی میخوای تحقیق کنی ( باید هردوتاشون ی حیوونو انتخاب کنن بعد تحقیق کنن) مرینت: گربه| ی دفه گفم گربه چون تو فکر کت نوار بودم🤦🏻♀️ مرینت: خب تو راجب چ خر.....ینی راجب چ حیوونی میخوای تحقیق کنی😐😅(بیاین جمعش کنین من نمتونم جمعش کنم😂💔)
ادرین: کفشدوزک مرینت: افتصا......ینی عالیههه😀😐 از زبون ادرین تو فکر لیدی باگ بودم ی دفه گفم کفشدوزک ((مرینت و ادرین رفن تو بخشی ک حیوونارو نگه میدارن و دارن رو ی کفشدوزک و گربه تحقیق میکنن))
مرینت دوست خیلی خوبیه ازش خوشم میاد ب عنوان ی دوست( خیلی دلم میخواد بزنم تو دهنش🙂😐) امروز زیاد روز خوبی نبود با مث همیشه پدرم از همه کارایی ک دوسشون دارم مردودم کرد از کاگامیم جدا شدم😓ولی با مرینت عالیه الان😀
پیام بازرگانی وسط میراکلس😐 البته اسم داستانم معجزس اگ لایک نکنی کامنت نزاری فالو نکنیییی میگم لایلا بیاد تو خوابت بعد خو خوابت ادرین و لایلا باهم ازدواج کنن بعد ادرین با مرینت بد شههه بکشتش یوها هااااا😐🔪
از زبون کاگامی دیدم لوکا داره نگام میکنه عین🐶 😐 منم نگاش کردم لوکا: چن دقیقس تو فکری صدات زدم نشنیدی میخواستم بگم برای تحقیق چ حیوونی رو انتخاب میکنی کاگامی: اژدها| چیزی ب غیر از اژدها ب ذهنم نرسید لوکا: عالیه من انتخابم ماره کاگامی: خوبه ((رفن تحقیق کردن تموم شد)) زنگ تفریح بود آلیا ادرین و نینو و من و مرینت و لوکا و رز و کیم رو جمع کرده بود ی چالش گذاشه بود هرکی اسمش با اون یکی در اومد باید باهم برن بستنی آندره لایلا سر و کلش پیدا شد لایلا: سلام چالش دارین میشه منم باشم آلیا: عم اسمت نیوفتاد ببخشید ول میتونی نگا کنی لایلا: اوه باشه اشکال نداره
از زبون مرینت اه بازم این آش**ل سر و کلش پیدا شد آلیا اسمامونو رو برگه نوشت تو یه کاسه ریخت بعدم قاطیشون کرد آلیا: خب اولین کسایی ک باهم میرن....رز و کیم هسن رز: عممممم واقعا کیم: خب باش (توجه اینا باهم نیسنا فقط چالشه😐) آلیا: خب بعدی من و.....نینو هسیم😆 کاگامی: چ خر شانس😐 (اروم گفت اینو😐) آلیا: خب نفر بعدم....کاگامی و لوکا هسن از زبون کاگامی چی چیییی😐 باورم نمشه با لوکا افتادم ول پسر خوبیه ازش خوشم میاد آلیا: نفر بعدم مرینت و ادرینن از زبون مرینت الان بود ک غش کنم واقعاااا دلم میخواست جججییغ بزنممم🤩 از زبون کاگامی دیدم داشن میرفتن همه ک لایلا از سر حسودی و حرص میخواست مرینت و بندازه چون دست ادرین و گرفته بود سریع رفتم و پامو دور پاش پیچوندم و انداختمش کاگامی: واقعا ببخشید ببخشیددددد😒 لایلا: ایرادی نداره😤 (نیگا بچم چقد خوفه بش هیت میدین ایشششش😐)
فالویی بک بده
باش